زمانی که کشور پس از عملیات تروریستی ۱۸ دی کمی آرام شد، خبرهای شوکهکنندهای به گوش رسید؛ خبرهایی که از به شهادت رساندن مدافعان امنیت، آنهم به طرز فجیعی حکایت داشت؛ از سر بریدن گرفته، تا زندهزنده سوزاندن آنها و اربااربا کردن پیکرشان؛ یکی از این شهیدان «محسن حاجیزاده» بود که در ادامه بخشهایی از زندگی این شهید از زبان برادر و دوستانش نقل میشود.
«سعید منفرد» دوست قدیمی حاج محسن میگوید: «رفاقت ما به ۳۰ سال قبل برمیگردد. آن شب (۱۸ دی) حاج محسن با تعدادی از بچههای پایگاه که با هم فعالیت داشتند، به فلکه اول صادقیه رفتند، روی زمین گازوئیل ریخته بودند؛ قطعاً کار تروریستها حساب شده بوده و کسانی که به آنجا آمده بودند و دستور گرفته بودند که مردم را به راه اشتباه بکشانند، تخصصی کار کرده بودند؛ بنابراین موتور بچهها، وقتی که میخواستند برگردند، سُر میخورد، موتور آقامحسن هم افتاد، موتورسواری که همراه او بوده و فردی جوانتر و از لحاظ جسمی توانمندتر بود، با وجود اینکه یک ضربه قمه وسط سرش خورده و فرق او شکافته شده بود و بعداً در آیسییو هم بستری شد؛ توان این را داشت تا در آن لحظه بگریزد و بهسمت دیگر بچهها برود. من گمان میکنم که آقامحسن نمیخواست عقب بیاید؛ شاید میخواست با آشوبگران صحبت کند و به آنها بگوید برخوردتان اشتباه است و راه را اشتباه میروید؛ چراکه او مانند بقیه افراد، زمان داشت که به عقب برگردد؛ اما شاید انتظار چنین برخوردی را نداشت؛ همانگونه که برای خیلیها تعجبآور است؛ چون آنگونه که آقامحسن را شهید کردند، از انسانیت که هیچ؛ حتی از حیوانیت هم بهدور است.»
«مجتبی حاجیزاده» برادر بسیجی شهید محسن حاجیزاده میگوید: «شب حادثه تقریباً ۲۰ دقیقه قبل از شهادت آقامحسن، من برای کاری، با او تماس گرفتم و گفتم که من در فلکه اول صادقیه هستم؛ چند دقیقه بعد یکی از دوستان به من زنگ زد و گفت که من الان با آقامحسن تماس گرفتم؛ اما شخص دیگری گوشی را برداشته و بیاحترامی کرده و گفته ما او را کشتهایم و اینجا انداختهایم، بیایید و او را جمع کنید. بعد از این موضوع من با دامادمان تماس گرفتم و او هم مسئله را پیگیری کرد، تا اینکه ساعت ۳ شب مشخص شد، ایشان به شهادت رسیده است.»
«فرشته حاجیزاده» خواهر شهید میگوید: «حاج محسن هم مانند بسیاری از رزمندگان و مدافعان امنیت در واقعهای غمبار به خیل شهدا پیوست تا شقاوت دشمنان این مرز و بوم بیش از پیش نمایان شود و نشان دهد که اگر روزگاری رهبر حکیم انقلاب اسلامی فرمودند: اگر ما در سوریه نجنگیم، باید در داخل کشورمان با داعش بجنگیم، دقیقاً همین روزها را میدیدند.»