چکیده بصیرت:مطالعات روز:::شیعیان کشور عراق به رغم جمعیت حداکثریشان ، در طول تاریخ این منطقه از جهان به ویژه در دوران دولت های معاصر عراق ، از انجام فعالیت های سیاسی محروم بوده و همواره در حاشیه قدرت سیاسی قرار گرفته اند . پس از پایان حکومت فرقه گرا وغیر دمکراتیک حزب بعث عراق در سال 2003 و ضرورت شکل گیری ساختار سیاسی جدید این کشور مبتنی بر رای وخواست کلیه اقوام و طوایف عراقی ، جریانات سیاسی ضد شیعی در عراق این گونه استدلال می کنند که روی کار آمدن دولتی مدرن در عراق ، مستلزم وجود نخبگانی کار آزموده وبا تجربه در عرصه حکومت دار ی است وسپردن قدرت سیاسی وشئون قانون گذاری به شیعیان که از سویی به دلیل در حاشیه قرار داشتن و محدودیت هایی که برای ورود آنها به ساختار قدرت در گذشته وجود داشته است و از سوی دیگر به خاطر فقدان تخصص های علمی و مدیریتی نزد آنان ، می تواند سازندگی این کشور را به تأخیر انداخته و بی ثباتی و نا امنی را به دنبال داشته باشد . تحقیق حاضر بر آن است تا با بررسی توانمندی و قابلیت های شیعیان در حوزه های مختلف به ویژه در زمینه سیاسی ، شایستگی آنان را برای محوریت یافتن در دولت مدرن عراق نسبت به سایر طوایف به اثبات به رساند. مقدمه اینک که فصل جدیدی در تاریخ عراق رقم خورده است و شیعیان عراق که اکثریت جمعیت آن کشور را تشکیل می دهند برای نخستین بار فرصت یافته اند تا به عنوان شهروندان اصلی، حقوق شهروندی خود در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، نظامی و... را مطالبه کنند، ضروری می نماید تا قبل ازتبیین قابلیت های شیعیان و اثبات صلاحیت آنان برای محوریت یافتن در دولت مدرن عراق، چند نکته را به عنوان پیش زمینه بحث مورد توجه قراردهیم الف: شیعیان عراق قطع نظر از زبان ، قومیت ونژاد، به سه دسته تقسیم می شوند 1- شیعیان لائیک: شیعیانی که فقط از لحاظ اسمی شیعه هستند، لکن در حقیقت به مذهب آیین شان پشت کرده و لامذهبی را برگزیده اند، همانند مارکسیستها، سوسیالیستهاو... 2- شیعیان سنتی: این دسته شیعیانی هستند که به سنن و آدابی که از پدران شان برای آنان به جامانده است، به شدت پای بندند و شیعه بودن را صرفاّ به انجام مراسم مذهبی محدود کرده و از هر نوع، نو اندیشی دوری جسته، دخالت و وارد شدن در امور سیاسی و مشارکت در حکومت را بر خود روا نمی دارند. 3- دسته سوم: شیعیانی هستند که هم به ارزش ها و مبانی دینی و مذهبی اعتقاد داشته و برای رشد و گسترش دین و مذهب شان تلاش می کنند و هم برای رسیدن به حقوق شهروندی و مشارکت در ساختار سیاسی، کوشش دارند. وقتی در این نوشتار از شیعیان عراق سخن به میان می آوریم، طبیعی است در عین حال که به همة آنها نظر داریم، مرزبندی فکری و عملکردی آنها را نیز نباید نا دیده انگاریم، زیرا ممکن است در اثر نا آگاهی از طیف بندی های درونی شیعیان عراق، در تحلیل ها دچار اشتباه و احیاناً سوء برداشت شویم. ب: شیعیان عراق با این که در طول تاریخ آن کشور از لحاظ عددی در اکثریت بوده اند، اما از نظر سیاسی و اجتماعی شهروند درجه دوم به حساب می آمده اند. روی این لحاظ و با توجه به حاکمیت اقلیتی به نام سنی (که در حقیقت نه شیعه بودند و نه سنی) در همارة تاریخ عراق، شیعیان نه تنها از تمامی امکانات ملی محروم بوده اند، که مورد شدید ترین شکنجه و آزار رژیم های استبدادی عراق قرار داشته اند. به گفتة «کول هوان»: « در طول بیش از سه دهه حکومت اختناق در این کشور، تیغ سرکوب بیش از هر گروهی بر سر این دسته از مسلمانان فرود آمد.»[iii] 4بر این اساس حضور سازمان یافته و تشکیلاتی پنجاه سالة شیعیان عراق در حوادث گوناگون سیاسی و اجتماعی، می تواند از لحاظ تجربه و کار دانی، آنان را آبدیده ساخته و این توانمندی را برای آنان در پی داشته باشد که در صورت دست یابی به قدرت، بتوانند از عهده ی آن به خوبی بر آیند. همچنین هجرت طولانی و سکنی گزینی اجباری شیعیان در کشور های همجوار، منطقه و اروپایی،گذشته از رنج ها و تلخی های بسیاری که هر مهاجرت و دوری از وطن دارد، آثار و برکات فراوانی را برای شیعیان عراق در بر داشته است، و شیعیان عراق به ویژه احزاب و نخبگان آنان توانسته اند در ابعاد گوناگون سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و فنی تجارب و اندوخته های زیادی را کسب نمایند.در این رابطه آیت الله سید هادی مدرسی از فعالان سیاسی و مذهبی عراق معتقد است که : « شیعیان از وضعیت سیاسی خوبی بر خوردار هستند، به لحاظ این که ما حدود چهار میلیون مهاجر در عراق داریم که اکثریت شان شیعه هستند و تحصیلات و تجربیات خوبی دارند.»[vi] 6تمرکز جمعیت عمده شیعیان در مناطق نفتی و پر آب عراق و اشتغال ویژه آنان به امر کشاورزی و تجارت, موقعیت ممتازی را به لحاظ اقتصادی برای آنان فراهم آورده است. هر چند سیاست های اعمالی دولت های عراق در طول دوران حاکمیت اقلیت سنی بر این کشور, مانع بهره برداری حداکثری این طایفه از موقعیت ممتازشان شده است. «دکتر فب مار» از توانمندی اقتصادی شیعیان عراق این گونه سخن می گوید: «اعراب شیعه قدم های بلندی را در جهت حرکت به سوی پیشرفت در فاصله سال های 1920 تا 1958 برداشتند، ولی پیشرفت بر منطق معینی متمرکز بود. در خارج دولت پیشرفت بیشتری صورت می گرفت تا در درون آن ؛ اگرچه شیعه بدون شک ، حضور خود را در راس گروه سیاسی افزایش می داد، اما در بخش خصوصی بود که اعراب شیعه هویت خود را باز یافتند نه در بخش دولتی. آنها وارد مراتبی بالا در زمینه کشاورزی، تجارت، و امور مالی شدند، بعضی می گفتند آنها در این زمینه ها حاکمیت و تسلط داشتند. تعداد بسیار زیادی از افراد در طبقه نو ظهور زمین دار بخصوص در میان صاحبان زمین قبیله ای جنوب، شیعه بودند. یک بررسی در باره خانواده هایی که در سال 1958 بیش از 30000 دونم[ix] نیروی نظامی مجلس اعلا مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق با وجود عمر اندک و نو پا بودن آن، در عین حال به دلیل این که بنیان گذاران آن سابقه و تجربة سیاسی فراوانی از گذشته داشته و از اعضای برجستة حزب الدعوه به شمار می آمدند و به دلیل حضور و عضویت شخصیت ها و روحانیون بلند پایة عراق در این تشکیلات در کوتاه ترین زمان ممکن به یک حزب و تشکّل قوی و قدرتمند سیاسی و نظامی در سطح داخل و خارج عراق تبدیل شد و در نبرد با رژیم بعث عراق، قوی ترین نیروی نظامی از لحاظ کمی و کیفی به شمار می آمد1. در بارة تشکیلات نظامی این گروه، «جویس ان ویلی» می گوید: «در سال 1983 مجلس اعلا نیروی نظامی خود را با حدود دویست داوطلب سازمان داد، پایگاهی در حاج عمران واقع در کردستان عراق ایجاد کرد و از رزمندگان مسلمان عراقی خواست خود را به آنجا معرفی کنند. در آن زمان ائتلاف گروه های اسلامی سه نوع واحد نظامی داشت: نیروهای ویژه، نیروهای ذخیره و نیروهای بسیج. نیروهای ویژه «بدر» نام داشت و عملیات چریکی در داخل عراق انجام می داد اما در عملیات نظامی ایران نیز شرکت می کرد. از جمله نیروهای بدر، «نیروی حمزه» متشکل از اسرای جنگی عراقی بود که داوطلبانه به نیروهای اسلامی مخالف دولت عراق پیوسته بودند. واحد بسیج از داوطلبانی تشکیل شده بود که آموزش نظامی ابتدایی دیده بودند و دارای سلاح های سبک بودند، اما پولی دریافت نمی کردند. در داخل عراق، مجلس اعلا در امر تدارک گروههای اسلامی مستقل و همچنین مجاهدان خود کمک می کرد.»2 «نیروهای نظامی مجلس اعلا تحت رهبری« محمد تقی مولا» بودند و طبق گزارش ها، بالغ بر چهل هزار نفر می شدند که برخی از آنها در شمال و دیگران در باتلاق های جنوب عراق مستقر بودند. »3 3/1/3- نفوذ در ارتش عراق با تمام محدودیت هایی که رژیم بعث عراق، در مورد وارد شدن شیعیان در ارتش، اعمال می نمود، با آن همه شیعیان، به نحوی در بدنه ی ارتش راه می یافتند، و در مواردی با احزاب و گروههای شیعی اقدام به همکاری می نمودند.«جویس ان ویلی» در این باره می نویسد: «با وجودی که دولت، افسران بلند پایه را ( افرادی را که در مناصب مطلوب برای انجام کودتا بودند) به همکاری با خود جلب کرده بود، گروه های اسلامی به طور موفقیت آمیزی، اعضایی در میان افسران پایین رتبه و درجه داران پیدا کردند.»[xii] بدین ترتیب شیعیان عراق، دانشمندان زیادی در رشته های گوناگون علمی و فنی پروراندند که دکتر حسین شهرستانی به عنوان دانشمند هسته ای عراق، یکی از آنان است . توانمندی های فعلی شیعیان عراق منظور از توانمندی های فعلی شیعیان عراق این است که با توجه به تغییرات ودگرگونی های به وجود آمده در عراق ، واز بین رفتن رژیم بعث ، شیعیان عراق از چه قابلیت هایی برای محوریت یافتن در ساختار سیاسی آن کشوربرخوردارند . آیا احزاب و گروه های شیعه مذهب عراقی، توانمندی آن را دارند که برای نخستین بار در تاریخ سیاسی عراق مدیریت کلان جامعه را بر عهده گرفته و از استقلال، تمامیت ارضی و وحدت ملی خود پاسداری کرده و پروسة دولت - ملت سازی را در جهت ثبات، امنیت و رفاه همگانی به شایستگی به پیش برند؟ در ارتباط با توانمندی های بالفعل شیعیان عراق برای محور قرار گرفتن آنان در دولت و حاکمیت سیاسی، دو دیدگاه وجود دارد. دیدگاه اول: طرف داران این دیدگاه با توجه به اینکه ؛ اولاً: نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا در صدد دست یابی به اهداف استعماری خود می باشند و برای این منظور در تمامی زمینه های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی دخالت نا مشروع داشته و تلاش دارند پروژة دولت سازی را مطابق با خواسته های خود در عراق به اجرا گذارند2. ثانیا: اقوام و طوایف سنی مذهب که ازگذشته تا کنون همواره بر اکثریت شیعه و دیگر اقوام ساکن در عراق فرمانروایی داشته اند، به آسانی دست از قدرت و تمامیت خواهی بر نخواهند داشت1. ثالثاً: احزاب و جریان های گوناگونی (چه احزاب چپگرا و سکولار و چه احزاب و گروههای ملی گرا و ناسیونالیست عربی) در کشور عراق وجود دارند که هر کدام برای دست یابی به جایگاه محوری در ساختار قدرت، کوشش و تلاش می کنند2 . رابعاً: بنیان های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و...کشور، در اثر جنگ هشت ساله عراق علیه جمهوری اسلامی ایران، و تهاجم صدام به کشور کویت و بالاخره تهاجم نظامی ائتلاف به رهبری آمریکا و... فروپاشیده است3 خامساً :این که رهبران سیاسی احزاب و گروه های شیعی، پیشینه و تجربه حکومت و اداره سیاسی را نداشته وندارند4 . معتقدند که شیعیان عراقی نمی توانند در ساختار قدرت آینده نقش اساسی و محوری را بازی کنند. دیدگاه دوم: طرف داران این دیدگاه با توجه به اینکه؛ اولاً:بسیاری از رهبران جامعه شیعی عراق سابقه طولانی ای در مدیریت احزاب وگروه های قدرتمندی چون« مجلس اعلای انقلاب اسلامی» ،«حزب الدعوة اسلامی» و«سازمان عمل اسلامی» و... دارند5. ثانیا: احزاب و گروه های مبارز شیعی همواره از حمایت علما و مراجع تقلید عراق در حوزه های علمیه نجف اشرف ، کربلا وکاظمین برخوردار بوده اند.1 ثالثا ً: نزدیک به 70% از ساکنان کشور عراق را شیعیان تشکیل می دهند2 واین اکثریت در عرف بین المللی ملاک خوبی برای تشکیل حکومت می باشد . رابعاً:افراد تحصیل کرده قابل توجهی با تخصص های حوزوی و دانشگاهی وجود دارند که از حیث صلاحیت علمی نسبت به حاکمان پیشن برجسته ترند.3 بر این باورند که شیعیان و احزاب سیاسی شیعه مذهب عراقی ظرفیت وتوان لازم در ادارة نظام سیاسی آینده و پیش شرط های حکومت داری را دارا می باشند. با توجه به دو دیدگاه ارائه شده و آگاهی از قابلیت های شیعیان در دولت های گذشته، اثبات توانمندی شیعیان در راستای محوریت یافتن آنها در ساختار نظام سیاسی آینده عراق مستلزم ارزیابی توانایی های فعلی شیعیان و عملکرد آنان در دوران حکومت انتقالی ، دولت موقت ، تشکیل پارلمان ، تصویب قانون اساسی و همچنین مواجهه با بحران های داخلی پس از سقوط صدام می باشد. ضمن اینکه مقایسه توانایی فعلی شخصیت های سیاسی – مذهبی شیعه با نخبگان سیاسی رژیم های سابق براساس اسناد و منابع تاریخی می تواند به اثبات فرضیه این تحقیق کمک نماید. 1- توانمندی سیاسی عملکرد گروه های شیعی در برنامه ریزی، مدیریت و هدایت امور کشور عراق در بحران به وجود آمده پس از فروپاشی رژیم بعث ، به خوبی نشان داد که شیعیان عراق از توانمندی بالایی در ادارة امور کشور برخوردار هستند. به ویژه این که محور حاکمیت قرار گرفتن شیعیان، در شرایطی بود که کشور عراق در تمامی ابعاد وضعیت بحرانی داشته و به سوی هرج و مرج به پیش می رفت. مدیریت و مهار نسبی بحران فزاینده از یک سو و تعامل با گروه های سنی مذهب ساقط شده از قدرت که خشمگینانه در صدد جبران شکست بوده اند از سوی دیگر و همچنین اتخاذ سیاست معقول در برابر اشغالگران و قوای ائتلاف. علی رغم کار شکنی های قدرت های بزرگ حاضر در عراق و دست اندازیهای کشور های عرب همسایه، مبنی بر ادامه بحران و هرج و مرج در عراق، و تحریم انتخابات مجمع ملی و قانون اساسی و... همه نشانه و دلیلی بر توانمندی و ظرفیت بالای رهبران و گروه های شیعی عراقی است. چه همگان شاهد آن بودیم که شیعیان عراق به خوبی توانستند، بر این حوادث فایق آیند و در مدت کوتاهی، قانون اساسی را به تصویب برسانند و دولت قانونی را به شکل عادلانه و دمکراتیک تشکیل دهند. بدین ترتیب کارنامه و عملکرد درخشان چند سالة شیعیان، پس از فروپاشی رژیم بعث، نه تنها، این ذهنیت که شیعیان توانمندی اداره دولت را ندارند، مرتفع ساخت که بسیاری از ناظران و تحلیل گران مسایل عراق را به تعجب و تحسین وا داشت. یکی از کار شناسان و تحلیل گران مسایل عراق در این مورد چنین نوشته است: «مروری بر سابقة احزاب شیعه و مطالعة سیر تاریخی حرکت سیاسی آنان روشن می سازد که چرا به رغم فقدان تجربیات حکومتی از سوی شیعیان، عملکرد آنان در طول دوران پس از سقوط صدام از توان سیاسی بالا و پختگی این عناصر سیاسی حکایت دارد. در واقع به نظر می رسد، ضعف ناشی از دوری از عرصه های اجرایی توسط شخصیت های شیعی با تحزب طولانی و فعالیت نظام مند آنان در عرصه های اجتماعی عراق جبران شده و امروز نمی توان اهمیت توان سیاسی و عملکرد هوشمندانه شیعیان را در پیروزی های جاری آنان نادیده گرفت. روند پیشرفت تدریجی و گام به گام احزاب شیعه در ساختار حکومتی، همکاری و انتقاد گاه و بی گاه آنان از آمریکا، خود داری در برابر ترورهای عناصر افراطی بعثی والقاعده و دل سپردن به نتایج انتخابات در کنار تعاملات و چانه زنی های سیاسی آنان نشان می دهد که شیعیان به رغم پیش بینی های اولیه مبنی بر بی تجربگی آنان، تجربه های ذی قیمتی را از دوران مبارزات سیاسی با خود دارند. تجربیاتی که شرایط سیاسی امروز عراق به رغم تمام تنگناها محصول آن است.»[xv] عبدالله نفیسی یکی دیگر از پژوهش گران مسایل عراق نیز ، نقس و جایگاه حوزه علمیه نجف اشرف را با دانشگاه های «الازهر» مصر و «زیتونه» تونس، مقایسه کرده چنین نوشته است: « اهمیت سیاسی نجف اشرف، بستگی به این دارد که این شهر مرکز مهم تشیّع برای تحصیلات مذهبی به شمار می رود و از این لحاظ با مقام و موقعیت الازهر در قاهره و دانشگاه زیتونه در تونس مقایسه می شود. البته الازهر و زیتونه دو مرکز برای تحصیلات مذهب تسنن بوده، در صورتی که «نجف اشرف» مرکز تحصیلات مذهب تشیّع می باشد.»[xviii] وی همچنین به نقل از روزنامه التیارالجدید، می نویسد: « روزنامه التیارالجدید، چاپ لندن که توسط لیبرالهای عراقی منتشر می شود، فهرست یازده نفر از سفرای عراقی و شغل آنها قبل از منصوب شدن به سفارت را چاپ کرده است .کار پنج نفر از آنها کارگری، چهار نفر معلم دورة ابتدایی یا متوسطه، یک نفر عضو پلیس امنیتی، ویک نفر منشی بوده است .»