تاریخ انتشار : ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۲:۱۰  ، 
شناسه خبر : ۳۱۴۹۳۳
آمریکا برای تثبیت هژمونی و سلطه خود بر جهان 25 سال بیشتر فرصت ندارد که این فرصت فاصله بین سال 2000 تا 2025 است و اگر آمریکا نتواند سلطه خود را در این سال ها کامل کند، فرصت به دست آمده از دست خواهد رفت. امریکا برای اینکه در طی این 25 سال بتواند موقعیت خود را به عنوان کدخدای مطلق جهان تثبیت نماید، باید چند هدف را محقق کند.
پایگاه بصیرت / حسین حسینی نژاد
در پایان هزاره دوم میلادی، جامعه اطلاعاتی آمریکا یک تحلیل و جمع­ بندی را ارائه نموده که به عنوان سند استراتژی امنیت ملی ایالات متحده منتشر شد. این تحلیل که راهبرد امریکا را برای ربع قرن ترسیم می ­کند، تأکید می­ کند که آمریکا برای تثبیت هژمونی و سلطه خود بر جهان ۲۵ سال بیشتر فرصت ندارد که این فرصت فاصله بین سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵ است و اگر آمریکا نتواند سلطه خود را در این سال­ ها کامل کند، فرصت به دست آمده از دست خواهد رفت. در این سند، گفته شده امریکا برای این که در طی این ۲۵ سال بتواند موقعیت خود را به عنوان کدخدای مطلق جهان تثبیت نماید، باید چند  هدف را  محقق کند. مهمترین این اهداف که با جمهوری اسلامی ارتباط پیدا می­ کند، موضوع  این ۲ بند است:
اول- مهار و خنثی­ سازی نیرو‌های بی ­ثبات­ ساز (چین، ایران، روسیه، کره شمالی، کوبا)
دوم - تلاش و اقدام برای کمک به جامعه بین­ الملل در رام ­کردن نیرو‌های واگرایی که عناصر بی­ ثبات­ ساز عامل به وجود آمدن آن‌ها بوده است.
البته این موضوع، چیز چندان جدیدی نیست و در دوران ریاست جمهوری اسلاف ترامپ نیز وجود داشته است. به طور مثال، اوباما هم ۴ هدف را در رابطه با ایران  مطرح کرده بود که بی­ شباهت به وضعیت و اهداف مطرح شده فعلی نیست. این اهداف عبارت بودند از:
ایران قدرت هسته­‌ای نباشد.
ایران قدرت منطقه ­ای نباشد.
ایران از حماس و حزب­ الله حمایت نکند.
ایران در خاورمیانه جدید نقشی نداشته باشد.
نکته مهم در این بین این است، در شرایطی که چنین دیدگاه و اهدافی از سوی دشمن مطرح شده بود، اصلاً جای مذاکره وجود داشت؟ اگر چه به نظر پاسخ منفی می­ آید، اما اتفاق دیگری افتاد و با آمدن دولتی که شعار همزیستی مسالمت­ آمیز می­ داد، فضا در ایران برای اوباما مساعد شد و مذاکره صورت پذیرفت. حرف گروه های غرب گرا در داخل، همزیستی مسالمت­ آمیز با غرب است. آن‌ها می­ گویند مرزبندی با امریکا را قبول داریم، اما در حد تعامل، نه تقابل.
این با گفتار رهبری و امام فاصله دارد و همین برگ برنده­ ای برای اوباما بود تا برجام را  بقبولاند و دقیقاً همان اتفاقی افتاد که در شوروی، خروشچف به آن مبتلا شد. در شوروی پیمان سالت یک را امضاء کردند و فاتحه انقلاب شوروی را خواندند؛ اما دشمن در این باره دچار خطای محاسباتی شد، زیرا ما با شوروی تفاوت داشتیم. یکی از سران روسیه در خاطراتش می­ گوید فرق ما این است که در شوروی، رهبران ما غرب­ گرا بودند و این سبب فروپاشی انقلاب شد، ولی در کشور ایران رهبر شما نه تنها متمایل به غرب نیست بلکه با صلابت در مقابل زیاده ­خواهی استکبار ایستاده است.
اما نکته قابل تأمل دیگر این است که آیا دشمن بدون هماهنگی با داخل می ­تواند به این اهدافی که ذکر شد دست پیدا کند یا خیر؟
باید توجه داشت که مهمترین خطر، تهدید از داخل است و ما باید نگران داخل باشیم؛ دشمن بدون اتکا به جریان داخل هرگز نمی­ تواند کاری انجام بدهد. همانطور که بیش­تر هم اشاره شد، مهمترین اتفاق و شاید مهمترین دستاورد برای امریکا در دوران جنگ سرد، موفقیت در نفوذ در درون حاکمیت شوروی بود. چیدن عناصر غرب­ گرا در درون حاکمیت و در اطراف و نزدیکان خروشچف، برژینف، گورباچف تا یلتسین.
آنقدر امریکایی­‌ها در ذهن گورباچف نفوذ کرده بودند که رئیس آکادمی علوم نظامی شوروی می­ گوید من ۲۰۰ سند را جمع کردم و مستند رفتم پیش گورباچف و گفتم این اسناد نشان می­ دهد امریکایی­‌ها در تار و پود ما نفوذ کرده­ اند و می­ خواهند ما را استحاله کنند، آقای گورباچف با اینکه مستندات را می­ دید، اما حاضر به قبول نشد و گفت: برو شما "ضد اصلاحات" هستید. همین اتفاق امروز در ایران دارد می­ افتد و وقتی دلسوزان نظام می­ روند پیش برخی دولتمردان و می­ گویند این شواهد نشان می­ دهد که دشمن نفوذ کرده است، آقایان می­ گویند ما این شواهد را قبول نداریم، شما تند ­رو و ضد اصلاحات هستید.
در حال حاضر در داخل فرمولی وجود دارد و آن این است که نقطه اصلی فتنه، همبستگی نانوشته بین جریان داخل و خارج برای مشروعیت­ سازی عقب ­نشینی است. در این رابطه سه مسئله دیده می­ شود:
ضرورت­ سازی: یعنی توهم ضرورت، ساختن و القاء ضرورت به جامعه که کاری نمی­ توان انجام داد و باید عقب ­نشینی کنیم و این خیلی خطرناک است و اگر مردم متوجه این موضوع نشوند، ضرورت ساختگی هم می ­تواند تأثیر خودش را بگذارد.
در جنگ صفین وقتی قرآن­‌ها را بر سر نیزه کردند تعدادی که اشعث بن قیس و عبدالله بن وهب واثقی که بعداً محور رهبری خوارج شد، سرکرده آن‌ها بودند در برابر امیرالمومنین (ع) قرار گرفتند و گفتند دعوت این‌ها را اجابت کن؛ وقتی این‌ها قرآن را واسطه قرار دادند، شما چه می­گویید. حضرت پاسخ داد من این‌ها را می ­شناسم و این‌ها اعتقادی به قرآن ندارند و شما یک ساعت بازوان و جمجه ­­هایتان را به من عاریه بدهید، جنگ به نقطه حساسی رسیده، من این دشمن خطرناک را از سر راه بر می­ دارم. این‌ها گفتند ما یک لحظه هم مهلت نمی ­دهیم یا به مالک بگویید برگردد یا همانطور که عثمان را کشتیم تو را هم خواهیم کشت.
ترساندن مردم از سایه جنگ: الآن که این قضیه جلوگیری از فروش نفت پیش آمده و یا حوادثی مثل قرار دادن سپاه در لیست سیاه سبب شده تا برخی مرتب بگویند ممکن است جنگ شود. در پاسخ باید گفت امریکا با کدام توان می­ خواهد بجنگد.امریکایی­‌ها ۲۱ تریلیون دلار بدهی دارند، ارتش امریکا اصلاً آمادگی جنگیدن ندارد، دنیای امروز موافق جنگ نیست و از همه مهمتر قدرت ماست که اجازه جنگ به امریکا نمی­ دهد. امریکا ۳۵ پایگاه در منطقه دارد، اولین آن همین ناوگان پنجم و دورترین آن جزیره دیگو گارسیا در اقیانوس هند. امریکایی­‌ها  هرگز ریسک نمی­ کنند که وارد یک دهلیز مرگ و نابودی بشوند، لذا در این رابطه مسئولین باید دقت کنند که اولاً نباید یک چیزی بگویند که در دل مردم دلهره ایجاد شود و از طرفی هم نباید یک اولتیماتومی بدهند که قابل انجام نباشد. ما نباید اعتبار خود را زیر سوال ببریم مثل گذشته که گفتیم اگر دشمن از برجام خارج شود ما هم خارج می­ شویم، ولی خارج نشدیم و یا اینکه گفتیم تصمیم مقتضی می­ گیریم، ولی نگرفتیم. این‌ها اعتبار یک نظام را زیر سوال می­برد.
شرطی سازی: سومین نکته ­ای که دارد القا می­شود، شرطی­ سازی است. بالاخره مردم گفتند انرژی هسته ­ای حق مسلم ماست. دشمن آمد القاء کرد که آب و غذای شما به ما وابسته است و مسئولین گفتند که آب خوردن هم به برجام بستگی دارد؛ بنابراین خلق الله هم گفتند اگر حقیقتاً اینطور است ما از حق مسلم خود گذشتیم و شما بروید نان و آب ما را درست کنید، ولی با اینکه برجام درست شد، ولی نان و آب مردم درست نشد. حالا مجدد دارند القاء می­ کنند که اگر برجام یک نشد با برجام دو و سه مشکل را حل  می­ کنیم.
امروز آلمان و فرانسه می­ گویند برد موشک شما نباید بیش از ۳۰۰ کیلومتر باشد، با این حساب با برجام دو برویم مذاکره کنیم و خودمان را خلع سلاح کنیم و بعد از آن با برجام سه از منطقه هم دست بکشیم.
با این حساب باید هوشیار بود و نباید گذاشت این انقلاب به سرنوشت انقلاب­‌های دیگر منجر شود. این انقلاب ودیعه الهی است و هزاران انسان از هابیل تا انبیای عظام و مردان برزگ در این راه قربانی شدند تا این انقلاب الهی بماند؛ لذا ما باید با همه وجود از آن پاسداری کنیم.
نام:
ایمیل:
* نظر:
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات