در حالی که اغلب مردم با مسائل و مشکلات مختلفی روبرو هستند، جدال رسانه ای سران قوای مجریه و قضائیه چه دردی از آنها دوا می کند و نظر آنها درباره این جدال چیست؟ دولت به عنوان اصلی ترین مسئول حل مشکلات معیشتی و قوه قضائیه به عنوان مسئول رسیدگی به دعاوی مردم بر اساس عدالت –در کمترین زمان ممکن- عملکرد خود را بوته نقد و قضاوت قرار داده و بگویند این جدال کدام گره را از کار فرو بسته ملت می گشاید؟
سردار جوانی در گفتگوی اختصاصی با بصیرت:
اگر فساد جناحی و سیاسی شد و تعریف فساد و تعریف مفسد، از دریچه خواست‌های جناحی صورت بگیرد موجب تفسیرهای دوگانه، سیاست‌های دوگانه و برخوردهای دوگانه خواهد شد و در چنین حالتی مبارزه با فساد به سرانجامی نمی‌رسد
عدم برخورد جدی مسئولین با عوامل و دارندگان فیش های نجومی علی رغم تأکیدات بسیار زیاد مقام معظم رهبری،باعث ضربه خوردن اعتماد عمومی مردم شده است. اکنون مسئولین باید در این عرصه پاسخی قانع کننده به افکار عمومی در مورد عملکرد خود داشته باشند!
در داستان استعمار حتي کشور کم ارزشي چون بلژيک هم از ديگر همتايان خود عقب نمانده است و ماجراي تسلط "لئوپلد" پادشاه خونخوار اين کشور بر سرزمين کنگو و هزاران دستهاي بريده شده بومياني که حاضر به پذيرش بردگي نبودند! قصه پرغصه اي است که تاريخ بشريت آن را به فراموشي نخواهد سپرد!
حقوق بشر غربی
به نوشته برخي محققان هنگامي که دوران کريستف کلمب به پايان رسيد، از اين جمعيت تنها صدهزار نفر باقي مانده بودند که همين تعداد هم تا سال 1542 به تنها 200 نفر رسيدند. تخمين زده مي‌شود طي يک نسل بعد از ورود کريستف کلمب، حدود 15 ميليون بومي آمريکايي در سرتاسر جزائر کارائيب نابود شده باشند؛ اين نسل‌کشي است، يعني کشتار کل مردم يک ن‍‍ژاد در مقياس وسيع.
حقوق بشر غربی
فاجعه بوميان تاسمانيا بي شک يکي از تراژدي هاي هولناک سده نوزدهم است. سياست امحاء بوميان تا سال 1876 تداوم داشت و در اين زمان آخرين بقاياي سکنه اصلي اين سرزمين از ميان رفت. منابع معتبر به موارد بيشماري از شکار بوميان به دست فاتحان بريتانيايي تنها با هدف تفريح اشاره کرده‌اند.
يكي از حقوق اساسي بشر، حق كرامت است؛ كرامت به معناي حيثيت، احترام و شرافت انساني است و خود به دو قسم: كرامت ذاتي و كرامت ارزشي تقسيم مي‌شود. دين مقدس اسلام و قانون اساسي و منشور هدايت آن، يعني قرآن مجيد، به هردو قسم از كرامت انساني توجه نموده است.
حقوق بشر در سالهای اخیر آن طور که در منشورهای سازمان ملل تعریف شده است، مفهوم درستی ندارد و حتی می‌توان گفت مفهوم حقوق بشر به طور عمد از سوی غرب – به ویژه ایالات متحده آمریکا - تحریف و تغییر یافته است و معنای واقعی آن از بین رفته است. به دیگر سخن حقوق بشر به علت غرق شدن آن در ایدئولوژی‌ها و سیاست‌های خصمانه و نژاد پرستانه‌ای که در جهت خدمت به منافع آمریکا و متحدانش در منطقه و به ویژه اسراییل است، مفهومی مبهم و نامشخص است.
حقوق بشر آمريكايي براساس ارزش‌هاي برآمده از فرهنگ سكولار و ليبرالي غربي شناخته شده و هيچ اعتنايي به ارزش‌ها و فرهنگ‌هاي ساير ملت‌ها نمي‌شود. از اين رو انساني‌ترين معيارهاي ساير فرهنگ‌ها ناديده گرفته شده و نقض بشر تلقي و برعكس نقض آشكار حقوق انساني بر اساس معيار غربي عين حقوق بشر تلقي مي‌شود.
حقوق بشر آمريکايي
قرن بيستم را مي‌توان قرن پيشي گرفتن آمريکايي‌ها از اروپايي‌ها در زمينه باغ‌وحش‌هاي انساني دانست. سال ۱۸۹۶ بوستان گياه‌شناسي و باغ‌وحش «سينسينتي» آمريکا براي افزايش شمار بازديدکنندگان خود صد عضو قبيله بومي «سو» را به باغ‌وحش آورد و همان‌جا يک روستاي کوچک براي آن‌ها ساخت. سال ۱۹۰۴ هم‌زمان با المپيک تابستاني، مردم قبايل «آپاچي» آمريکا و «ايگوروت» فيليپين در «نمايشگاه جهاني سنت‌لوئيس» به نمايش درآمدند.
صفحه  از ۵