صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

بین الملل >>  اندیشکده ها >> اخبار ویژه
تاریخ انتشار : ۳۰ فروردين ۱۴۰۰ - ۲۲:۵۹  ، 
شناسه خبر : ۳۲۹۷۴۷
المانیتور:
دیدار اواخر فوریه گیلوت، نشاندهنده وسعت همکاری میان سازمان های مختلف امنیتی و اطلاعاتی اسراییل و آمریکاست که در این سالهای اخیر هم شاهد یک دوره طلایی بوده است.
پایگاه بصیرت / گروه بین المللی
 در پایان فوریه بود که سرهنگ گئورگی گیلوت، فرمانده نیروی هوایی سنتکام یعنی فرماندهی مرکزی آمریکا در خاورمیانه و شمال آفریقا، از اسراییل دیدار کرد. میزبان او، سرلشکر امیکام نورکین، فرمانده نیروی هوایی اسراییل، شخصا او را سوار بر یک اف-پانزده عقاب کرد تا نمای هوایی مرزهای اسراییل را به او نشان دهد. ژنرال سه ستاره آمریکایی، همچنین در یک بازدید بی سابقه، به مرکز زیرزمینی عملیات و کنترل نیروی هوایی اسراییل برده شد.

بن کاسپیت در ادامه در المانیتور نوشت: هنگامی که نورکین در حال گزارش دهی به میهمان خود بود، بر روی زمین، اتفاقات داغی رخ می داد. یک راکت از نوار غزه به جنوب اسراییل شلیک شد، اسراییل و سوریه در شمال، تبادل آتش داشتند و پرتاب های دیگری هم در جاهای دیگر ردگیری شد. نقاطی بر روی نقشه بزرگ ستاد عملیات نیروی هوایی، روشن و خاموش می شد و نورکین به گیلوت اطمینان داد که این یک نمایش نیست بلکه یک رخداد در لحظه و زنده است.

ژنرال آمریکایی، به یکباره شاهد توانمندی های اطلاعاتی اسراییل بود و توانایی اش برای واکنش به هر راکت پرتاب شده در همان لحظه: اینکه دقیقا کجا فرود می آید و چگونه واکنش همه ردیاب های ضدموشکی و واحدهای راداری، از یک نقطه واحد مرکزی، هماهنگ می شوند. گیلوت، هنگامی که بر فراز اسراییل پرواز می‌کرد، از وسعت بسیار اندک این کشور، شگفت زده بود و اینکه اسراییل از مرکز چه قُطر کمی دارد با عرض کمتر از بیست کیلومتر یا دوازده مایل بدون محاسبه کرانه باختری. تنها چند دقیقه وقت لازم بود تا اف پانزده، کل قلمرو اسراییل از شرق به غرب را طی کند.

دیدار اواخر فوریه گیلوت، نشاندهنده وسعت همکاری میان سازمان های مختلف امنیتی و اطلاعاتی اسراییل و آمریکاست که در این سالهای اخیر هم شاهد یک دوره طلایی بوده است.
 
اسراییل تنها کشوری در جهان به غیر از خود آمریکاست که نمونه های جنگنده رادارگریز اف ۳۵ را با تجهیزات و باک های بنزین اضافی ارتقا می دهد. اسراییل تنها کشوری است که اجازه دارد فن آوری توسعه یافته بومی خود را بر روی این هواپیمای پیشرفته نصب کند تا برایش این امکان را فراهم آورد که سامانه پیچیده فرماندهی و کنترل اف ۳۵ را با دیگر جنگنده های ناوگان هوایی اسراییل، همچون اف ۱۵ و اف ۱۶، به اشتراک گذارد.

این قابلیت‌ها و همچنین این واقعیت که اسراییل تنها کشوری در جهان است که این هواپیمای رادارگریز را روزانه و در لحظه به ماموریت های عملیاتی می‌فرستد، توجه بسیاری از دیگر نیروهای هوایی جهان را به خود جلب کرده است. همکاری گسترده با نیروی هوایی کشورهای بریتانیا، ایتالیا، یونان، آلمان، امارات و دیگر نیروهای هوایی، همه رکوردها را می شکند.
دو دارایی اصلی دفاعی اسراییل یعنی کنترل مطلق بر آسمان های خاورمیانه و اطلاعات ظاهرا بی انتهای گردآوری شده توسط جامعه اطلاعاتی‌اش این کشور را به مغناطیس همکاری بین المللی، کانون خواستنی همگرایی و تمرین های مشترک تبدیل کرده است.

با اینهمه، وجهه دیپلماتیک اسراییل در صحنه جهانی، تیره و تار است. اسراییل در حال تجربه علائم پسرفت از اوجی است که در چهار سال دوره ترامپ از آن بهره مند بود. به رغم آغوش بازی که بسیاری کشورها برای سرلشکر آویو کوخاوی، فرمانده ارتش اسراییل، یوسی کوهن مدیر موساد، نورکین و دیگر رده های ارشد آن دارند، وزارت امور خارجه اسراییل در معرض بایکوت از جانب واشنگتن و دیگر پایتخت‌هاست.

لحن تاجرمآبانه و سرد لوید آستین، وزیر دفاع آمریکا در دیدار یازدهم و دوازدهم آوریل او از اسراییل، تنها نوک کوه یخی است که اسراییل ممکن است در ماههای آینده با آن برخورد کند. هرچند این خبر کاملا تایید نشده اما اسراییل ظاهرا در این دو هفته، اطلاعات کامل و هشدار دقیقی درباره برنامه های عملیاتی و حملاتی که علیه اهداف ایرانی داشته، به واشنگتن نداده، ضمن آنکه زمانبندی مشکوک این حملات با گفتگوهای وین و دیدار آستین از اسراییل، خود مزید بر علت است.

آیا اسراییل، برای دومین بار در شش سال گذشته، خود را به عنوان یک قدرت مبارزه جو در برابر صف آرایی‌های رسمی بین المللی معرفی می‌کند و همچنان همچون کودک بی نزاکتی است که زبانش را برای همه جهان که سرگرم چاره جویی مشکل ایران است، در می‌آورد؟ یا اسراییل نتوانسته از جدال ۲۰۱۵ خود با واشنگتن بر سر برجام درس‌های درستی بگیرد یا، بدتر از آن، بنیامین نتانیاهو این درس‌ها را نادیده می‌گیرد چرا که به یک شرایط فوق العاده امنیتی و دیپلماتیک نیاز دارد تا دولت بعدی‌اش را تشکیل دهد؟

به نظر میرسد که ایران هم، که معمولا حملات اسراییل را نادیده گرفته و در عوض بر کارهایی تمرکز میکند که آنها را اولویت ماموریتی خود میداند یعنی رفع تحریمهای کمرشکن از اقتصاد کشور در این رویهاش دگرشی داده چرا که حمله سیزدهم آوریل به یک کشتی اسراییلی در دریای عمان، سومین عملیات تلافی جویانه ایران از این نوع در دو ماه گذشته است.

اندکی پس از این حمله، نیویورک تایمز به نقل از مقامهای ارشد اسراییلی گزارش داد که اسراییل واکنشی نشان نخواهد داد و در پی آرام کردن اوضاع است.

آیا تشدید سریع جنگ سایه با ایران، توجه کسی را در اورشلیم به خود جلب کرده است؟ آیا بنی گانتز وزیر دفاع، سرانجام فهمیده که نتانیاهو، وی را به چه مسیری می برد و برایش روشن شده که نباید اجازه دهد اسراییل به یک جنگ تمام عیار کشیده شود؟ شاید بزودی درباره این پویش، چیزهایی بدانیم.

اما یک نکته مسلم وجود دارد: اسراییل بیش و کم به حال خود رها شده تا شاهد همگرایی آمریکا با متحدان اروپایی‌اش برای رسیدن به حل و فصلی دیپلماتیک در کشمکش با ایران باشد به جای آنکه واشنگتن بخواهد تحریم ها و ستیزه جوییها را افزایش دهد. متحدان تازه اسراییل در خلیج فارس هم، پنهانی، از آن حمایت میکنند اما در جبهه واقعی در مقابل جهان، اسراییل به وضوع تنها مانده است.
نام:
ایمیل:
نظر: