صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

بین الملل >>  بین الملل >> اخبار ویژه
تاریخ انتشار : ۱۴ آذر ۱۳۹۹ - ۱۴:۰۱  ، 
شناسه خبر : ۳۲۶۶۴۴
در چنین شرایطی جان کری، در حقیقت گرداننده اصلی و ثابت معادلات امنیتی و سیاست خارجی آمریکا محسوب می شود.
پایگاه بصیرت / گروه بین الملل/ فخرالدین اسدی
اگرچه جو بایدن نامزد پیروز انتخابات ریاست جمهوری آمریکا "آنتونی بلینکن" را به عنوان وزیر امور خارجه دولت جدید خود معرفی کرده است، اما به نظر می رسد افراد دیگری معادلات حوزه سیاست خارجی دولت جدید آمریکا را ترسیم می کنند. یکی از این افراد و شاید مهم ترین آنها، جان کری است.
 
جان کری در دوران ریاست جمهوری بایدن، به عنوان "مشاور"، نظارت مستقیمی بر حوزه های کاری "آنتونی بلینکن" و " جیک سالیوان" مشاور امنیت ملی دولت بایدن خواهد داشت. موضوعی که بلینکن و سالیوان خود نیز نسبت به آن واقف هستند!

ظآهر ماجرا نشان می دهد که جان کری در دولت بایدن،  نقش پررنگی در حوزه سیاست خارجی آمریکا ایفا نمی کند! جان  کری، وزیر خارجه اسبق آمریکا، به عنوان نماینده ویژه رئیس جمهور(بایدن) در امور اقلیمی مسوول مبارزه با بحران های آب و هوایی(از جمله هدایت پروسه بازگشت آمریکا به توافق پاریس) خواهد شد.
 
جان کری در شورای امنیت ملی هم به عنوان نماینده بایدن حضور خواهد داشت. نکته قابل تامل این که در ظاهر، بایدن سمت مهمی برای جان کری در نظر نگرفته است، اما در واقع، وی را به اصلی ترین و تعیین کننده ترین فرد در وزارت خارجه و شورای امنیت ملی آمریکا تبدیل کرده است. باید تاکید کنیم جان کری برای حضور به عنوان نماینده ویژه بایدن و مشاور وی، نیازی به تایید سنای آمریکا ندارد، اما جیک سالیوان و تونی بلینکن باید تایید سنای آمریکا را کسب کنند.
 
سنای آمریکا، احتمالا در دست جمهوریخواهان(با ترکیب۵۱ به ۴۹کرسی) باقی خواهد ماند. در چنین شرایطی جان کری، در حقیقت گرداننده اصلی و ثابت معادلات امنیتی و سیاست خارجی آمریکا محسوب می شود.

نگاه جان کری به برجام
جان کری وزیر امور خارجه اسبق آمریکا، از یک سو قصد دارد "برجام" را به عنوان یکی از دستاوردهای دولت اوباما حفظ کند و از سوی دیگر، ماهیت و محتوای آن را به گونه ای تغییر دهد که ایران ملزم به پذیرش تعهداتی جدید در حوزه های موشکی، منطقه ای و هسته ای شود. 
 
به عبارت بهتر، دولت جو بایدن قصد احياي توافق هسته‌اي را نخواهد داشت و در عمل نيز به برجام باز نخواهد گشت! نبايد فراموش کرد که نخستين کارشکني‌هاي علني آمريکا در مغايرت با برجام، در دوران رياست جمهوري اوباما و حضور دموکرات‌ها در کاخ سفيد صورت گرفت.
 
جان کری در این معادله نقشی اساسی ایفا کرد. پس از انعقاد توافق هسته ای در سال 2015 میلادی، وزارت خارجه و وزارت خزانه داری آمریکا در نامه ای که به شرکتهای مختلف تجاری و اعتباری در جهان ارسال کردند، در عین تاکید بر تعلق تحریمهای کشورمان، ایران را مکانی پرریسک برای تجارت معرفی کردند.
 
موضوعی که سبب شد بسیاری از شرکتها از سرمایه گذاری در ایران اجتناب کنند. پس دولت اوباما  نيز ترامپ با استفاده از ظرفيت‌هايي که دموکرات‌ها در برجام و خارج آن تعريف کرده بودند (خصوصا مکانيسم ماشه و لزوم تاييد تعليق تحريم‌هاي ايران در بازه زماني ۱۲۰ روزه از سوي رئيس جمهور آمريکا) از اين توافق خارج شد.جان کری و سایر سران حزب دموکرات معتقدند که اگر آنها بخواهند به برجام بازگردند، بايد از جمهوري اسلامي ايران امتيازات جديد و بيشتري بگيرند! منظور دموکرات‌ها از امتيازات جديد، دائمي کردن محدوديت‌هاي مشخص شده زماني در برجام و متعاقبا، خلع سلاح موشکي ايران است.

گلدنبرگ از زبان جان کری سخن می گوید
یکی از افرادی که قطعا شاهد نقش آفرینی پررنگ تر وی در دوران ریاست جمهوری بایدن خواهیم بود، "ایلان گلدنبرگ" مشاور جان کری می باشد. چندي پيش "فارين پاليسي" در گزارشي به قلم «ايلان گلدنبرگ»، مشاور سابق «جان کري»، وزير خارجه اسبق آمريکا و «اريک بروئر»، کارشناس انديشکده «مرکز امنيت جديد آمريکا» پيشنهاد کرده رئيس‌جمهور بعدي آمريکا پس از اخذ امتياز از ايران به برجام برگردد.
 
گلدنبرگ و بروئر در اين خصوص تاکید کردند :
" رئيس‌جمهور بعدي بايستي از اهرم فشاري که پس از خروج ترامپ از برجام ايجاد شده براي رسيدن به تفاهم اوليه بر سر بسياري از مسائل محل اختلاف با ايران و آينده برنامه هسته‌اي اين کشور استفاده کنند. پيامي که بايد به ايران و دنيا بدهيم اين است: ما انتظار داريم که بار ديگر به توافق برگرديم، اما قبل از آن لازم است صحبت کنيم! ما بايد براي بازگشت به برجام امتيازات بيشتري از ايران بگيريم."

این رویکرد که از زبان گلدنبرگ و برونر بیان شده است، ترجمانی مطلق از همان خواسته ها و رویکرد جان کری در قبال برجام می باشد. با این حال وزیر خارجه اسبق آمریکا ترجیح می دهد در این خصوص به صورت مستقیم اظهار نظر نکند تا حساسیتی را در داخل کشورمان ( ایران ) ایجاد نکند! اين مواضع وضوح   نشان مي‌دهد که دموکرات‌ها بازي پيچيده‌اي را در خصوص بازگشت به برجام (در صورت پيروزي در انتخابات رياست جمهوري سال ۲۰۲۰) طراحي کرده‌اند. مغر متفکر دموکرات‌ها در طراحي اين بازي چندلايه، کسي جز جان کري و مشاورانش نيستند.

جان کری و مشاورانش بارها در محافل رسمی و غیر رسمی خود اعلام کرده اند که بازگشت  آمريکا به برجام و رفع متعاقب تحریمها ، در حکم واگذاري يکجانبه امتياز به ايران خواهد بود. واشنگتن مي‌تواند در ازاي اين بازگشت، چيزي از ايران مطالبه کند! این رویکرد، پس از پیروزی نهایی بایدن در انتخابات ریاست جمهوری 2020، به یک مبنای رفتاری و گفتاری در کاخ سفید تبدیل شده و خواهد شد.

بازی جان کری با مهره های اروپایی
یکی دیگر از موضوعاتی که جان کری بر روی آن تاکید ویژه ای داشته و دارد، بازی با مهره ای به نام "تروییکای اروپایی" است.
 
وزیر امور خارجه اسبق آمریکا معتقد است که در اینجا می توان به سبک و سیاق مذاکراتی که در دوران ریاست جمهوری اوباما و بر سر برجام صورت گرفت، سه کشور آلمان، انگلیس و فرانسه را به مهره های بازی واشنگتن در مواجهه با تهران و به اهرمها و ابزارهایی برای کسب امتیاز از تهران تبدیل کرد. در دوران ریاست جمهوری اوباما، میان جان کری و لوران فابیوس( وزیر خارجه اسبق  فرانسه) بر سر این موضوع تقسیم کاری غیر علنی صورت گرفت.
 
در هر حال، دموکرات‌ها پاي تروئيکاي اروپايي را نيز به اين معادله پيچيده باز خواهند کرد. سه کشور آلمان، انگليس و فرانسه در سال ۲۰۱۷ ميلادي مذاکرات مستمري را با دولت ترامپ بر سر تغيير برجام آغاز کردند.
 
کليت حضور اروپائيان در اين مذاکرات نشان مي‌دهد که اتحاديه اروپا حتي حداقلي‌ترين پايبندي ممکن را نسبت به سند برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ شوراي امنيت سازمان ملل متحد ندارد.آنها این بار به صورت مطلق و آشکارتری در زمین کاخ سفید بازی خواهند کرد.
 
در چنين شرايطي، اميدواري حضور دموکرات‌ها در کاخ سفيد صرفا نوعي خطاي محاسباتي و راهبردي محسوب مي‌شود. بديهي است که جهت مقابله قاطعانه با تهديدات آمريکا (که طي ۴دهه اخير همواره ادامه داشته است)، بايد تفکيک و تمايز ميان سياستمداران آمريکايي (دموکرات و جمهوري‌خواه) را به فراموشي سپرد.
نام:
ایمیل:
نظر: