صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

فرهنگی >>  فرهنگی >> تیتر یک فرهنگی
تاریخ انتشار : ۲۰ بهمن ۱۴۰۱ - ۱۱:۴۶  ، 
شناسه خبر : ۳۴۴۲۳۹
فیلمنامه «هفت بهار نارنج» را احمد رفیع‌زاده نوشته و فیلمی پر از احساس و علاقه شمس به همسری است که نمی خواهد نبودنش را تجربه کند
پایگاه بصیرت / گروه فرهنگی

ششمین و هفتمین روز جشنواره فیلم فجر با نمایش فیلم های «هفت بهارنارنج» اثر فرشاد گل‌سفیدی به تهیه‌کنندگی محمد کمالی‌پور، «روایت ناتمام سیما» اثر علیرضا صمدی و تهیه‌کنندگی مجید رضابالا، «کاپیتان» به کارگردانی محمد حمزه‌ای و تهیه‌کنندگی سید صابر امامی  و «گل‌های باوارده» به کارگردانی مهرداد خوشبخت و تهیه‌کنندگی سعید سعدی برگزار شد.
همچنین نمایش فیلم های کوتاه در این روز در پردیس ملت و برج میلاد آغاز شد.
 
هفت بهار نارنج و عشقی اساطیری
فیلم  «هفت بهار نارنج» که علی نصیریان، لادن مستوفی، سارا رسول‌زاده، فرهاد آییش، هومن حاجی عبداللهی، فرج گل سفیدی، باران سلطانی مقدم و آرشا گل‌سفیدی در آن ایفای نقش می کنند، داستان زندگی مرد مسنی با بازی علی نصیریان را روایت می کند که همسرش مدت‌هاست در کما و زندگی نباتی به‌سر می‌برد، اما او حاضر نیست اجازه جدا شدن دستگاه‌های پزشکی و اعلام رسمی مرگ همسرش را بدهد، زیرا همسرش را بی‌نهایت دوست دارد و فقدانش را بیش از این نمی‌خواهد. در واقع هفت بهار نارنج روایتگر عشقی اساطیری میان شمس و طلعت است.
فیلمنامه «هفت بهار نارنج» را احمد رفیع‌زاده نوشته و فیلمی پر از احساس و علاقه شمس به همسری است که نمی خواهد نبودنش را تجربه کند. فیلمی که نظر مثبت مخاطبان را جلب می کند و می تواند با بازی خوب نصیریان یکی از آثار مورد توجه و موفق جشنواره چهل و یکم فجر به شمار رود.
 
روایت ناتمام سیما و خیانت و فرصت طلبی
«روایت ناتمام سیما» دومین فیلمی است که در روز ششم چهل‌ویکمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد. آزاده صمدی، سیدحامد کمیلی، غزل شاکری، مهران احمدی، مسعود کرامتی، مریم سعادت، دانیال نوروش، محمد حیدری و مهسا باوفا از بازیگران اصلی این فیلم سینمایی هستند.

در خلاصه داستان آمده است، «قرار نیست به خاطر بی‌آبرویی گذشته تو ما بی‌آبرو شویم». دکتر آرش سمین زندگی موفقی دارد که خبری در فضای مجازی، شرایط خانوادگی او را دستخوش تغییر می‌کند. درونمایه اصلی فیلم، فرصت طلبی آدم‌ها و تأثیر آن بر رفتارهای شخصی و روابط اجتماعی شان است.
 
فیلم مکالمه ای دارد که می‌گوید: «تو برای موقعیت بهتر حاضری رو همه چیز پا بذاری». این مکالمه می تواند تفسیری کلی و خلاصه کاملی برای خود فیلم باشد. با وجود این، فیلم از نظر بسیاری منتقدان نمی تواند موفق باشد و حتی شاید نتواند مخاطب جذب کند، اما حقیقت این است سلیقه مخاطبان در عصر حاضر و وجود سلایق مختلف اندکی با گذشته تفاوت کرده است. این اثر خانوادگی است و با موضوع خانواده و خیانت پیش می رود.
 
حاشیه های «گل‌های باوارده» از فرخ نژاد تا سلیمانی
دو اثر «کاپیتان» و «گل‌های باوارده» فیلم هایی بودند که در برنامه نمایش روز هفتم سینما رسانه پردیس ملت قرار داشتند، اما گل های باوارده به دلیل مشکلات فنی به نمایش نرسید. با وجود این، شاید یکی از حواشی روز هفتم و جذابیت های آن تماشای فیلمی بود که به واسطه مهاجرت حمید فرخ‌نژاد از کشور خبرساز شد و ساخت آن با جایگزینی نادر سلیمانی ادامه یافت.

فیلم «گل‌های باوارده» جدیدترین ساخته مهرداد خوشبخت اثر دفاع مقدسی و از تولیدات فارابی به شمار می‌رود که از دیدگاه دیگری بر اثرات جنگ بر زندگی و جامعه می پردازد؛ اثری که ابتدا نامش «پالایشگاه» بود و به موضوع مهندسی جنگ با محوریت پالایشگاه نفت آبادان می پردازد و قرار بود حمید فرخ‌نژاد آن را بازی کند. خیانت وی، خروجش از کشور و هتک حرمتی که در فضای مجازی به راه انداخت و اظهارنظرهای تند سیاسی سبب جایگزینی  وی با نادر سلیمانی شد؛ بازیگری که خود از سیمرغ داران فجرهای گذشته است.

بانیپال شومون، امیررضا دلاوری، الهام نامی نیک و یاسین مسعودی از دیگر بازیگران این اثر سینمایی هستند که موضوع دفاع مقدس را از منظری دیگر روایت می کند. در سال ۱۳۵۹ همزمان با جنگ تحمیلی، تعدادی از مهندسان پالایشگاه نفت آبادان در تلاش هستند با امکانات و تجهیزاتی که در داخل انبارهای آن است، پالایشگاه‌های دیگر را ترمیم کنند و گل های باوارده روایتگر این تلاش هاست.
 
کاپیتان و رویارویی با مشکلات زندگی
کاپیتان اما به نمایش درآمد، فیلمی که احساسات مخاطب را برمی انگیزد. محمدحمزه‌ای در دومین تجربه سینمایی‌اش به سراغ ساخت فیلمی اجتماعی رفت؛ فیلمنامه «کاپیتان» را امیرمحمد عبدی به نگارش درآورد و در خلاصه داستان آمده است: «به من میگن عیسی، هرکاری بخوام می‌کنم.» درواقع این فیلم پاسداشت مقام پرستار و ادای دینی به کودکان سرطانی است.

روایت «کاپیتان» در بیمارستان کودکان سرطانی می گذرد. پدر کودکی به نام عیسی رضایی توان رویارویی با کودک خود را ندارد و با درخواست از مدیریت بیمارستان با گریم دلقک برای کودکان نمایش اجرا می کند و در عین حال به صورت ناشناس در کنار فرزند خود است.

در «کاپیتان» بیماری صعب العلاج به نوعی استعاره از مشکلات روزمره زندگی است که کودکان با حال و هوای خود چندان به این مشکلات توجه نمی کنند و با امید کودکانه خود به دنبال رؤیاهای خود می روند. این درحالی است که بزرگسالان در مواجه با مشکلات زندگی بعضاً امید و آرزوهای خود را بر باد رفته می بینند و از مسیر زندگی  دور می شوند.

پانته‌آ پناهی‌ها و پژمان بازغی، امیرحسین بیات، بهار نوحیان، ارغوان شعبانی، شایان دارمی‌پور و پرهام غلاملو در این اثر سینمایی ایفای نقش می کنند.

نام:
ایمیل:
نظر: