بین الملل  >>  آمریکاواروپا >> آخرین مطالب
تاریخ انتشار: ۱۷ فروردين ۱۳۹۶ - ۰۹:۵۶  ، 
شناسه خبر: ۳۰۰۱۴۲
این که مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا به صراحت اعلام می کند که کشورهای اروپایی نمی توانند در مقابل بحران یمن کاری انجام دهند، مسئله مهمی است و ادامه روند حاشیه نشینی اروپا در تحولات بین الملل را نشان می دهد. در این وضعیت آیا مناسبات غرب و بخشی از نظام بین الملل تحت الشعاع سیاست های آمریکایی قرار خواهد داشت که فردی همچون ترامپ بر آن حکومت می کند؟
پایگاه بصیرت / گروه بین الملل/یوسف شفیعی
انفعال اروپا در قبال معادله دلار و اسلحه
اروپا در قرون گذشته مرکز تصمیم گیری های جهانی بود و بزرگترین قدرت های جهان (انگلیس، پرتغال، اسپانیا، روسیه، آلمان و...) در این قاره قرار داشتند. در دهه های پس از جنگ جهانی دوم به تدریج این قاره از قدرت اول جهان کنار رفت. نفوذ آمریکا در اتحادیه اروپا و سیطره کاخ سفید بر پایتخت های اروپایی باعث شد تا اتحادیه اروپا از نظر برخی از کارشناسان تنها به دنباله رو سیاست های واشنگتن تبدیل شود. این مسئله آنچنان بر استقلال اتحادیه اروپا تاثیر منفی گذاشته است که اکنون در معادلات جهانی کشورهای اروپایی به عنوان واحدهای جدا تفسیر نمی شوند و معمولا به عنوان غرب یا همان آمریکا بررسی می شوند. 
"فدریکا موگرینی" مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا اخیرا اعلام کرد، بحران یمن فراموش شدنی نیست و این بحران در حال ورود به سال سوم خود است و به ‌لحاظ سیاسی در حال رسیدن به یک بن‌بست است و ما نمی‌توانیم در مورد آن کاری کنیم. وی افزود: در یمن حدود 17 میلیون شهروند به کمک نیاز دارند و از این تعداد، بیش از 7 میلیون نفر در آستانه قحطی قرار دارند که این مسئله دارای پیامدهای انسانی و امنیتی جدی برای کل منطقه است.»
این که مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا به صراحت اعلام می کند که کشورهای اروپایی نمی توانند در مقابل بحران یمن کاری انجام دهند، مسئله مهمی است و ادامه روند حاشیه نشینی اروپا در تحولات بین الملل را نشان می دهد. در این وضعیت آیا مناسبات غرب و بخشی از نظام بین الملل تحت الشعاع سیاست های آمریکایی قرار خواهد داشت که فردی همچون ترامپ بر آن حکومت می کند؟ آیا باید شاهد تسلط جریان همسو با ترامپ بر عرصه بین الملل بود؛ جریانی که یک سوی آن را راست افراطی اروپا و سوی دیگرش را صهیونیسم و وهابیت تکفیری شکل می دهد؟
اتحادیه اروپا را می توان مهمترین اتحادیه در دنیای امروز نامید که به دنبال خروج انگلیس از آن،  دوران پیش از فروپاشی را می گذراند و کشورهای دیگری نیز در صف برگزاری همه پرسی برای خروج از اتحادیه اروپا هستند. 
روزنامه واشنگتن پست در این مورد اعلام کرد، کشورهای سوئد، دانمارک، فرانسه، مجارستان، یونان، هلند، اسکاتلند با بحران‌ها و موانعی رو به رو هستند که نارضایتی آن ها را سبب شده و همین نارضایتی شرایط را برای خروج آنها از اتحادیه اروپا فراهم می‌آورد. این بدین معناست که باید واگرایی در اتحادیه اروپا را جدی گرفت. جورج سوروس، میلیاردر و سرمایه‌گذار آمریکایی پس از اعلام نتایج رفراندوم خروج انگلیس از اتحادیه اروپا گفت روزهای سختی در انتظار اتحادیه اروپاست. او در وب‌سایت رسمی‌اش ‌نوشته فروپاشی اتحادیه اروپا گریزناپذیر است. این مسئله یکی از دلایل اصلی به حاشیه رفتن اتحادیه اروپا و کشورهای اروپایی در معادلات جهانی است، چرا که اساسا این اتحادیه به نوعی در تلاش برای حفظ بقای خود است و به طور طبیعی در این شرایط نمی تواند به عنوان یک بازیگر تاثیرگذار ورود پیدا کند. اعتراف موگرینی به این مسئله، به خوبی نشان دهنده این است که اروپا در شرایط بسیار منفعلی به سر می برد.
از سوی دیگر ظهور ترامپ به عنوان نماد راست افراطی در غرب باعث شده تا دنباله این جریان در کشورهای اروپایی نیز به تدریج از حاشیه به سمت متن حرکت کنند. احزاب ملی گرای راست افراطی در اروپا طی دهه های گذشته رشد قابل توجهی داشته و به یکی از چالش های پیش رو در کشورهای اروپایی تبدیل شده اند. این احزاب در شکلی متنوع و تقریباً در تمامی کشورهای اروپایی حضور دارند و با برخورد افراط گرایانه با موضوعاتی نظیر دفاع از ارزش ها، فرهنگ و هویت ملی، سیاست های احزاب اصلی و میانه روی اروپایی را در قبال بحران اقتصادی و بحران مهاجران و پناهجویان به نقد کشیده و خود را به عنوان تنها نیروی امیدبخش و خواستار تغییر معرفی کرده اند. بررسی میزان آرای کسب شده در انتخابات محلی و ملی و انتخابات پارلمان اروپایی از سوی این احزاب در طول دو دهه گذشته، بیانگر روند رو به رشد این احزاب و نشانگر این مسئله است که راست افراطی از حاشیه به متن صحنه سیاسی اروپا بازگشته است؛ برخی از آنها به دولت های ائتلافی راه پیدا کرده اند و برخی دیگر با حضور مستمر و کسب آراء چشمگیر و تعداد کرسی های قابل اعتنا در پارلمان های ملی و پارلمان اتحادیه اروپا به وزنه ای تأثیرگذار در صحنه سیاسی اروپا تبدیل شده اند. قدرت گرفتن احزاب راست در اروپا وضعیت دنباله روی اروپا از امریکا را همچنان تداوم می بخشد. همچنین روند واگرایی در اتحادیه اروپا باعث تضعیف بیش از پیش این اتحادیه شده است و به همین دلیل موگرینی به صراحت و از موضع ضعف اعلام می کند که با وجود وضعیت وخیم یمن نمی توان برای آن کاری کرد.
جدای از تمام این معادلات اما، در شرایط کنونی دلارهای نفتی سعودی در کنار روحیات تاجرانه ترامپ توانسته است معادله دلار-اسلحه را تقویت کند و این یک بیم بزرگ برای اروپای مدعی آزادی و برابری است. ترامپ که در روزهای تبلیغات انتخاباتی با هدف جذب آرای مردم آمریکا به عربستان و برخی از کشورهای عربی حمله کرد پس از پیروزی، سیاست تقویت روابط با کشورهای حوزه خلیج فارس را در پیش گرفته است. در همین جهت ترامپ از همان هفته های نخست ریاست جمهوری خود به دخالت در امور یمن پرداخت. 
به نظر می رسد که جهان در چهار سال ریاست جمهوری ترامپ شاهد پیوند بیشتر خریداران تسلیحات و لابی های اسلحه سازی آمریکا باشد. ترامپ تاجر است و به خوبی می داند کشورهای عربی بزرگترین خریداران سلاح های ساخت آمریکا هستند. از این رو روابط آمریکا با کشورهای عربی طی این مدت را می توان از این زاویه دید. 

انفعال اروپا در قبال معادله دلار و اسلحه

در این میان کشورهای اروپایی نیز در معادله ترامپ جایگاه سنتی خود را نخواهند داشت. واکنش کشورهای اروپایی به پیروزی ترامپ به خوبی موید این مسئله بود که در دوران ترامپ روابط دوستانه اروپا با واشنگتن همانند قبل نخواهد بود و چراغ راهنمای ترامپ تنها تجارت است. به همین دلیل نباید چندان شعارهای ترامپ در مورد برخورد با کشورهای عربی را جدی گرفت. به همین دلیل اروپا در برابر پیوند دلار و تسلیحات نمی تواند دخالت موثری داشته باشد و احتمالا تروریسم وهابی در سال های حکومت ترامپ از حمایت های بیشتری برخوردار شوند. هرچند شکست تروریسم تکفیری در عراق و سوریه، نوعی آینده نامعلوم پیش روی این جریان ترسیم می کند و بنابراین اگر افزایش حمایت تسلیحاتی عربستان و آمریکا را با تقویت معادله دلارهای نفتی و اسلحه های آمریکایی، بپذیریم، در این صورت وضعیت بسیار پیچیده می شود، یعنی عربستان و آمریکا معادله مذکور را با قوّت ادامه می دهند و در سایه آن قدرت تسلیحاتی تروریست های تکفیری بیشتر می شود، اما این تروریست ها همزمان در عراق و سوریه در تنگا قرار گرفته اند. آیا آنان به سرزمین دیگری کوچ داده خواهند شد؟ یا عربستان نقشه های دیگری برای مصرف کردن این تسلیحات در سر خواهد داشت؟ یا شاید هم معادله دلار-اسلحه، وجه دیگری به خود بگیرد و مثلا در طرح های توهمی سعودی ها همچون دست یابی به سلاح اتمی خود را نشان دهد؟.
 در هر حال اتحادیه اروپا در وضعیت ضعف و شکنندگی خود، شاهد منفعلی در مقابل این معادله خونین است و ارزش های اروپایی نمی تواند در برابر سرمایه داری آغشته به کشتار، استقامت کنند. اینجاست که با خلاء قدرت معنوی و نرم در دنیا مواجه هستیم و ارزش های جمهوری اسلامی در صحنه منطقه و جهان باید بیش از گذشته منتشر و تبلیغ شوند./ 

نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات