صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> اخبار ویژه
تاریخ انتشار : ۱۸ تير ۱۳۹۹ - ۱۳:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۳۲۳۴۴۲
اهم فعالیت های دولت و مجلس برای هدایت نقدینگی باید به سمت تولید باشد، هر اشتباه یا تصمیمی که منجر به هدایت سرمایه ها به بازارهای غیر مولد و  دلالی شود اقتصاد را دچار پیامدهای خطرناکی می کند.  
پایگاه بصیرت / گروه اقتصادی / مصاحبه با هوشنگ شجری
موضوع  اجرای قانون مالیات بر عایدی سرمایه بارها به عنوان راهکاری برای افزایش درآمدهای دولت و هدایت نقدینگی به سمت تولید از سوی کارشناسان مورد تاکید قرار گرفته شده است. اقتصاد ایران در شرایطی است که نقدینگی به بیش از ٢۶٠٠ هزار میلیارد تومان رسیده است و این به معنای نواخته شدن زنگ خطر برای جهش شدید تورم و کاهش ارزش پول ملی است. در میان بسیاری از کارشناسان دلیل اصلی افزایش نقدینگی و عدم هدایت آن به سمت تولید را رونق سفته بازی و فعالیت های سوداگرانه در اقتصاد ایران دانسته و تنها راهکار آن را اجرای مالیات بر عایدی سرمایه می دانند.
 
پایگاه خبری بصیرت در گفت و گویی با دکتر هوشنگ شجری اقتصاددان و عضو هیات علمی دانشگاه اصفهان به بررسی این موضوع پرداخته است.
 
شجری در این گفتگو به بصیرت می گوید: اهم فعالیت های دولت و مجلس برای هدایت نقدینگی باید به سمت تولید باشد، هر اشتباه یا تصمیمی که منجر به هدایت سرمایه ها به بازارهای غیر مولد و  دلالی شود اقتصاد را دچار پیامدهای خطرناکی می کند.  

آقای دکتر نظرتان درباره اجرای طرح مالیات بر عایدی سرمایه که در مجلس نیز مباحثی درباره آن شکل گرفته چیست؟
مساله مالیات بر عایدی سرمایه موضوع تازه ای نیست و تا کنون  بارها مطرح شده است. این موضوع حتی در سال گذشته نیز خبرساز شد اما به دلیل مخالفت دولت با اجرای آن از دستور کار کنار گذاشته شد، مساله مهمی که در تصویب و اجرای این قانون باید مورد توجه قرار بگیرد موضوع اهمیت سرمایه‌ گذاری در کشور است چرا  که سرمایه گذاری چه در حوزه  کسب و کار و چه در اوراق بهادار و بازار سرمایه موضوعات مهمی در اقتصاد  به شمار می‌روند، لذا می توان گفت در حال حاضر کشور با مشکل کاهش سرمایه‌گذاری در تولید یا در خرید اوراق بهادار مواجه است. در چنین شرایطی بازارهای رانتی و سفته‌بازی به دنبال جذب سرمایه ها هستند و دولت هم در ظاهر تلاش دارد تا سرمایه ها را از این بازارها جمع کند، اما مساله این است که دولت برای تولید و هدایت سرمایه ها به این سمت برنامه ای ارائه نداده و از تولید حمایتی نکرده است، لذا سود و درآمد سرمایه گذاری در بازارهایی چون بازار طلا، دلار، خودرو و مسکن بیشتر است. از طرفی قاعدتا امکان دریافت کامل مالیات از دلال ها و سفته بازانی که در بازارهایی چون ارز و طلا حضور دارند وجود ندارد. در عوض دولت  خیلی راحت می تواند از سرمایه و درآمد یک کارخانه‌دار یا تولید کننده مالیات دریافت کند. چرا که میزان درآمد و سود تولید کننده کاملا مشخص است. لذا امکان اجرایی شدن مالیات بر عایدی سرمایه بسیار کم واکثر افراد دارای سرمایه نیز علاقه مند به حضور در بازارهای سفته بازانه هستند.  
 
یعنی شما موافق اجرای طرح مالیات بر عایدی سرمایه نیستید؟
فرض کنیم که قرار باشد از خرید یا سرمایه گذاری مردم در بازار سرمایه و بورس اوراق بهادار مالیات گرفته شود، قطعا مردم در چنین شرایطی به خرید اوراق بهادار و سرمایه گذاری در این حوزه تمایلی نخواهند داشت. بنابراین سرمایه ها یک بار دیگر از بازار سرمایه به بازارهای دلالی و سفته بازی می روند. بنابراین بنده به دلایلی معتقدم مالیات بر عایدی سرمایه یا نباید اجرا شود یا اگر قرار است اجرا شود باید در شیوه اجرای آن ملاحظات ظریفی به نفع سرمایه گذاری و هدایت نقدینگی جامعه به سمت خرید اوراق بهادار لحاظ شود.  
 
اما این پایه مالیاتی در بسیاری از کشورهای جهان وجود داشته و اتفاقا موفق هم بوده است. به نظرتان چه موضوع یا مسئله در ایران مانع اجرای صحیح این پایه مالیاتی خواهد شد؟
ببينيد کشورهایی که طرح مالیات بر عایدی سرمایه را اجرا می کنند از ۵۰ سال پیش زیر ساخت های اجرای این طرح را ایجاد کرده اند، به عبارتی می توان گفت آنها توانسته اند اقتصاد خود را به  حالت ثبات برسانند، در حالی که ما چنین وضعیتی نداریم و همچنان در موضوع  سرمایه گذاری دچار مشکلات عدیده‌ای هستیم. بازار سرمایه و خرید و  فروش اوراق بهادار در کشورهای توسعه یافته بيش از یکی دو قرن سابقه فعالیت دارد. در حالی که بازار سرمایه ما بسیار جوان و در ابتدای راه است و مردم ما به تازگی با آن آشنا شده و در حال ورود به آن هستند. بنابراین چون تورم در اقتصاد ایران بسیار بالاست و با کسری بودجه مواجهیم واز آنجا که دولت نمی تواند بازارهای دلالی را یک بار برای همیشه برچیند، نباید در این موضوع که می تواند تاثیرات مهمی در سرمایه گذاری و رویکرد مردم به سرمایه‌گذاری ایجاد کند احساسی عمل کرد. بنابراین درباره این موضوع هر تصمیمی که گرفته می شود و هر قانونی که به رای گذاشته می شود باید از جمیع جهات خیر و شر، عواید، حسنات و پیامدها و تبعاتی که از زوایای مختلف  ممکن است بر اقتصاد داشته باشد مورد بررسی قرار دهد، در غیر این صورت در اقتصادی که هنوز زمینه ها و زیر ساخت های مورد نیاز برای تصمیمات درست مهیا نشده، ممکن است با اجرای این موضوعات به جای منفعت دچار خسارت شویم، در واقع اگر تصمیم اشتباهی گرفته شود می تواند موجب‌ دلسردی مردم از خرید اوراق بهادار و سرمایه گذاری در تولید شود، لذا تا زمانی که زمینه برای انجام برخی طرح ها و قوانین ایجاد نشده بهتر است حتی طرح های لازم الاجرا و درست هم مسکوت بماند تا شرایط اجرای آن مهیا شود. بنابراین تا زمانی که ثبات در همه بازارها ایجاد نشود و وضعیت نرمالی در سرمایه‌گذاری کشور دایر نشود، آن هم در شرایط تحریمی  که نسبت سرمایه گذاری داخلی و خارجی کاهش معنا داری یافته است اصرار بر این مباحث می تواند تبعاتی برای اقتصاد داشته باشد.
 
تبعات این احتمال چیست؟
نتیجه تصمیم گیری های احساسی و بدون در نظر گرفتن شرایط زمانی، کاهش سرمایه‌گذاری و خروج سرمایه‌های مردم  از بازار اوراق بهادار است، اگر منابع از بورسی خارج شود بازارهای سفته‌بازی رونق می گیرند که این موضوع نتایج منفی مختلفی بر اقتصاد کشور تحمیل می کند که اتفاقا نتایج آن بسیار سریع ظاهر می‌شود، بنابراین بهتر است این موضوع در حال حاضر مسکوت گذاشته شود چرا که پیش نیازها و پس نیازهای این طرح فراهم نشده است و متأسفانه شرایط اقتصادی ما هنوز نتوانسته زمینه های مورد نیاز برای دریافت مالیات بر عایدی سرمایه را ایجاد کند. متاسفانه کشور از جنبه سرمایه گذاری بسیار  آسیب‌پذیر است، بنابراین نباید وارد  مقوله هایی شویم که ممکن است مانع جمع آوری نقدینگی در اشکال مختلف از جمله خرید و فروش اوراق بهادار شود.
 
اما با  اجرای مالیات بر عایدی سرمایه امکان اخذ مالیات از دلالان وجود دارد و اتفاقا این موضوع در راستای هدایت نقدینگی به سمت فعالیت های مولد است ؟
به نظر نمی آید دولت ابزارهای لازم برای شناسایی کامل سوداگران و سفته بازان را در اختیار داشته باشد. بنابراین حتی با تصویب قانون مالیات بر عایدی سرمایه نیز، نمی توان چندان به دریافت مالیات از این گروه یا کاهش فعالیت های دلالی و سفته بازی مطمئن بود. بنابراین بهتر است دولت و مجلس اهم فعالیت های خود را بر زمینه سازی هدایت نقدینگی به سمت تولید بگذارند تا علاوه بر افزایش اشتغال و درآمد عمومی جامعه، تولید نیز جان بگیرد تا بتواند مالیات مورد نیاز و مورد نظر دولت را پرداخت کند.
برچسب اخبار
نام:
ایمیل:
نظر: