صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> تیتر اول
تاریخ انتشار : ۱۸ خرداد ۱۴۰۲ - ۱۲:۰۴  ، 
شناسه خبر : ۳۴۷۶۴۸
پایگاه خبری میدل ایست مانیتور
نتانیاهو اکنون به سیاستمداری تبدیل شده که هدف اصلی وی از حضور در قدرت، حفظ موقعیت و بقای خودش و یا حراست از نزدیکانش است.
پایگاه بصیرت / گروه بین المللی

پایگاه خبری "میدل ایست مانیتور" در گزارشی با اشاره به وضعیت پرهرج و مرج و آشفته کنونی حاکم بر اراضی اشغالی، بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی را فردی می داند که توان مدیریت اوضاع را ندارد و فقط و فقط هرکاری می کند تا در قدرت بماند. او نه می تواند منازعات داخلی در عمق اراضی اشغالی را سامان دهد، نه می تواند از قیام قریب الوقوع ملت فلسطین علیه رژیم اشغالگر قدس جلوگیری کند و نه اساسا توان این را دارد تا از انزوای بین المللی اسرائیل به ویژه از جانب متحدانش نظیر دولت آمریکا جلوگیری کند. 

پایگاه خبری میدل ایست مانیتور در گزارش خود می نویسد:
« دولت نتانیاهو پس از صدور حکمی در تاریخ 18 مِی که تاکید می کرد شهرک نشینان صهیونیست اجازه دارند بار دیگر کنترل و تملک شهرک متروکِ "هامش" در شمال کرانه باختری را در دست داشته باشند، به دولت بایدن اطلاع داده که قرار نیست منطقه مذکور به یک شهرک جدید اسرائیلی تبدیل شود!

تناقض حاکم بر این موضوع که توسط نشریه "آکسیوس" در تاریخ 23 می، هدفِ افشاگری قرار گرفته، به هیچ عنوان شگفت آور نیست. در حالی که وزرای افراط گرای حاضر در کابینه نتانیاهو نظیر ایتامار بن گویر و بزالل اسموتریچ، دقیقا می دانند که چه می خواهند، نتانیاهو به دنبال اجرای یک دستورکار به شدت غیرممکن است: او می خواهد تمام خواسته های افرادی نظیر بن گویر و اسموتریچ را برآورده کند اما در عین حال، سعی دارد تا به اصطکاک با دستورکارهای دولت بایدن در منطقه خاورمیانه نیز نخورد. البته او نمی خواهد شرایطی هم ایجاد شود که در نهایت به سقوط کامل تشکیلات خودگردان فلسطینی نیز ختم شود. تنها کانال ارتباطی با فلسطینی‌ها که سال هاست اسرائیل با آن تعامل دارد. 

اضافه بر این ها، نتانیاهو به دنبال عادی سازی روابط اسرائیل با کشورهای عربی است. این در حالی است که او در عین حال می خواهد: همچنان اشغالِ فلسطین ادامه داشته باشد، شهرک سازی ها در اراضی اشغالی ادامه یابند، و صهیونیست ها کنترل کامل مسجد الاقصی و دیگر اماکن مذهبی موجود در فلسطین را در دست داشته باشند. 

بدتر از همه اینکه او می خواهد شهرک متروکِ "هامش" را بار دیگر به قول خود آباد کند و پُست های نظامی را در آن ایجاد کند. مساله ای که کاملا مطلوبِ فردی نظیر بن گویر است. با این حال، عجیب است که او فکر می‌کند می تواند از تنش های مسلحانه با فلسطینی های ساکن در کرانه باختری در این زمینه جلوگیری کند. 

در حال حاضر، نتانیاهو به دنبال برقراری روابط خوب با کشورهای عربی و مسلمان است، این در حالی است که او دستور کار تحقیر اعراب، سرکوب آن ها و حتی کشتارشان را نیز با تمام قوا دنبال می کند. یک چنین ترکیبی از اصول متضاد، شاهکاری است که فقط نتانیاهو می تواند آن را خلق کند. 

نباید از یاد ببریم که نتانیاهو یکی از ایدئولوگ های جریان راست افراطی اسرائیل است. کسی که از ایدئولوژی صهیونیسم و مذهب به عنوان بنیان های دستورکار سیاسی اش استفاده می کند. با این همه یکی از دلایلی که غرب چندان در مورد این رویه های نتانیاهو و نظام فکری اش مانور نمی دهد، این است که این مسائل در کنار هم، اگر برجسته شوند، هرگونه تعامل با نتانیاهو و رژیم اسرائیل را برای کشورهای غربی سخت و پرهزینه می‌کنند. 

در این راستا شاهدیم که نخست وزیر کنونی ایتالیا یعنی "جورجیو ملونی" که به جریان راست افراطی ایتالیا تعلق دارد، در ماه مارس میزبان نتانیاهو بود با این حال، جو بایدن رئیس جمهور آمریکا هنوز نتانیاهو را ملاقات نکرده و حتی دعوتنامه ای را نیز برای او جهت سفر به آمریکا ارسال نکرده است. 

نتانیاهو از همه این مسائل به خوبی اطلاع دارد و می داند که آبروی اسرائیل حتی در میان متحدانش نیز تا حد زیادی بر باد رفته است. با این حال، او به خاطر منافع خودش هم که شده به دنبال این است که استقامت نشان دهد. 
از یاد نبریم که 5 دوره انتخابات در اراضی اشغالی برگزار شد تا اینکه در نهایت نتانیاهو توانست یک دولت جدید را در اراضی اشغالی تشکیل دهد. برگزاری انتخابات جدید در اراضی اشغالی با ریسک های گسترده ای همراه است. در این میان این نکته مهم است که بدانیم رهبر جریان اپوزیسیون اسرائیل یعنی، لائیر لاپید در صورت برگزاری ششمین انتخابات در اسرائیل از شانس بالایی جهت کسب اکثریت کرسی های پارلمان اسرائیل و متعاقبا تشکیل دولت در اراضی اشغالی برخوردار است. 

با این همه نباید فراموش کرد که عوام فریبان و پوپولیست هایی نظیر بن گویر و اسموتریچ که اکنون در دولت نتانیاهو حضور دارند، قدرت فراوانی در دست دارند و می توانند حتی به جنگ و تنش های داخلی در اراضی اشغالی نیز دامن بزنند. این افراد، تنش آفرینی و هرج و مرج را مسائلی مطلوب برای خود و پیشبرد دستورکارهایشان می بینند. البته که سناریوهای خطرناک تری نظیر پاکسازی قومیتی فلسطینی ها و همچنین راه اندازی یک جنگ مذهبی نیز گزینه های مطلوبی برای آن ها هستند. 

در این راستا آنچه که دولت نتانیاهو و شخص وی را به شدت ضعیف می کند این است که متحدان وی در دولتش نظیر بن گویر و اسموتریچ، هرکدام دستورکارهای خاص خود را دارند و در عین حال، برای آن ها بر خلاف نتانیاهو، اینکه روابط اسرائیل با جهان خارج چگونه باشد نیز به هیچ عنوان از اهمیت برخوردار نیست. این مساله آن هم برای نتانیاهو که در سال های متمادی حضور خود در قدرت، موازنه های مختلفی را ایجا کرده، به شدت چالش زا است. 

پیشتر نتانیاهو حتی روابط پُرتنشی را بعضا با دولت آمریکا داشت با این حال از طریق لابی‌گری در کنگره، دستورکارهایش را پیش می برد. با این همه، اکنون حتی این امکان نیز دیگر برای وی فراهم نیست. حتی روابط اسرائیل با اعراب نیز که نتانیاهو حدی از توازن را در آن رعایت می کرد هم به نحوی منفی تغییر کرده و نتانیاهو از فضای مانور سابق در قالب آن برخوردار نیست.

نتانیاهو اکنون به سیاستمداری تبدیل شده که هدف اصلی وی از حضور در قدرت، حفظ موقعیت و بقای خودش و یا حراست از نزدیکانش است. همان هایی که نتانیاهو به واسطه امتیازات خاص به آن ها، متهم به مسائلی نظیر قوم و خویش‌پرستی شده است. اگر دولت کنونی رژیم اسرائیل به دلایلی نظیر افراط گرایی و تشدید تضادهای درونی خود فروبپاشد، بسیار سخت است که نتانیاهو بار دیگر بتواند تجدید قوا کند. اگر احزاب راست افراطی، از ائتلاف خود با حزب لیکود که حزبِ نتانیاهو است خارج شوند، باید اذعان کرد که اسرائیل بیش از پیش در بحران های سیاسی و هرج و مرج اجتماعی غرق خواهد شد. 

تردیدی نیست که تداوم سیاست های کنونی دولت نتانیاهو، موجب خواهد شد تا روند مقاوت مسلحانه در منطقه کرانه باختری علیه اسرائیل تقویت شود. چند سالی است که مقاومت مسلحانه علیه اسرائیل در اقصی نقاط کرانه باختری افزایش یافته است(به ویژه درمناطقی نظیر نابلس و جنین). در این راستا، موضع تشکیلات خودگردان که در تعامل با اسرائیل است نیز روز به روز ضعیف و ضعیف تر شده است.

به بیان ساده تر، مردم فلسطین اکنون تشکیلات خودگردان را صرفا نهادی می بینند که نهادهای امنیتی اسرائیلی اقدامات خود علیه فلسطینی ها را با آن هماهنگ می کنند و به آن اطلاع می دهند و اساسا این نهاد هیچ نقشی در نمایندگی صحیحِ فلسطین ندارد و نمی تواند منافع آن ها را به نحو درستی به پیش برد. 

در این چهارچوب، در شرایطی که افرادی نظیر "بن گویر" و "اسموتریچ" هر اقدامی غیرقانونی را که می خواهند در کرانه باختری انجام می دهند، گروه های مقاومت فلسطینی روز به روز در منطقه مذکور قوی تر می شوند و رشد بیشتری پیدا می کنند. گروه موسوم به "بیشه شیر" و تحرکات آن درکرانه باختری دقیقا نمود عینی این واقعیت است.

برای ملت فسلطین، مقاومت مسلحانه پاسخی طبیعی به اشغالگری نظامی، آپارتاید و خشونت های شهرک‌نشینان صهیونیست است. این رویکرد فی نفسه یک راهبرد سیاسی نیست. با این حال برای اسرائیل، اِعمال خشونت، یک راهبرد مهم است. 

برای نتانیاهو، اینکه وی مدام دستور می دهد تا به خانه و کاشانه فلسطینی ها حمله شود و یا به اقدامات تحریک‌آمیز علیه آن ها اقدام شود، همه و همه راهبردهای سیاسی هستند که در نوع خود اردوگاه افراط گرایان حامی وی را خوشحال می کنند و این مساله می تواند وی را در قدرت نگه دارد. با این حال این رویکرد نیز مبتنی بر ملاحظات کوتاه مدت است. اگر روندِ خشونت های رژیم صهیونیستی ادامه یابد، منطقه کرانه باختری به زودی وارد منازعات نظامی گسترده و فراگیر علیه اسرائیل و در عین حال شورش گسترده علیه تشکیلات خودگردان خواهد شد. در این چهارچوب، نه حقه های نتانیاهو و نه اقدامات متوزان کننده احتمالی وی قادر نخواهند بود که پیامدها و تبعات این سناریو را به ضرر اسرائیل کنترل کنند.»

نام:
ایمیل:
نظر: