صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

بین الملل >>  آمریکاواروپا >> اخبار ویژه
تاریخ انتشار : ۱۱ آذر ۱۳۹۷ - ۱۲:۳۰  ، 
شناسه خبر : ۳۱۳۰۵۴
گفتگوی اختصاصی بصیرت با جورج کاپاچیو نویسنده و فعال ضدجنگ آمریکا
نویسنده و فعال ضدجنگ آمریکایی در گفتگو با بصیرت: فکر می کنم که فقط یک درصد از هموطنان آمریکایی من واقعا در مورد آنچه که در یمن یا در مکان هایی مانند یمن اتفاق می افتد، آگاهی دارند. آیا مرگ از شدت گرسنگی نزدیک به یک صد هزار کودک در یمن برای آنها اهمیت دارد؟ امیدوارم این طور باشد!
پایگاه بصیرت / گفتگو با جورج کاپاچیو

جورج کاپاچیو، نویسنده، بازیگر و فعال ضدجنگ ساکن آرلینگتون آمریکاست. در طول سالهایی که انگلیس و آمریکا، تحریم هایشان را علیه عراق اعمال می کردند، او دفعات زیادی به آنجا سفر کرد و کالاهای ممنوعه را همراه خود برده، با تعدادی از خانواده های ساکن بغداد رابطه دوستانه برقرار کرد و با این کار عمق درک و فهم خود را از چگونگی تاثیر تحریم ها بر افراد غیرنظامی افزایش بخشید. اکنون یمن و جنایت عربستان سعودی با پشتیبانی آمریکا علیه مردم این کشور، یکی از دغدغه های اصلی اوست. کاپاسیو معتقد است رسانه های جریان اصلی آمریکا با ناآگاه نگه داشتن مردم درباره ابعاد وحشتناک این جنگ و نقش گسترده واشنگتن در آن، در این کشتار و جنایت سهیم هستند. در همین زمینه پایگاه بصیرت گفت و گویی را با این فعال آمریکایی ترتیب داده است که در ادامه می خوانید.

بصیرت: چه تعدادی از مردم آمریکایی از ابعاد جنگ یمن آگاهی دارند؟

من به طور یقین نمیدانم چه تعدادی از مردم آمریکا از ابعاد جنگ یمن آگاهی دارند. من حتی تعداد مردم آمریکایی که از این حقیقت آگاهی دارند که ایالات متحده عمیقا در این جنگ شرکت دارد را نمیدانم! خبرنگاران محلی در کانال های تلویزیونی تقریبا به این جنگ یا به طور کلی به امور بین الملل هیچ توجهی نمی کنند. با این وجود، شبکه های خبری اصلی مانند سی بی اس، بی بی سی، سی ان ان، ان بی سی و شبکه هایی ازاین قبیل، این دسته از اخبار را پوشش می دهند. برای برخی افراد این جالب خواهد بود تا به تماشای گزارشات این شبکه های خبری بنشینند تا بفهمند که آیا خبرنگاران آمارهای ارائه شده توسط سازمانهایی مانند «کودکان را نجات دهید» یا یونیسف از قبیل تعداد مرگ و میرناشی از بمب باران ها و جنگ اقتصادی، تعداد پرونده های وبا، خانواده های آواره و ... را اعلام می کنند یا خیر!

علاوه بر این، آیا این شبکه ها درباره ی میزان همکاری ایالات متحده در کشتار شهروندان یمنی گزارش میدهند؟ من واقعا فکر می کنم که غول های رسانه آمریکایی متمایل به دولت ایالات متحده، به نوبه خود در تراژدی انسانی یمن که غیرقابل چشم پوشی است ، شریک هستند. من همچنین فکر می کنم که بسیاری از سازمان های محلی و ملی برقراری صلح وامنیت، در حال کار بر روی یمن هستند وهر کاری که بتوانند انجام می دهند تا با فشار به سنای آمریکا، آنها را وادار به توقف حمایت ایالات متحده از جنگ بکنند. این هفته، سنای آمریکا 63 به 37، به انتقال لایحه سناتور برنی ساندرز، (S. J. Resolution 54) درباره یک همه پرسی در هفته آینده در سنا رای دادند.

دو هفته پیش، مجلس نمایندگان ایالات متحده تقریبا یک لایحه مشابه را تصویب کرد. طرفداران صلح امیدوارند که در سال جدید، زمانی که ایالات متحده یکبار دیگر تحت کنترل دموکرات ها قرار بگیرد، مجلس برای تصویب این لایحه تلاش کتد. به نظرم بسیاری از خبرنگاران، نقش ایالات متحده را، به عنوان یکی از متحدان ارزشمند (عربستان سعودی) در مبارزه با نایبان ایرانی حوثی ها معرفی می کنند.

بصیرت: آیا فکر می کنید افزایش آگاهی مردم آمریکا در این جنگ تاثیر می گذارد؟ اصلاً اینکه در کشوری مانند یمن چه می گذرد، برای آنها اهمیت خواهد داشت؟

بله، من فکر می کنم افزایش آگاهی برای جنبش صلح در این کشور و برای پایان دادن به حمایت ایالات متحده از جنگ بسیار مهم است. کسانی از ما که برای رسیدن به این هدف تلاش می کنند (و به سوی هدف بزرگ پایان دادن به طرح «جنگ علیه تروریسم» آمریکا گام برمی دارند) معتقدند که آموزش مردم یکی از اولین گام ها برای رسیدن به اهدافمان است. به اعتقاد من، آگاهی روزافزون از رنج مردم یمن به سیاستمدارانی نظیر برنی سندرز، مبنایی برای ایستادن در برابر همتایان خود (هم دموکرات ها و هم جمهوری خواهان) داده است و از آنها می خواهد تا لایحه ای که وی در مجلس سنا ارائه کرده است را پیش ببرند.پاسخ مشخص و دقیق به بخش دوم این سوال سخت تر است. من فکر می کنم که فقط یک درصد از هموطنان آمریکایی من واقعا در مورد آنچه که در یمن یا در مکان هایی مانند یمن اتفاق می افتد، آگاهی دارند. آیا مرگ از شدت گرسنگی نزدیک به یک صد هزار کودک در یمن برای آنها اهمیت دارد؟ امیدوارم این طور باشد!

از سوی دیگر، من معتقدم که آنچه در یمن یا سوریه، عراق یا افغانستان اتفاق می افتد، صرفا بیرون از محدوده "رادار" بسیاری از مردم است و این غلط است که آنها را بد ذات و یا بی تفاوت شمرد.آنها علاقه به توجه بیشتر درمورد مسائل داخلی خودشان دارند، به خصوص زمانی که ناامنی بیش از هر زمان دیگری در آمریکا وجود دارد، هزینه های بهداشت و درمان در حال افزایش است، مسکن در کلان شهر ها، گرانتر است و شغل های خوب به سختی پیدا می شوند.

علاوه بر این، رسانه ها اغلب در فراهم کردن محتوای مناسب برای اینکه مردم به درستی متوجه اتفاقات در حال وقوع در یمن و چگونگی حمایت ایالات متحده ازعربستان سعودی و شرکای ائتلافی آن در رنج مردم کمک می کند، شکست خورده اند. خبرنگاران جریان اصلی ممکن است شمار کشته شدگان آخرین بمباران توسط عربستان سعودی را برجسته و یا به اپیدمی وخیم و در حال رشد وبا اشاره کنند اما آنچه که ازاین قاب جا افتاده "دست پنهان" است یعنی حمایت مستقیم و غیرمستقیم آمریکا از سعودی ها و اینکه چگونه این حمایت آنها را قادر می سازد تا بنادر یمن را محاصره کنند و بمباران اهداف غیر نظامی را ادامه دهند.

بصیرت: جنگ اقتصادی علیه مردم یمن چگونه است و آمریکا چه نقشی در آن بازی می کند؟

در مقاله اخیر من در رابطه با جنگ در یمن، من به یک گزارش از مارتا مندی، استاد افتخاری حقوق انسان شناسی در دانشکده اقتصاد لندن اشاره کردم. او در مقاله خود اظهار داشت که جنگ اقتصادی عامل اصلی گرسنگی در یمن است. او می گوید که اولا ائتلاف سعودی و هم پیمانانش به اهداف نظامی و دولتی و در مرحله دوم به زیرساخت های غیرنظامی حمله کردند. مرحله سوم جنگ اقتصادی است که در آن بندرها محاصره می شوند، از پروازهای تجاری خارجی جلوگیری می کنند و معاملات مالی توسط دولت عبدالربه منصور هادی، تحت حمایت نیروهای امارات متحده عربی در عدن، کنترل می شود. به گفته پروفسور ماندی؛ مهم ترین عامل جنگ اقتصادی، انتقال بانک مرکزی یمن به عدن بود. این کار باعث دشوار تر شدن انتقال پول به بانک های یمنی شد. صدور ریال یمن را در دست دولت هادی قرار داده و پرداخت حقوق تمامی کارمندان دولت در مناطق تحت کنترل صنعا را که نیروهای حوثی آن را کنترل می کنند، متوقف کردند. از آنجایی که دولت بزرگترین کارفرمای مشاغل در رابطه با کادر پزشکی تا پرسنل نظامی ، و همچنین از معلمان تا مدیران در کشوربود، حقوق بازنشستگی و سایر پرداخت های اجتماعی نیز متوقف شد.

پروفسور ماندی در مورد نقش ایالات متحده در جنگ اقتصادی، اشاره به این نکته می کند که سفیران سابق و حال حاضر در یمن از انتقال بانک مرکزی به عدن و حمله به بندرالحدیده حمایت کرده اند. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد حمایت ایالات متحده از جنگ اقتصادی، مطالعه مقاله الکس امونس در وب سایت اینترسپت را پیشنهاد می کنم.

بصیرت: به نظر شما چگونه منافع شخصی سیاستمداران آمریکایی در حمایت از کشتار در یمن اثر می گذارد؟

پیمانکاران دفاعی و سازندگان سلاح در آمریکا علاقه شدیدی دارند تا مطمئن شوند جنگ همچنان ادامه پیدا می کند. هر چه که باشد، این برای تجارتشان خوب است! اگر شما یک سیاست مدار در یک ایالت به شدت وابسته به تولید و فروش سلاح باشید، علاقه ای به رأی دادن برای پایان هیچ جنگی را ندارید. شرکت هایی که این اسلحه ها را تولید می کنند، احتمالا مشارکت قابل توجهی در بودجه مبارزات انتخاباتی برخی سیاستمداران دارند و این سیاستمداران به نوبه خود نمی خواهند که نمک خورده و نمکدان را بشکنند! برعکس، آنها از جنگ پس از مبارزات سیاسی حمایت می کنند. از آنجایی که جریان های سیاسی در این کشور بسیار پر هزینه هستند، آنها به تمام پول هایی که می توانند کسب کنند، نیاز دارند تا بتوانند تشکیلات خود را اداره کنند. 

بصیرت: جنگ یمن در دوران دموکرات ها و با حمایت آنها آغاز شد و در دوران جمهوریخواهان ادامه پیدا کرد. نظر شما در مورد رفتار این دو حزب در این قضیه چیست؟

من هیچ تفاوتی واقعی در این قضیه نمی بینم. بر خلاف تصور رایج که باراک اوباما یک صلح طلب بود ، من او را برای پاسخگویی به درد و رنج در یمن به همان اندازه جانشین او یعنی دونالد ترامپ، مقصر می دانم. در دوران اوباما، ایالات متحده از شورای همکاری خلیج فارس و اجرایی شدن عملیات های نظامی یمن حمایت های حساب شده و هوشمندانه ای می کرد. طبق گزارش تحقیقات کنگره دولت اوباما سوختگیری هواپیماها، اطلاعات اهداف حمله، عملیات جستجو و نجات برای خلبانان سعودی و افزایش چشمگیر صادرات سلاح را عهده دار می باشد. هیئت اجرایی کنگره (از سال 2009 به بعد) پیشنهاد فروش تجهیزات نظامی خارجی به عربستان سعودی و خدمات و مقالات مهم دفاعی را با ارزش بالقوه بالغ بر 139 میلیارد دلار اعلام کرده است. ایالات متحده و عربستان سعودی توافقنامه های فروش سلاح با ارزش بیش از 65 میلیارد دلار را از سال مالی 2009 تا سال مالی 2016 به تصویب رسانده اند.

بصیرت: آیا عربستان سعودی از لحاظ مالی برای ایالات متحده آنقدر سودآور است که ایالات متحده چشم خود را بر این همه جنایت و کشتار میبندد، و یا مسئله چیز دیگری است؟

پاسخ اجمالی مثبت است. با وجود سابقه منفور و زشت حقوق بشر آن کشور و جنگ با یمن، آمریکا، در دوران اوباما، موافقت کرد که از ابتدای سال 2010 میلادی به پادشاهی عربستان تقریبا 90.4 میلیارد دلار سلاح بفروشد.

آیا اتحاد و دوستی ما با عربستان سعودی در مورد مسئله ی فراتری از پول است؟ بله! «مسئله فراتر» نفت است. با وجود رشد چشمگیر تولید نفت شیل در آمریکای شمالی و جنوبی، ایالات متحده هنوز مقادیر زیادی نفت از عربستان سعودی وارد می کند که بزرگترین تولید کننده نفت سازمان کشورهای صادر کننده نفت (اوپک) است و حدود 40 درصد از منابع نفت جهانی را در اختیار دارد. علاوه بر این، بر اساس یک مقاله در «نشریه آتلانتیک» ذخایر نفتی عربستان سعودی، کویت و امارات متحده عربی رقم 460 میلیارد بشکه ثابت شده است. در مقام مقایسه، ایالات متحده تنها 10 میلیارد بشکه در گردش اقیانوس اطلس دارد. علاوه بر این، پیش بینی می شود که تولید نفت شیل آمریکا در اوایل سال 2020 به اوج خود برسد.

بصیرت: ارزیابی شما از نتیجه این جنگ نابرابر و غیرانسانی چیست؟

کم کم دارم احساس امیدواری میکنم. هم مجلس نمایندگان و هم سنا مشغول بررسی و در نظر گرفتن طرح هایی هستند که به دخالت ایالات متحده پایان می دهد، این توقف حمایت، به طور جدی اقدامات نظامی عربستان سعودی را فلج می کند. همچنین در میان طرفداران صلح یک جنبش رو به رشد برای آموزش مردم در مورد این جنگ و افزایش مخالفت های عمومی در قالب تظاهرات، راهپیمایی ها، اعتراضات، نامه نگاری و غیره وجود دارد.

مصاحبه از سیدرضا ناصریان


تصاویری از سفرهای کاپاچیو به عراق و حمایت از مردم این کشور در برابر تحریم های آمریکا و انگلیس



نام:
ایمیل:
نظر: