صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> پرسمان
تاریخ انتشار : ۱۴ آبان ۱۴۰۱ - ۰۵:۵۲  ، 
شناسه خبر : ۳۴۰۹۰۰
محمدرضا فرهادی؛ کارشناس مسائل منطقه

گفتمان جمهوری اسلامی ایران در کنار قدرت‌یابی روزافزون محور مقاومت برای آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها نگران‌کننده بوده است و برای غلبه بر آن به گزاره‌هایی روی آورده‌اند که آن را با چالش مواجه کنند. آنها تمام توان خود را به‌کار گرفته‌اند تا با ایجاد بحران‌های خودساخته، آشوب و اغتشاش شرایط را برای افزایش ضربه‌پذیری ایران و گروه‌های مقاومت فراهم کنند.
در سال 2011 میلادی و همزمان با پیدایش موج بیداری اسلامی در کشورهای غرب آسیا و شمال آفریقا، اعتراضاتی در مناطق جنوبی سوریه ازجمله استان درعا آغاز شد. این موضوع شرایطی را برای سوءاستفاده برخی بازیگران خارجی فراهم کرد که با موج سواری بر روی اعتراضات، زمینه های 10 سال جنگ داخلی را بر این کشور تحمیل کردند و حدود 400 هزار کشته، زخمی و نابودی زیرساخت ها نمونه ای از خسارت هایی است که به سوریه در این مدت وارد شد.
سناریوی جنگ داخلی در سوریه با جرقه اعتراضات در استان درعا به سایر استان ها کشیده شد و سپس با فراگیری آن، تروریست هایی که به وسیله سرویس های خارجی برخی بازیگران همچون آمریکا، انگلیس، صهیونیست ها و عربستان سعودی حمایت می شدند، وارد ماجرا شدند و جنگی تمام عیار را علیه دولت سوریه به راه انداختند.
این گزاره بارها به وسیله آمریکایی ها و هم پیمانان منطقه ای آن مطرح شده است که جنگ را باید به داخل مرزهای ایران کشاند
در سال ۲۰۱۱ گزارشی در استراتفور منتشر شد که نشان می داد بندر بن سلطان، سفیر سابق عربستان در آمریکا با همکاری جفری فلتمن، سفیر سابق آمریکا در لبنان برنامه ای با جزئیات دقیق برای سرنگونی دولت سوریه طراحی کرده بودند. هدف نهانی طراحان خارجی از ورود سوریه به بحران، خارج کردن این کشور از محور مقاومت و تشکیل دولتی کاملاً دست نشانده غرب بود که هیچ تهدیدی برای رژیم صهیونیستی نداشته باشد.
شبیه همین سناریو در ذهن طراحان خارجی برای ایجاد آشوب و اغتشاش در ایران بود که با جرقه اعتراضی در یکی از استان های کشور و سپس تسری آن به سایر استان ها شرایط را برای ایجاد جنگ داخلی با ورود تروریست ها به داخل مرزهای ایران فراهم و سناریوی سوریه را در داخل کشور برای ایجاد گسست ها و شکاف های قومی و مذهبی ایجاد کنند.
 باتوجه به این نکات، آمریکایی ها از تکرار سناریوی سوریه علیه ایران چند هدف خاص دیگر را دنبال می کنند:
تضعیف ایران در منطقه و مشغول سازی در درون مرزها: این گزاره بارها به وسیله آمریکایی ها و هم پیمانان منطقه ای آن مطرح شده است که جنگ را باید به داخل مرزهای ایران کشاند. برای تحقق این موضوع دشمن بر روی دو گزاره ایجاد شکاف های قومی و مذهبی و افزایش گسست های اجتماعی و نیز حمایت از گروه های تروریستی برای ایجاد جنگ داخلی تمرکز ویژه ای کرده است. برهمین مبناست که آمریکایی ها جلسات ویژه ای با گروه های تجزیه طلب برگزار کردند و حمایت های لازم را از آنها انجام دادند؛ به گونه ای که آمریکایی ها تمرکز ویژه ای بر روی گروه های تروریستی کومله در غرب و جیش الظلم در شرق کشور کردند.تبدیل ایران از بازیگری پیشرفته به بازیگر وابسته: سوریه تا قبل از بحران سال 2011 میلادی در مسیر پیشرفت و آبادانی قرار داشت و بعد از وقوع بحران به کشوری جنگ زده تبدیل شد که بازسازی آن سال های طولانی زمان می برد. سناریویی که در ذهن محور غربی- عبری- عربی برای ایران تدوین شده بود، تبدیل ایران پیشرفته و قوی به کشوری ضعیف و شکننده بود که توانایی مقابله با تهدیدها را نداشته باشد و همین موضوع به عاملی برای ضربه پذیری ایران تبدیل شود.تضعیف گروه های مقاومت: آمریکایی ها بارها اعتراف کرده اند ضعف جمهوری اسلامی ایران به منزله ضعف گروه های مقاومت در منطقه خواهد بود و هر اتفاقی در ایران به منزله همان اتفاق برای گروه های مقاومت است. برخلاف ذهنیت آمریکایی ها و همزمان با اغتشاشات در ایران، گروه های مقاومت پیروزی های مهمی در منطقه از عراق تا یمن و لبنان کسب کردند.تغییر معادلات منطقه ای و بین المللی: غربی ها به این باور رسیده اند ایران یکی از قدرت های مهم منطقه ای و حتی جهانی است و این را در موارد مختلفی اعم از اقتصادی، انرژی، نظامی و سیاسی مشاهده کرده اند. به عنوان نمونه در زمینه انرژی امروزه ایران علاوه بر اینکه کشـور تولید کننده است، بازیگری تأثیرگذار به شمار می رود. ایران ازجمله کریدورهای مهم انرژی در سطح جهان است و این موقعیت جغرافیایی مزیت نسبی برای کشورمان به شمار می رود.
 در عرصه نظامی نیز از ایران به عنوان یک قدرت نظامی برتر در جهان یاد می شـود. این موارد باعث شده است آمریکایی ها علت اصلی شکست های خود را در منطقه و جهان، ایران معرفی و برای مقابله با آن از هر حربه و طرحی استفاده کنند.
ارزیابی نهایی
گفتمان جمهوری اسلامی ایران که پذیرش همگانی دارد، در کنار قدرت یابی روزافزون محور مقاومت برای آمریکایی ها و صهیونیست ها همواره نگران کننده بوده است و برای غلبه بر آن به گزاره هایی روی آورده اند که این گفتمان و قدرت را با چالش مواجه کنند. یک بار سناریوی جنگ داخلی و جنگ نیابتی و بار دیگر طرح تحریم های همه جانبه را اجرا می کنند.
 همه این موارد در قالب راهبردهای سخت، نیمه سخت و حتی نرمی است که در دستور کار قرار داده اند و نتوانسته اند خروجی مدنظر خود را از آن به دست آورند. به همین دلیل اکنون تمام توان خود را به کار گرفته اند که با ایجاد بحران های خودساخته، آشوب و اغتشاش شرایط را برای افزایش ضربه پذیری ایران و گروه های مقاومت فراهم کنند.
منبع: راهبرد معاصر

نام:
ایمیل:
نظر: