هرمزگان >>  عمومی >> اخبار ویژه
تاریخ انتشار : ۱۰ آبان ۱۳۹۶ - ۱۳:۰۲  ، 
شناسه خبر : ۳۰۵۸۷۵
سناریوهای مختلف در خصوص راهبرد ترامپ در قبال ایران
سناریویی که شخص ترامپ و دولت امریکا در کانون توجهات دائم جهان قرار دهد و حداکثر سود و کسب هر چه بیشتر منافع اقتصادی را برای امریکا به ارمغان آورد، علاوه بر آن موجب حفظ برتری و تفوق هژمونیک امریکا در منطقه و جهان باشد و نهایت استفاده از موفقیت و تجربه های تاریخی را در دستور کار خود داشته باشد.
پایگاه بصیرت / حسین حسینی نژاد
بسیاری از سیاست شناسان، قدرت را هسته سیاست می دانند و می گویند آن چه روابط سیاسی انسان ها را از دیگر روابط آن ها متمایز می کند قدرت است .تمامی کشمکش ها و رقابت ها و نزاع های میان واحدهای سیاسی در روابط بین الملل محصول مبارزه برای قدرت است. بنابر این شناخت درست مناسبات قدرت در محیط بین الملل کلید فهم بسیاری از مسایل و پدیده های سیاسی است. اهمیت راهبرد جدید ترامپ در قبال برجام و نتایج اتخاذ سیاست افزایش فشار بر جمهوری اسلامی و به طبع آن افزایش تنش در روابط بین الملل از طریق گام برداشتن به سمت الغای یک سند بین المللی، اهمیت پرداختن  به این موضوع را به خوبی نمایان می سازد. کشف مولفه های راهبرد جدید سیاست خارجی  امریکا در قبال ایران هدفی است که این نوشتار قصد دارد در نگاهی آینده پژوهانه و بر پایه روش سناریو به آن برسد.
سناریوهای محتمل: 
از میان سناریوهای متعددی که ممکن است در این رابطه وجود داشته باشد 4 سناریو به عنوان سناریوهای محتمل در مورد چرایی رفتار ترامپ مطرح می شود:
الف– سناریوی کنش احساسی
1- تصمیم و راهبرد جدید امریکا محصول تصمیم گیری و محصول اراده شخصی رییس جمهور امریکاست .
2- ترامپ شخصیتی غیر عقلانی، مذبذب، قلدر مآب و دارای اختلال شخصیت نمایشی است .
در روانشناسی به افرادی که در رأی و نظر خود برای تصمیم‌گیری ثبات ندارند دمدمی مزاج می گویند. این افراد وقتی برای انجام کار یا انتخاب‌هایشان تصمیمی می‌گیرند، خیلی زود دچار تردید شده و دائماً نظر خود را تغییر می‌دهند، به گونه ای که  گاهی احساس می‌شود که هیچ‌گونه قدرت تصمیم‌گیری ندارند.ترامپ از آن نوع از دمدمی مزاج ها است که مختص افراد قلدر است. افرادی همچون ترامپ از خلق و خوی مذبذب و خشم خود برای ترساندن و تحت تأثیر قرار دادن دیگران استفاده می کنند به گونه ای که همواره دیگران نگرانند که آن ها به چه فکر می کنند و یا چگونه عمل خواهند کرد. این افراد به شدت تمایل دارند کنترل اوضاع را به دست گیرند، هرچند در این راه موفقیت زیادی نمی توانند کسب کنند و به دلیل تصمیمات متضاد ،مختلف و سریعی که می گیرند، خودشان و دیگران را اذیت خواهند کرد. اختلال دیگری که کاراکتر شخصیتی ترامپ به آن مبتلا است، اختلال شخصیت نمایشی است. اختلال شخصیت نمایشی معمولاً با هیجان پذیری شدید و رفتارهای افراطی مشخص می شود. افراد با شخصیت نمایشی همیشه تمایل دارند در کانون توجه قرار گیرند و تنها فرد مورد توجه در جمع باشند و وقتی چنین نباشد احساس نگرانی می کنند. معمولاً یکی از کارهایی که این افراد برای جلب توجه انجام می دهند رفتارهای اغواکننده و تحریک کننده است. این افراد بسیار واکنشی عمل می کنند و همیشه آماده قشقرق به پا کردن هستند .
 ب– سناریوی کنش عقلانی
1- ترامپ شخصیتی عقلانی (انسان اقتصادی ) دارد و تصمیمات او بر پایه قواعد بازار تعریف می شود .
2- ترامپ نماینده اقتصاد سرمایه داری و حافظ منافع کاست ها، کارتل ها و شرکت های بزرگ اقتصادی امریکاست .
3- توجه اصلی تصمیمات ترامپ، منافع اقتصادی نظام سرمایه داری است .
منطق اقتصاد معتقد به تجارت به هر قیمت است و محدودیت ایدئولوژیک را نمی‌شناسد، اما منطق سیاست، اقتصاد را مشروط و محدود به هنجارها می‌کند. انسان اقتصادی که از ویژگی های روانی نظام سرمایه داری لیبرال است، انسانی است که با انگیزه خودخواهی و بر اساس اصل عقلانی در جهت حداکثر کردن سود و کسب منفعت عمل می کند. طیبعتاً تصمیمات ترامپ به عنوان یک تاجر، انسان اقتصادی و نماینده سرمایه داری با 5/3میلیارد دلار سرمایه و به عنوان پانصد و چهل و چهارمین فرد ثروتمند جهان بر منطق سود و زیان و با تراز هزینه ،فایده سنجیده می شود، بر همین اساس هدف سیاست های ترامپ غالباً اقتصادی و در جهت حفظ و ارتقاء نرخ رشد اقتصادی سالانه و بهبود شاخصه های اقتصادی و افزایش اشتغال در بعد داخلی و اولویت حفظ برتری اقتصادی آن کشور در صحنه جهانی و کاهش موانع بازرگانی و تسلط بر منابع انرژی و بازار در سراسر جهان در بعد خارجی است .ترامپ تلاش دارد تا منفعت اقتصادی را به هر قیمتی برای امریکا به دست آورد .بحران سازی، فشار و یا هر راهبرد دیگری برای او ابزاری است که قرار است هزینه ها و یا ارزش مواد اولیه مورد نیاز امریکا را کاهش دهد و در عوض ارزش و تقاضای کالاو یا خدمات صادراتی امریکا را بالا ببرد. افزایش تنش و آشوب و ترس اگر منجر به فروش بیشتر سلاح و قبول پرداخت بخش بزرگی از هزینه های نظامی از سوی ترسیدگان گردد و از سوی دیگر زمینه سلف خری و مفت خری نفت و انرژی برای امریکا را فراهم آورد می تواند راهبرد مناسبی برای ترامپ باشد .
ج- سناریوی کنش هنجاری
1- تصمیمات ترامپ حاصل برآیند سیستم سیاسی امریکا است .
2- تصمیمات ترامپ بر پایه هنجارهای سیاسی امریکا و بر مبنای مناسبات قدرت تعریف می گردد.
3- هدف تصمیمات ترامپ حفظ هژمونی و برتری امریکا در جهان است .
قدرت  مهمترین مولفه ای است که دامنه فرصت و حرکت را برای مخالفین یک واحد سیاسی تغییر می دهد .ترامپ به عنوان رئیس جمهور دولتی که داعیه برتری و کدخدایی دهکده جهانی را دارد، برجام و قبول بخشی از فعالیت های هسته ای جمهوری اسلامی را ضرورتی می داند که ناشی از افزایش قدرت جمهوری اسلامی است؛ حقی که به ناچار امریکا مجبور به قبول آن شده است و به واسطه ان هیمنه هژمون و هنجار مطلوب دچار خدشه گشته است .بنابر این با اعمال فشار بر ایران و ایجاد محدودیت ها و محرومیت های گوناگون تلاش می کند هزینه مخالفت با هژمون را برای جمهوری اسلامی به گونه ای پرهزینه رقم زند تا ایران از حقوق خود عقب نشینی کند و اعتبار از دست رفته امریکا را بازیابی نماید .
د- سناریوی پاداش
1- تصمیم ترامپ ناشی از پاداشی است که در گذشته دولت امریکا از اتخاذ این گونه راهبردها گرفته است .
2- تصمیمات ترامپ بر پایه ادامه روندهای گذشته صورت پذیرفت .
جامع شناسان معتقدند افراد در هر وضعیت ،رفتاری را از خود بروز می دهند که بیشترین پاداش و کمترین مجازات ها را در بر داشته باشد .انسان ها رفتارهایی را که در گذشته به پاداش منجر شده باشد را تکرار می کنند. تصمیمات اخیر ترامپ ناشی از این بود که دولت امریکا به این نتیجه رسید که راهبرد تحریم ،فشار و تهدید بر ایران عاقبت ایرانی ها را مجبور به نشستن بر سر میز مذاکره و عقب نشینی از برنامه هسته ای خود کرد و پاداشی بزرگ برای امریکا به ارمغان آورد، بنابراین تحریم ،فشار و تهدید و تکرار این راهبرد می تواند در سایر بخش ها پاداشی دیگر را برای امریکا به همراه داشته باشد و ایران را در سایر حوزه های منطقه ای و موشکی به عقب نشینی وادارد .اما نکته قابل توجه این بود که برخلاف دوران قبل از برجام این بار فشار امریکایی ها منجر به وحدت و یکدلی در درون ایران شد به گونه ای که سیاستمداران ایرانی به جد در مقابل سیاست های امریکا ایستادگی کردند و همین امر موجبات عصبانیت و پرخاشگری ترامپ علیه ایران را فراهم آورد .
سناریوی مطلوب:
پس از شناسایی سناریوهای محتمل اینک نوبت آن است که از میان سناریوهای محتمل ،سناریو مطلوب به عنوان نقطه هدف شناسایی و معرفی وسپس بر اساس آن راهبرد جدید ترامپ کشف شود، زیرا راهبرد چیزی نیست غیر از نحوه حرکت از سناریوهای محتمل به سناریوی مطلوب. مطلوب ترین راهبرد برای ترامپ راهبردی است که به تجمیع خواسته ها و مطلوبیت هایی که در سناریوهای محتمل است بپردازد .این سناریو شامل این مختصات خواهد بود .
1- شخص ترامپ و دولت امریکا در کانون توجهات دائم جهان قرار گیرد
2- حداکثر کردن سود و کسب هر چه بیشتر منافع اقتصادی امریکا
3- حفظ قدرت هژمونیک امریکا 
4- استفاده از موفقیت و تجربه های تاریخی
بر اساس این سناریو شخص ترامپ به عنوان شخصیتی تأثیر گذار و مقتدر، غیرقابل پیش بینی و تا حدودی خطرناک معرفی می گردد که همه نگاه ها در حل مسایل جهان به سمت اوست و همواره در مرکز توجه جهانیان قرار دارد .در این سناریو سیاست های اقتصادی باید بیشترین سود و منفعت را برای ایالات متحده به همراه بیاورد و راه کسب سود و افزایش شاخصه های اقتصادی  هیچ کوششی مذموم نخواهد بود .در کنار قدرت اقتصادی حفظ شعار من یک امریکاییم و رعایت فاصله طولی قدرت امریکا و نظام هژمونیک با سایر قدرت های دنیا امری ضروری است و این مهم از طریق افزایش قدرت امریکا و ضعف و حذف رقبا حاصل می شود. برای رسیدن به این مطلوب باید از موفقیت های به دست آمده نهایت استفاده صورت پذیرد که سند برجام یکی از این نوع موفقیت هاست .
مولفه های راهبرد جدید امریکا در برخورد با جمهوری اسلامی ایران:
همان طور که پیشتر نیز گفته شد راهبرد، نحوه حرکت از سناریوهای محتمل به سناریوی مطلوب است .شواهد نشان می دهد ترامپ برای رسیدن به سناریوی مطلوبی که مختصات آن ذکر شد مولفه های راهبرد سیاست خارجی خود در قبال ایران  را این گونه تعریف کرده است :
الف –رفتارهای وحشت انگیز و قلدرمآبانه ،ادبیات سخیف و بی پروا ،گویش ،توییتر ، حرکات موزون ،شکلک و هر آن چیزی که سبب شود او و دولتش در کانون توجه دنیا قرار گیرد .
ب- اولویت سیاست های اقتصادی مبتنی بر اصول عقلانی و تراز هزینه – فایده از طریق کنترل منابع انرژی منطقه ،در اختیار گرفتن بازار فروش منطقه ،افزایش رقابت های تسلیحاتی ،انداختن بار هزینه های امریکا بر دوش هم پیمانان ،کنترل اقتصاد چین وافزایش تحریم ها و محدودیت های اقتصادی ،به هم زدن مناسبات اقتصادی تهران با دنیا ،تهدید امنیت سرمایه گذاری در ایران ،ایجاد محدودیتهای مالی ،ارزی و اعتباری در جهت حداکثر کردن سود و کسب هر چه بیشتر منافع اقتصادی.
ج-رفتاری مقتدرانه توأم با حفظ قدرت هژمونیک از طریق ایجاد محدودیت در برنامه هسته ای ،توانمندی موشکی و توانمندی نظامی ایران ،به عقب راندن توانایی و قدرت دریایی ایران در خلیج فارس ،ممانعت از گسترش اندیشه مقاومت ،مبارزه با محور مقاومت و گروه های پیرو ایران در منطقه ،تقویت گروه های معاند با جمهوری اسلامی ایران ،تحریک گسل های قومی و مذهبی در منطقه ،برهم زدن ترتیبات امنیتی و ترکیبات اجتماعی منطقه ،حمایت از اپوزیسیون خارجی،تقویت گروه های مخالف داخلی در جهت حداکثرسازی قدرت هژمونیک امریکا در منطقه و تضعیف و به عقب راندن و محدود کردن قدرتهای رقیب .
د- رفتاری بر مبنای بیشترین پاداش و کمترین مجازات با استفاده از موفقیت و تکیه بر تجربه های تاریخی گذشته همچون مذاکرات برجام، تعمیم روند مذاکرات هسته ای به سایر حوزه ها، زنده نگه داشتن چراغ مذاکره، نهادینه کردن سیاست مذاکره برای مذاکره ،به وجود آوردن اجماع در داخل ایران متناسب با سیاست های امریکا ،نفوذ در ارکان و بدنه نظام ،جدا سازی ایران از جمهوری اسلامی ،فساد سازی و فساد یابی،قطب سازی و تقسیم جامعه به دارا و ندار ،ژن خوب و ژن بد و... .
نتیجه:
اهمیت راهبرد جدید ترامپ در قبال برجام و نتایج اتخاذ سیاست افزایش فشار بر جمهوری اسلامی و به طبع آن افزایش تنش در روابط بین الملل از طریق گام برداشتن به سمت الغای یک سند بین المللی، اهمیت پرداختن به این موضوع را به خوبی نمایان می سازد. کشف مولفه های راهبرد جدید سیاست خارجی امریکا در قبال ایران هدف این نوشتار بود که تلاش گردید در نگاهی آینده پژوهانه و بر پایه روش سناریو به آن دست یابد. راهبرد چیزی نیست غیر از نحوه حرکت از سناریوهای محتمل به سناریوی مطلوب. مطلوب ترین راهبرد برای ترامپ راهبردی است که به تجمیع خواسته ها و مطلوبیت هایی که در سناریوهای محتمل پخش است بپردازد. سناریویی که شخص ترامپ و دولت امریکا در کانون توجهات دائم جهان قرار دهد و حداکثر سود و کسب هر چه بیشتر منافع اقتصادی را برای امریکا به ارمغان آورد، علاوه بر آن موجب حفظ برتری و تفوق هژمونیک امریکا در منطقه و جهان باشد و نهایت استفاده از موفقیت و تجربه های تاریخی را در دستور کار خود داشته باشد. رسیدن به چنین آینده مطلوبی به راهبردی با چنین مولفه هایی نیازمند است: انجام رفتارهای وحشت انگیز و قلدرمآبانه، ادبیات سخیف و بی پروا، متدهای اغواگرایانه و جاعلانه ،اولویت دادن به سیاست های اقتصادی مبتنی بر اصول عقلانی و تراز هزینه- فایده، اتخاذ سیاست های مقتدرانه توأم با حفظ قدرت هژمونیک،برنامه ریزی بر مبنای کسب بیشترین پاداش و کمترین مجازات با تکیه بر تجربه های تاریخی و نهایت استفاده از موفقیت
نام:
ایمیل:
* نظر:
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات