فرهنگی >>  اندیشه >> اخبار ویژه
تاریخ انتشار : ۰۹ آذر ۱۳۹۶ - ۰۹:۱۰  ، 
شناسه خبر : ۳۰۶۸۴۵
بررسی اندیشه و میراث فکری شیخ مفید در گفتگوی بصیرت با استاد فلسفه:
جریان عقل گرایی که با شیخ مفید شروع شد، اگر ما این جریان را که بعداً در شیخ طوسی از شاگردان ایشان به تمامیت رسید و متکامل تر شد را نداشتیم، امروز گرفتار یک اندیشه نسبتاً غیرپویا نقل گرا می شدیم که تقریباً شبیه به اهل حدیث و وجوهی از اشعری گری در اهل سنت بود.
پایگاه بصیرت / گروه فرهنگی
شیخ مفید پیرو دیدگاه همگرایی حدااکثری و واگرایی حداقلی بود/ اگر جریان عقل گرایی که با شیخ مفید شروع شد را نداشتیم امروز گرفتار جریان نسبتاً غیرپویا نقل گرا می شدیمتاریخ شیعه سرشار است از افتخارات بسیار و تحولات چشمگیر؛ تحولاتی که به دست عالمان متعهد و فرزانگان اندیشمند پدید آمده است. شیخ مفید در شمار چنین اندیشمندانی قرار می گیرد. در عصری که شیخ مفید می زیست، یعنی سال های 366 قمری تا 413، علی رغم آزادی در بیان آرای گوناگون  علمی، وحدت اندیشه و اعتقاد از بین رفته بود. او با جامعه ای روبه رو بود که نسل دانشمندان آن دچار انحراف های فکری و اخلاقی شده بودند و هر کس در گوشه ای ادعای اصلاح اجتماع و هدایت مردم به سوی حقیقت را می کرد و بعضی از طریق حکمت هندی و یونانی و بعضی از طریق عارف و صوفی و ... مکتب های منحرفانه ای را تبلیغ می کردند. در این شرایط، شیخ مفید دست به قیامی بزرگ زد و به عنوان پیشقراول بیداری اسلامی، نقش موثری در تثبیت هویت مستقل مکتب اهل بیت ایفا کرد. در زمانه کنونی هم همچون زمان شیخ، مکتب تشیع از درون و بیرون با تهدیداتی مواجه است، که لازمه استفاده از اندیشه بزرگانی چون شیخ مفید را به عنوان الگوی رفتار سیاسی و اجتماعی می طلبد. به همین منظور، با توجه به این که امروز سالروز بزرگداشت شیخ مفید است،  گفتگویی با دکتر علیرضا میرزایی، استاد فلسفه، داشته ایم که در ادامه می آید:

بصیرت: درباره گسترده اندیشه شیخ مفید بگویید و اینکه جایگاه شیخ مفید در مسیر تفکر علمی شیعه در زمینه کلام و فقه چیست؟
شیخ مفید متعلق است به اندیشمندان اوائل عصر غیبت کبری، که دارای وجوه مختلف علمی بودند. ایشان متکلم برجسته، فقیه متبحّر و محدّثی ناقد بود. در دوره زمانی شیخ مفید به دلیل فاصله ای که از نظام وکالت در عصر ائمه می گیریم، شاهد تحول جدی در حوزه اندیشه توسط ایشان هستیم، خصوصاً با آثار قلمی که در تمام حوزه های فقه و کلام و حدیث داشته است. برجسته ترین کتاب شیخ مفید در فقه، المقنعه است. امالی را در حوزه حدیثی نوشته، اما آن جنبه ظهور و بروز حداکثری شیخ مفید در حوزه کلام است که اوائل المقالات فی المذاهب و المختارات از برجسته ترین و مفصل  ترین کتاب های ایشان در این زمینه است و شاید به این تفصیل کمتر کتاب کلامی در تاریخ اندیشه ما نوشته شده است. 
کتاب دیگر الجمل است، که به نحوی از انحا به برخی از مسائل اختلافی صدر اسلام خصوصاً جنگ جمل به صورت مفصل پرداخته است. کتاب الاختصاص، مسئله فی الاراده، تصحیح الاعتقادات، ایمان ابی طالب، ارشاد فی معرفت حجج الله الی العباد، مجالس در مناظرات، الافصاح فی الامامه، اقسام مولی فی السان از جمله کتاب های کلامی شیخ است. بیشتر اهتمام شیخ مفید در این موارد اثبات جایگاه خلافت و مرجعیت اهل البیت (ع) است. 
در عین حال معروف است ایشان به رغم احترامی که به استاد خودش شیخ صدوق داشتند، بعد از هجرت شیخ صدوق به قم، ایشان به رئیس متکلمین بغدادی معروفند که وجه تمایزشان با مکتب قمیّین، عقل گرایی بوده است. مکتب قمیینِ مرحوم صدوق بیشتر به کلام نقلی می پرداختند، اما شیخ مفید به صورت جامع به همه اینها پرداخته و در مورد آثار قلمی ایشان چه آنهایی که به دست ما رسیده و چه آنهایی که به دست ما نرسیده است، در تراجم و رجال حدود 200 کتاب و رساله به ایشان منصوب است.

شیخ مفید پیرو دیدگاه همگرایی حدااکثری و واگرایی حداقلی بود/ اگر جریان عقل گرایی که با شیخ مفید شروع شد را نداشتیم امروز گرفتار جریان نسبتاً غیرپویا نقل گرا می شدیم

بصیرت: خدمات ارزنده شیخ مفید در حوزه فقه شیعه چه تحولی در عرصه سیاسی و حکومتی پدید آورد؟ و امروزه این تحولات را چگونه می توان پی گرفت؟
شیخ مفید در کتاب المقنعه به ابواب مختلف فقهی پرداخته است، ولی یکی از اموری که شخصیت فقهی ایشان بر آن تأثیر گذاشته که من به آن خواهم پرداخت، بحث تصریح به جایگاه حکومتی فقهای شیعه در دوره غیبت است. در عین حال بعد اجتماعی فقهی ایشان به نحوی برجسته بود که حاکمان آل بویه هرچند شیعه بودند، ولی به هر حال در ذیل حکومت عباسی تعریف می شدند، برای ایشان احترام زیادی قائل بودند. به نحوی که برجسته ترین وزیر دوره عباسی، عضدالدوله دیلمی که شیعی هم بود و امرای و نقبای حکومتی بارها به دیدار شیخ مفید می آمدند.
بعد از آل بویه، سلطان محمود غزنوی به قدرت می رسد که تا حدودی نامهربانی هایی با شیعه داشت و القادر بالله که حاکم آن موقع عباسی بود. اینها سبب شد که شیخ مفید در تضییقاتی قرار بگیرد، به طوریکه معروف است که سه دوره در تاریخ های 393، 398 و 409 ایشان را از بغداد تبعید کردند، ولی به دلیل جایگاه و وزن اجتماعی و پایگاه قوی که بیشتر از بعد فقهی داشت، مجبور شدند با احترام این مرد بزرگ را برگردانند. 
از بازتاب ها و کارکردهای اجتماعی شیخ این بود که زمانی که ایشان رحلت کرد، 80 هزار نفر معروف است در بغداد ایشان را تشیع کردند که بخش اعظم آنها اهل سنت بودند و بیشتر گرایش های اعتزالی و عقل گرایی داشتند. این نشان می دهد که بعد اجتماعی شیخ مفید بسیار برجسته بود، اما نکته مهمی که در اندیشه های اجتماعی و سیاسی شیخ مفید می توان پیگیری کرد، جایگاهی است که ایشان برای فقهای شیعه قائل است. 
شیخ در کتاب المقنعه کاملاً برجسته کرده که کارکرد سیاسی و مدیریتی فقهای شیعه، استمرار همان حکومت امامت و ولایت اهل بیت (ع) است. با یک مهندسی کلام خاصی که عین جمله ایشان را ترجمه اش را از کتاب المقنعه می خوانم: «اجرای حدود و احکام انتظامی اسلام وظیفه سلطان اسلام است که از جانب خداوند منصوب کردند. منظور از سلطان ائمه هدی از آل محمد یا کسانی که از جانب ایشان منصوب شده اند، می باشند. امامان نیز این امر را به فقهای شیعه تفویض کردند تا در صورت امکان مسئولیت اجرایی آن را بر عهده گیرند.» (المقنعه/ص 188) این نکته، نکته خیلی مهمی است که در زمان وکالت و مرجعیت اهل بیت (ع)، مردم از طریق ائمه مسائلشان را می پرسیدند، اما در دوره غیبت کبری مجتهد نه تنها در مرجعیت علمی، بلکه در مدیریت سیاسی و جنبه های تربیتی دیگر جایگزین امام می شود. 
اینکه شیخ مفید می فرمایند فقهای شیعه امر اجرای حدود و احکام انتظامی اسلام به آنها تفویض شده، یعنی در این زمینه اختیارات تام دارند. کلمه تفویض با تنفیذ یک تفاوتی که دارد این است که در تفویض یعنی واگذاری و خلع ید به دلیل فقدان فیزیکی معصوم در جامعه شیعه و جامعه اسلامی صورت گرفته است. آنجایی هم که باز در مهندسی کلام ایشان از اجرای حدود می گویند، مقامات قضاوت را شامل نمی شود. بنابراین آنچه که امروز در واقع به عنوان نظم و انضباط حکومتی در جامعه که جنبه عمومی دارد، به قول غربی ها جنبه پابلیک دارند از طریق ائمه به فقها واگذار شده است. این نحوه نگاه شیخ به جایگاه  فقها در عین حال آن نظریه معروف انتصاب را افاده می کند. چون می گوید این امر از طرف امامان به فقهای شیعه تفویض شده است. در عین حال ایشان در بعد برداشت های فقهی چون یک عالم اصولی است و استفاده حداکثری را از اصول کرده، بنابراین آن دسته از فقهایی که به جنبه های عقلی می پرداختند با بحث ها و تحولات اجتماعی بیشتر مرتبط می شدند تا فقهایی که صرفاً نقل گرا بودند.

بصیرت: با توجه به راه حل لاجبر و لاتفویض در اندیشه علمای متقدم آیا شیخ مفید واجد نوعی اندیشه اجتماعی بوده است؟
ایشان یک عالم کاملاً اجتماعی بودند و بعد از رحلت استادشان، شیخ صدوق زعامت عامه شیعه را به مدت 32 سال بر عهده گرفتند. این دوره تماماً دوره ای بود که شیخ مفید زعامت شیعه را بر عهده داشت. آن موقع شیعه یک اقلیت تحت فشار بود، صرفاً جنبه های فقهی و کیان اعتقادی مدنظر نبوده، بلکه صیانت شیعه از فشارهای اجتماعی آن هم در شهری مثل بغداد که نماد و سمبل حاکمان اهل سنت بود، مطرح بود. در این شرایط بعد و کارکرد اجتماعی شیخ مفید کاملاً نمود پیدا می کند. ضمن اینکه عرض کردم توجه سیاستمداران و حاکمان به شیخ مفید نشانه ای از وزن اجتماعی  و سیاسی ایشان است. مضافاً بر اینکه داده اصلی لاجبر و لاتفویض در حوزه کلامی این است که انسان مختار، مسئول اجتماعی و مسئول فردی زندگی خودش از بعد فردی و اجتماعی و سیاسی و مدیریتی است.

شیخ مفید پیرو دیدگاه همگرایی حدااکثری و واگرایی حداقلی بود/ اگر جریان عقل گرایی که با شیخ مفید شروع شد را نداشتیم امروز گرفتار جریان نسبتاً غیرپویا نقل گرا می شدیم

بصیرت: چگونه می توان از اندیشه و تفکر میانه شیخ مفید در علم کلام برای نزدیکی فکری و اتحاد عملی میان مذاهب اسلامی استفاده کرد؟
شیخ مفید یک عالم تقریبی است. در فهرست اساتید ایشان می توان از افرادی مثل قاضی عبدالجبار معتزلی که صاحب شرح اصول خمسه و اباعبدالله مرزبان و در علوم عقلی از علی بن عیسی نام برد، این نشان می دهد که شیخ در این زمینه ها در عین پایبندی  به اعتقاد همیشه شیعی، تعصب ویژه ای از خودش در این زمینه ها نشان نمی داده و در عرصه های علمی و تعاملات اجتماعی از اینها استفاده می کرده است. علمای تقریب معمولاً یک شعار نانوشته ای دارند و اعتقادشان بر این است که همگرایی حداکثری در حوزه های مشترک و واگرایی حداقلی در حوزه های اختلافی. شیخ مفید یکی از نماینده های این دیدگاه بود، به همین دلیل هم هست که وقتی ایشان رحلت کردند خیلی از جریان عقل گرایی اعتزالی بغداد فکر می کردند که ایشان یک عالم معتزلی است، برای همین هم هست که در عین این قضیه ایشان مورد تمجید واقع شده و آن تشیع جنازه باشکوه صورت گرفت. 
نکته دیگر اینکه شیخ مفید در بین اهل سنت، در چهل سالگی از شناخته شده ترین چهره های علمی محسوب شده است، ابن حجر در لسان المیزان ایشان را فردی متنسک، اهل عبادت و فروتن توصیف می کند. ذهبی در العبر از جنبه های عبادی ایشان خیلی یاد کرده است. ابن ندیم در الفهرست، ابوحیان توحیدی در الامتناع و موانسه از شیخ مفید به لحاظ شخصیت اجتماعی او تمجید کردند. اینها تماماً مخالف شخصیت کلامی شیخ مفید هستند، اما به لحاظ شخصیت اجتماعی ایشان را ارج می نهند. 
در کتاب های کلامی ایشان هم که با تمام اهتمامی که به خلوص اعتقادی شیعه تأکید داشتند و در تثبیت خلافت و مرجعیت اهل بیت (ع) خیلی کوشیده، ولی شما در کتاب های ایشان اصلاً به مقدسات اهل سنت یا بزرگان ادیان دیگر اهانتی نمی بینید، یعنی ایشان کاملاً احترامات را حفظ کرده است. فکر می کنم این یکی از نیازهای امروزی ما برای تقریب جامعه جهانی اسلامی است که جمعیت آن می گویند دو برابر جمعیت غرب اروپا است و در عین حال این قدر دچار تشتت و اختلاف های تأسف بار است. شیخ مفید به نظر من این ظرفیت را دارد که به عنوان نماد و یکی از کسانی که می توان آنها را از بنیانگذاران نهضت تقریب دانست معرفی شود.

بصیرت: در پایان درباره میراث فکری شیخ مفید برای نسل امروز دارید نکته ای دارید بفرمایید.
من مهم ترین نکته را همین بحث نهضت تقریب می دانم و بعد اندیشه فاخری که ایشان در بحث ولایت فقیه داشتند، چون در قرن پنجم ما کمتر فقیهی داریم که به این صراحت در تفویض امر ولایت و شئون آن که بعضی از آنها را نام برده، مثل اجرای حدود و احکام انتظامی اسلام اشاره کرده باشد. ضمن اینکه از میراث های جالب فکری شیخ این است که در مطالب علمی خودش با وجود اینکه تقریبی بوده و ملاحظات مخالفین را هم می کرده، ولی وقتی قلم می زند به تمامیت قلم می زند، یعنی کم کاری نکرده است. این هم خودش می تواند یک الگوی علمی برای دانش پژوهان ما باشد. شما وقتی کتاب های شیخ را می خوانید واقعا احساس نمی کنید که خلل و فرجی در حرف های ایشان است، فکر می کنید به تمامیت رسیده است. و بعضا بعضی از مطالبی که در کتاب های کلامی بعدی می خوانید، ملاحظه می کنید شاید بیش از 80 درصد با نظرات دیگران تطابق دارد. 
ضمن آنکه آن جریان عقل گرایی که با شیخ مفید شروع شد، اگر ما این جریان را که بعداً در شیخ طوسی از  شاگردان ایشان به تمامیت رسید و متکامل تر شد را نداشتیم، امروز گرفتار یک اندیشه نسبتاً غیرپویا نقل گرا می شدیم که تقریباً شبیه به اهل حدیث و وجوهی از اشعری گری در اهل سنت بود و همین گرفتاری هایی که الان با حنابله و برخی گروه ها تکفیری سلفی داریم، اینها نوعاً از عقل کمتر در نصوص دینی استفاده می کنند. من فکر می کنم که این جریان عقل گرایی کمک زیادی کرد که جامعه شیعه خودش را از این خطر نجات دهد. ضمن اینکه بحث عقل گرایی هم در مفاهمه با نخبگان امروزی و هم در اقناع توده مردم موثرتر از روش نقل گرایی است و اینها از میراث های فکری مرحوم مفید است.

با تشکر از جناب آقای دکتر علیرضا میرزایی که وقت خود را در اختیار پایگاه بصیرت قرار دادند. 
مصاحبه از: فهیمه عشرتی خلیل آباد

نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
قربانی
Iran, Islamic Republic of
۰۹:۳۶ - ۱۳۹۶/۰۹/۰۹
0
0
با تشکر از استاد فرهیخته جناب آقای دکتر میرزایی
نام:
ایمیل:
* نظر:
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات