صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۴ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۹:۱۸  ، 
شناسه خبر : ۷۵۷۰۳
مردمسالارى دینى (12)

مهدی سعیدی
تامین امنیت را می توان هدف بعدی حکومت اسلامی مبتنی برآنچه در آموزه های دینی بدان اشاره شده دانست. امنیت نیز همچون عدالت وجوه مختلفی دارد و حوزه های فردی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و... را در برمی گیرد.
در طول تاریخ شکل گیری امنیت به عنوان ضروری ترین نیاز و اساسی ترین بستر دوام و بقاء جوامع بشری تلقی شده است و یکی از اولین نیازهای جوامع بشریت به حکومت رفع تهدیدات و ایجاد امنیت و آرامش است. در باب مقوله امنیت در حکومت نگاه های زیر را برمی‌شمریم:
1- رویکردهای مطالعاتی در زمینه امنیت را می توان به دو رویکرد «سلبی» و «ایجابی» تفکیک نمود.
در رویکرد سلبی، امنیت به معنای عدم وجود تهدید تعریف می شود. لذا در ابتدا تامین و حفظ امنیت را در تجهیز و تقویت توانمندیهای نظامی می دانستند و درکنار بعد نظامی، به ملاحظاتی همچون تقویت قدرت سیاسی و اقتصادی توجه نشان داده می شد.
رویکرد ایجابی، امنیت را مفهومی مستقل می داند و شرایط ذهنی و عینی را در تبیین امنیت مورد توجه قرار می دهد. بنابراین امنیت صرفا به معنای «عدم تهدید» نیست، بلکه امنیت فرایند تولید اجتماعی است که در آن حداکثر منافع و مصالح جمعی تامین می شود.
2- یکی از مسائل مهم در مسئله امنیت تعادل آن با مقوله آزادی است. در طول تاریخ برخی به بهانه تامین امنیت فضا را تنگ کرده و آزادیهای مشروع را محدود کرده اند و از طرفی برخی به بهانه آزادی، ناامنی و اغتشاش و اباحه گری را گسترش داده اند. در این بین رجوع به آموزه های اسلامی برای مشخص نمودن مرز امنیت و آزادی ضروری می نماید.
3- بخشی از فرآیند ایجاد امنیت برخاسته از وجود ثبات در جامعه است به نحوی که حکومت متاثر از حوادث و بحرانها کمترین تغییر را ببیند. به همین جهت تقویت کارآمدی و توسعه همه جانبه،ثبات و امنیت اقتصادی : اجتماعی را به همراه خواهد داشت. در مجموع امنیت، برآیند کارکرد حوزه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی ونظامی است و برای تامین و حفظ امنیت نیازمند توجه به کارکرد این حوزه ها است.
4- تلاش برای نهادینه کردن امنیت از طریق تقنیین قوانین و طراحی ساختارهای سیاسی مناسب یکی از مسایل مهم در ایجاد امنیت است. به عنوان مثال در حوزه اقتصادی وضع قوانین پویا و کارآمد می تواند زمینه را برای فعالیت های سالم اقتصادی فراهم آورد و از طرفی مانع فساد و رانت خواری گردد و در همین فضا وجود قوانین نادرست و غیرکارشناسی می تواند موجب ناامنی و تزلزل در این حوزه گردد. نامه امام علی (ع) به مالک اشتر نخعی فرماندار مصر عبارات قابل توجهی در زمینه امنیت اقتصادی دارد.
5- همانطور که قبلا نیز اشاره شد در نگاه امام علی (ع) وجود حکومت و حاکم هر چند ظالم که امنیت حداقلی را در جامعه فراهم می کند، از نبود حاکم و قانون که نتیجه آن هرج و مرج و ناامنی است بهتر است:
«پیشوای دادگر، از باران پیوسته ]که همه چیز را بارور می کند[ بهتر است و جانور درنده و آدمخوار، از فرمانروای ستمکار بهتر است و فرمانروای بیدادگر از ادامه هرج و مرج نیکوتر است.»
6- درنگاه امیرالمومنین (ع) اسلام مایه امنیت جامعه است وتحقق کامل آن زمینه تحقق واقعی امنیت در جامعه را فراهم می کند. ایشان در کلامی حکیمانه می فرمایند: «سپاس خدای را که راه اسلام را گشود... و آن را برای هر که به آن چنگ زند، امنیت قرار داد.»
7- وجود نیروهای مسلح آماده به کار و هوشمند و توانمند یکی از ابزارهای مهم تامین امنیت در جامعه اسلامی است. امام علی (ع) در نهج البلاغه، نامه 53 می نویسند: «سپاهیان به فرمان خدا، مردمان را دژهای استوارند و والیان را زینت و وقار. دین به آنان ارجمند است و راهها بدان امن و کار مردم جز به سپاهیان قرار نگیرد.»

نام:
ایمیل:
نظر: