صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۷ آبان ۱۳۸۷ - ۰۸:۲۴  ، 
شناسه خبر : ۵۹۰۰۷

بصیرت: جرج دبلیو بوش چهل و سومین رئیس جمهور ایالات متحده در طول دو دوره حضور در کاخ سفید روابط پرفراز و فرودی را با سازمان ملل تجربه کرد.
جرج دبلیو بوش چهل و سومین رئیس جمهور ایالات متحده در طول دو دوره حضور در کاخ سفید روابط پرفراز و فرودی را با سازمان ملل تجربه کرد. در سال 2003 میلادی کاخ سفید بی توجه به قطعنامه سازمان ملل – که استفاده از زور علیه کشور دیگر را ممنوع اعلام کرده است – به عراق حمله کرد. جان بولتون که به مخالفت با مرجعیت سازمان ملل در معادلات بین المللی شهرت دارد، به دستور شخص بوش به عنوان نماینده ایالات متحده راهی مقر این سازمان شد.
زمانی که هانس بلیکس به عنوان بازرس تسلیحاتی سازمان ملل به منظور بررسی صحت ادعای کاخ سفید مبنی بر دستیابی صدام حسین به تسلیحات کشتار جمعی به عراق سفر کرد. جاسوسان آمریکایی دفترش در ساختمان سازمان ملل و منزلش در نیویورک را مورد بازرسی قرار دادند. برملا شدن این مسئله ضربه ای جبران ناپذیر به کاخ سفید و اعتبار جورج بوش بود. در مجمع عمومی سازمان ملل در سال 2006 هوگو چاوز رئیس جمهوری ونزوئلا از همان تریبونی که بوش چند ساعت قبل جهانیان را مخاطب قرار داده بود، رئیس جمهور آمریکا را شیطان خواند.
کمتر از دو ماه دیگر جورج بوش کرسی خود را یا به شریک جمهوری خواهش جان مک کین می سپارد و یا به کاندیدای سیاه چرده و دموکرات این رقابت باراک حسین اوباما. منفورترین رئیس جمهور تاریخ سیاسی آمریکا در حالی که از کاخ سفید اسباب کشی می کند که به هیچ کدام از دغدغه هایش در طول این هشت سال پایان نداده است. تروریسمی که از سال 2001 تا 2008 بارها از زبان بوش شنیده شد همچنان امان نیروهای ناتو در افغانستان را ربوده است.
خشونتی که بوش به دنبال ریشه کنی آن بود هر روز حمامی از خون در عراق به راه می اندازد. اشاعه دموکراسی که بهانه آمریکا برای حمله به این دو کشور بود تبدیل به شعاری دلفریب اما غیرقابل تحقق شده است. صلح میان اسرائیل و فلسطین همان رنگ و بوی رویا را دارد و البته آمریکا، امروز نه تنها آن ابرقدرت محبوب بسیاری از قلب ها نیست بلکه با بحران های داخلی و بین المللی جدی مواجه است که هر یک از آنها می تواند زمینه فروپاشی این قدرت یکه تاز جهانی را فراهم آورد.
1- بحران اقتصادی:
انتخاب ریاست جمهوری ایالات متحده در حالی در روز چهارم نوامبر سال جاری برگزار خواهد شد که جامعه آمریکا درگیر بحران عظیم اقتصادی است که به صورت ورشکستگی و سقوط در فروش سهام شرکت ها و مؤسسات مالی و بانکی نمود یافته است.
با وجود تداوم بحران می‏توان پیش بینی کرد که هر یک از کاندیداهای دموکرات و جمهوریخواه تلاش خواهند کرد با ارائه طرح ها و ایده هایی برای حل این بحران نظر افکار عمومی را به خود جلب کند و دقیقاً در همین راستا است که بوش طرحی برای اختصاص و تزریق 700 میلیارد دلار به بازار ملی این کشور برای جبران ورشکستگی مالی شرکت و مؤسسات مالی ارائه داده است.
2- ناتوانی در حل مشکلات عراق و افغانستان:
بوش در سخنرانی سرشار از حمله و تهدید 10 نوامبر2001 درسازمان ملل دست کم 37 بار از واژه ترور و تروریسم استفاه کرد و واژه های تهدید، شیطان، قتل، مرگ، سرکوب و خشونت در عبارات او موج می زد، بوش در این سخنرانی، آشکارا اعلام کرد «هیچ گوشه ای از جهان – برای پناه دادن به آنها در امان نیست.» او همچنین در 12 سپتامبر 202 از واژه های عراق و عراقی بیش از 60 بار در سخنرانی سازمان ملل استفاده کرد و حتی از عملکرد دولت عراق در جنگ علیه ایران و کویت و نیز قطعنامه های مکرر سازمان ملل در خصوص این کشور استفاده کرد.
و پیامد این سخنان حمله به کشور عراق بود در حالی که آشکارا اعلام می کرد برای ایجاد دموکراسی و رعایت حقوق بشر است و حتی پیشنهاد تشکیل بنیادی برای آزادی ها داد و اذعان کرد: «از آنجا که باور دارم که بسط و پیشرفت آزادی راهی است به سوی یک دنیای بهتر و امن تر لذا پیشنهاد تشکیل بنیاد دموکراسی در سازمان ملل را داده ام.»
اما امروز نه تنها از آزادی و دموکراسی در این کشورها خبری نیست بلکه حال وروزاین کشورها به مراتب وخیم تر از زمان اشغال آمریکا است. ناامنی و کشتار غیرنظامیان و جنایت های بی شمار آمریکائیان نه تنها مردم این دو کشور را عاصی کرده حتی عذاب وجدان ناشی از جنایات شان گریبانگیر نظامیان آمریکایی شده و روز به روز بر تعداد خودکشی آنان افزوده می گردد.
3- مشکلات جدی در منطقه قفقاز بویژه گرجستان و منازعه با روسیه:
بوش که از گرجستان و اکراین به عنوان دو کشوری که در مسیر استقلال و دموکراسی قرار گرفته اند در سخنرانی خود در سازمان ملل در سال 2007 یاد کرده بود ناگهان تبدیل به منطقه بحرانی بین آمریکا و روسیه گردید. بگونه ای که روسیه محل استقرار سیر موشکی آمریکا یعنی لهستان را تهدید به حمله بمب اتم نمود.
و همزمان، روسیه با اعزام ناو اتمی پطرکبیر به حیاط خلوت آمریکا قدرت خود را به رخ آمریکا کشید و آشکار اعلام کرد پرچم نیروی دریایی روسیه به اقیانوس ها برخواهد گشت.
ناو پطر کبیر مسلح به 20 موشک کروز اتمی و 500 موشک سطح به هوا است و یکی از بزرگترین ناوهای جنگی روسیه است که برای شرکت در مانور نظامی مشترک روسیه با ونزوئلا رهسپار دریای کارائیب شده است.
لذا می توان گفت بوش، چهل و سومین رئیس جمهور آمریکا آغازی شرورانه و پایانی شرم آورانه دارد که هیچیک از رؤسای جمهور آینده (مک کین یا اوباما) به راحتی نخواهند توانست در زیر بار بحران های ایجاد شده توسط بوش کمر راست کنند.

نام:
ایمیل:
نظر: