صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۴ دی ۱۳۹۹ - ۰۶:۵۵  ، 
کد خبر : ۳۲۷۶۳۵

یادداشت روزنامه‌ها 24 دی ماه

روزنامه کیهان **

برجام مسافرخانه نیست!/ محمد صرفی

جو بایدن در حالی حدود 10 روز دیگر سکان کاخ سفید را به دست می‌گیرد که با چالش‌های متعددی در خانه و بیرون رو‌به‌روست. اصلی‌ترین و مهم‌ترین چالش او و دولتش وضعیت پیچیده و شکننده داخلی آمریکاست. بایدن با اختلاف اندکی در انتخابات پیروز شد و ‌ترامپ و هوادارانش هنوز هم حاضر به پذیرش شکست و انتقال آرام قدرت نیستند. حمله به کنگره یکی از نقاط عطف این ماجرا بود. تعداد قابل توجهی از مسئولان و تحلیلگران معتقدند قضیه حمله به کنگره پایان ماجرا نیست و ممکن است روزهای وخیم‌تری نیز در راه باشد. یکی از این روزها می‌تواند روز تحلیف رئیس‌جمهور جدید باشد که از هم اکنون تدابیر امنیتی فراوانی برای آن روز تدارک دیده شده و احتمال می‌رود نسبت به مراسمات قبلی بسیار متفاوت برگزار شود.

یکی از ده‌ها مسئله و چالش پیش روی بایدن، سیاست وی در برابر جمهوری اسلامی ایران است. ایران برای سیاست خارجی دولت آینده آمریکا، دربردارنده موضوعات متعددی است که هرکدام از اهمیت و فوریت خاص خود برخوردار است. فوری‌ترین موضوع در این دستور کار، توافق هسته‌ای است. بایدن بارها اعلام کرده خواهان بازگشت به برجام است و البته هربار نیز به صراحت تأکید کرده این بازگشت باید نقطه آغازی برای گسترش و تحکیم این توافق - بر اساس اهداف و منافع آمریکا- باشد. سه هدف اصلی و کلیدی آمریکا برای تجدیدنظر در برجام از این قرار است؛ تمدید بلندمدت و در صورت امکان نامحدود محدودیت‌های هسته‌ای در برجام، ایجاد محدودیت برای توان موشکی ایران و بالاخره مهار ایران در منطقه.

اما اینها گام‌های بعدی هستند. گام نخست متوقف کردن فعالیت‌های فرابرجامی ایران است. ایران یک سال پس از خروج آمریکا از برجام، به‌صورت گام به گام کاهش تعهدات هسته‌ای خود را آغاز کرد. این گام‌ها را می‌توان به دو بخش تقسیم کرد. بخش اولیه تا پیش از تصویب قانون «اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها» بود. در این بخش گام‌هایی برداشته شد که از منظر راهبردی همان‌طور که قابل پیش‌بینی بود، تغییری در محاسبات آمریکا و اروپا ایجاد نکرد. نه دولت ‌ترامپ برای خروج از برجام تحت فشار قرار گرفت و نه ‌تروئیکای اروپایی برای عمل به تعهدات خود به صرافت افتادند. آغاز غنی‌سازی 20 درصد پس از تصویب قانون مذکور، ماجرا را وارد فاز تازه‌ای کرد. این اقدام نخستین گام از سلسله گام‌هایی است که مهم‌ترین امتیازات طرف مقابل در برجام را زایل می‌کند.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنرانی روز 19 دی راهبرد کشور درخصوص موضوع بازگشت آمریکا به برجام را به روشنی بیان کردند. یکی از اصلی‌ترین مفاد و پایه‌های این راهبرد، نداشتن اصرار و عجله است. به‌نظر نگارنده چنانچه این نکته به خوبی فهمیده شود، سایر نکات نیز جایگاه و کارکرد واقعی خود را می‌یابند. اصرار و عجله ایران در این خصوص، دقیقاًً همان چیزی است که دولت آمریکا به آن نیاز دارد. حال آنکه در واقعیت ماجرا برعکس است. آنها هستند که باید زودتر تصمیم خود را بگیرند البته نه برای بازگشت به برجام بلکه برای رفع تحریم‌ها. چرا که گام‌های هسته‌ای بعدی ایران در راه است و در مقابل همان‌طور که مقامات ارشد دولت ‌ترامپ هم به درستی اذعان کرده‌اند، دیگر چیز دندان‌گیری برای تحریم کردن و افزایش فشار تحریمی ‌به ایران باقی نمانده است. نکته اینجاست که از منظر حقوقی و اخلاقی نیز ایران دست برتر را دارد، چرا که اولاً گام‌های ایران در واکنش به عدم پایبندی طرف مقابل است و ثانیاً اگر آنان واقعاًً نگران فعالیت‌های هسته‌ای ایران هستند، چاره کار بسیار روشن و واضح است؛ به قراردادی که سال 1394 خود امضا کردند، عمل کنند.

همان‌قدر که موضوع نداشتن اصرار و عجله برای ایران حیاتی و کلیدی است، برای طرف مقابل مسئله باز کردن پنجره مذاکراتی مهم و سرنوشت‌ساز است. هیچ اهمیتی ندارد که مذاکرات چگونه، برای چه، با چه سازوکاری و درباره چه موضوعی باشد. نفس باز کردن - ولو اندک- پنجره مذاکرات، به معنای واقعی کلمه آمریکا را به تمام اهداف کوتاه‌مدت و بلندمدت خود خواهند رساند. بقیه مسیر شاید زمان‌بر و پر از مانع و چالش باشد اما دورنما برای آمریکایی‌ها کاملاًً روشن و امیدوار‌کننده خواهد شد!.

یکی از نقاط زمانی مهم میان تقابل آمریکا با ایران، انتخابات 1400 ایران است. مواضع و برآوردهای آشکار و پنهان فراوانی وجود دارد که این نقطه برای آمریکایی‌ها مهم و قابل تأمل است. کنت پولاک، کارشناس ارشد اندیشکده امریکن اینترپرایز و دیپلمات سابق آمریکا برای اهالی مسائل بین‌المللی چهره‌ای شناخته‌ شده است. او سه روز پیش در مقاله‌ای تفصیلی نوشت: «حذف روحانی و محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه از صحنه سیاست داخلی ایران و جایگزینی آنها با تندروها (بخوانید چهره‌های انقلابی) برای مذاکرات بین ایران و آمریکا مشکل‌ساز خواهد بود.» او در این مقاله نتیجه احتمالی انتخابات 1400 را یکی از چالش‌های مهم پیش روی دولت بایدن عنوان می‌کند. در چنین وضعیتی شروع هرگونه مذاکره می‌تواند به تغییر صحنه به دلخواه آمریکایی‌ها منجر شود. داستان کاملاًً روشن و ساده است. آن‌قدر که به تازگی یکی از روزنامه‌های اصلاح‌طلب علناً نوشت دولت بعدی آمریکا طوری عمل کند که به نیروهای خواهان مذاکره به آمریکا در ایران در انتخابات 1400 کمک شود! 

تقلیل مسئله ایران و آمریکا به انتخابات پیش‌رو و استفاده از این کارت برای رقابت بر سر کرسی پاستور، چیزی در حد خیانت به منافع ملی کشور است. ایجاد دوقطبی در این زمینه بسیار خطرناک و مضر است. شنیده شدن یک صدا در قبال دشمنی که در خصومت و رذالت هیچ حد و مرزی نمی‌شناسد، مسئله‌ای بسیار بدیهی و البته مهم است.

مسئله مهم دیگری که در این میان وجود دارد آن است که بازگشت آمریکا به برجام نباید بدون هزینه باشد. جنس این هزینه می‌تواند متفاوت باشد؛ مثلاً جبران خسارت‌های مادی ایران به دلیل عدم پایبندی آمریکا به تعهدات خود و خروج از برجام و یا هزینه‌های سیاسی و حقوقی یا‌ ترکیبی از اینها و چیزهای دیگر. اما نکته مهم و کلیدی نفس دریافت هزینه است. شاید عده‌ای گمان کنند طرح این موضوع از سوی ایران مانع بازگشت آمریکا به برجام شده و توافق را به خطر می‌اندازد. اتفاقاً ماجرا برعکس است. آمریکایی‌ها باید بفهمند توافق هسته‌ای و میز 1+5 مسافرخانه‌ای کنار جاده نیست که هر وقت دوست داشتند به آن وارد شوند و چندی بعد هم خارج شوند و بار دیگر که گذارشان به آن‌طرف‌ها خورد به آن برگردند. بازگشت بدون هزینه آمریکا به برجام این خطر جدی را به همراه دارد که هر یک از اعضای 1+5 - از جمله دولت‌های بعدی آمریکا-  تصور می‌کنند هر وقت بخواهند می‌توانند از توافق خارج شوند و هر وقت هم اراده کنند به راحتی و بدون هزینه به آن بازگردند. سلب حق استفاده از مکانیسم ماشه می‌تواند یکی از هزینه‌های سیاسی و حقوقی مناسب در این موضوع باشد که با توجه به خروج بی‌دلیل واشنگتن از توافق، کاملاًً منطقی و قابل دفاع است.

نکته پایانی و مهم آنکه همان‌طور که رهبر معظم انقلاب نیز تأکید کردند سخنان احتمالی جو بایدن یا بیانیه وزیر خارجه این کشور مبنا و نشانه بازگشت آمریکا به برجام نیست. رفع عینی و عملی تحریم‌های غیرقانونی و ظالمانه علیه کشورمان در این مورد مبنای سنجش و قضاوت است. مسئله مهم و اساسی در این زمینه نقش کنگره آمریکاست. کنگره در وضع و گسترش تحریم‌ها علیه ایران نقشی بسیار مخرب و کلیدی داشته و باید در لغو آن نیز نقش‌آفرین باشد. متأسفانه به دلایل متعدد در مذاکرات برجام به این موضوع مهم توجه لازم نشده و البته عوارض منفی آن را نیز در عمل مشاهده کردیم. کنگره آمریکا طرف مقابل جمهوری اسلامی ایران در موضوع برجام نیست، این وظیفه دولت آمریکاست که سازوکارهای داخلی خود را با خط عملی سیاست خارجی‌اش هماهنگ و همراه کند. هرچند این احتمال نیز منتفی نیست که این عدم هماهنگی ظاهری، می‌تواند ناشی از یک هماهنگی پشت‌پرده در سیستم سیاسی آمریکا برای مواقع لازم باشد.

*********************************

روزنامه وطن امروز **

نگاه ما به اروپا و آمریکا با شک و تردید است/دکتر همایون سامه‌یح‌نجف‌آبادی*

طبق قانون اساسی، فصل‌الخطاب مقام معظم رهبری هستند. درباره واردات واکسن و بدبینی‌ای که نسبت به واکسن آمریکایی و انگلیسی وجود دارد نیز شرایط همین گونه است.

چند سال پیش فرآورده‌های خونی آلوده وارد  کشور شد و مشکلاتی را برای ملت ما به وجود آورد، بنابراین با وجود چنین تجربه‌ای باید درباره واردات واکسن که باید به طور گسترده در کشور مورد استفاده قرار گیرد احتیاط لازم را در نظر بگیریم، زیرا تمام مردم ایران باید از این واکسن استفاده کنند. بنابراین شرایط بسیار حساس است. نظر مجلس در این باره توجه به تولید داخل و واردات واکسن است؛ یعنی هم باید برای تولید داخل حمایت کافی وجود داشته باشد و هم واردات واکسن بالاجبار حتی با وجود تولید واکسن داخلی باید انجام شود.

میزان تولید واکسن داخلی بر اساس پیش‌بینی‌‌های صورت گرفته حدود یک‌و‌نیم میلیون دوز در ماه است، برخی نسبت به توانایی تولید این میزان تردید دارند اما در نهایت با همین میزان، 18 میلیون دوز واکسن برای 9 میلیون نفر در یک سال تولید می‌شود. این مقدار کفاف مصرف داخل را نمی‌دهد، زیرا باید خیلی سریع افرادی که نیازمند دریافت واکسن هستند در چرخه واکسیناسیون قرار گیرند.

شرکت‌هایی در آسیا و آمریکای جنوبی نیز در حال آزمایش واکسن هستند و ما امیدواریم بتوانیم از هر کدام این کشورها که بتوانند تاییدیه دریافت کنند واکسن وارد کنیم.

از طرف دیگر واکسن‌های آسیایی نسبت به واکسن‌هایی که در اروپا و آمریکا تولید می‌شود قیمت کمتری دارد و به سود ایران است که با توجه به تحریم‌های اقتصادی و مشکلات ارزی موجود، واکسن با قیمت پایین‌تر وارد کشور شود.

از آنجا که آمریکا و اروپا با جمهوری اسلامی ایران دشمنی‌های عمیق دارند باید نسبت به آنها احتیاط لازم را در نظر گرفت. بنابراین باید واکسن‌هایی را که در آسیا تولید می‌شود هدف واردات خود قرار دهیم. البته با وجود مشکل تحریم‌ها، گرانی واکسن فایزر و همچنین شرایط سخت نگهداری این واکسن -که باید در دمای 70 درجه زیر صفر باشد- عملا برای واردات این واکسن به کشور دچار مشکلات جدی می‌شدیم، زیرا برآورده کردن چنین شرایطی تنها در چند شهر محدود از مراکز استان‌ها امکان‌پذیر بود و در شهرستان‌های دیگر نگهداری این واکسن غیرممکن بود.

حتی اگر اجازه ورود واکسن آمریکایی و اروپایی هم به ایران داده می‌شد به خاطر گران بودن و مشکلات انتقال ارز با مشکل جدی در این مسیر مواجه بودیم.

ما همیشه نسبت به دشمنان جمهوری اسلامی ایران با شک و تردید نگاه خواهیم کرد، چرا که امپریالیسم همیشه از ابتدای پیروزی انقلاب تا به امروز فقط و فقط به دنبال ضربه زدن به ملت ایران بوده است.

* نماینده کلیمیان در مجلس شورای اسلامی

*********************************

روزنامه خراسان**

«خراسان» را نکُشید!!/کورش شجاعی

چند سالی است که سرانه مطالعه در جامعه روند کاهشی پیدا کرده و همچنان ادامه دارد به گونه ای که شمارگان برخی کتاب ها به عدد هزار و حتی کمتر از آن رسیده است برخی از کارشناسان یکی از دلایل اصلی این کاهش مطالعه را که بی گمان یک «معضل فرهنگی» است افزایش قیمت محصولات فرهنگی و از جمله کتاب می دانند. به مشکل کمبود میزان مطالعه کتاب متاسفانه باید فاصله گیری مردم از مطالعه دیگر نشریات از جمله روزنامه ها را نیز اضافه کنیم که البته این «نقیصه فرهنگی» دلایل گوناگونی دارد از جمله وضعیت بد معیشتی تعداد زیادی از افراد جامعه، افزایش قیمت ها، به روزمرگی افتادن برخی نشریات، «خودسانسوری» احساس کاذب بی نیازی از مطالعه و صد البته گسترش فضای مجازی که سرعت و تکثر آن در تولید و توزیع گسترده اخبار، اطلاعات و حتی انواع آموزش و ... عرصه را بر رسانه ها خصوصا رسانه های مکتوب تنگ کرده است اما با تمام این تفاصیل هنوز برخی نشریات و روزنامه ها به دلایل مختلفی خوانندگانی دارند از جمله این که اولا اکثر قریب به اتفاق روزنامه ها و شاید تمامی آن ها برای تهیه و نشر اخبار و اطلاعات از منابع مشخص، موثق و قابل پیگیری استفاده می کنند، ثانیا به خاطر وجود فیلترهای مختلف و «دروازه بانی ها»ی گاه متعدد آن چه به دست مردم می رسد هرچند با تاخیر و گاه «خودسانسوری» است اما از اتقان کلی برخوردار است، ثالثا هنوز روزنامه ها در بحث «تحلیل» و تولید ارزش افزوده اخبار و اطلاعات «دست پیش» دارند و دیگر این که پرداختن نسبتا عمیق به موضوعات  غیرخبری از جمله مسائل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و ... در رسانه های مکتوب از جمله روزنامه ها از دیگر مزیت های این رسانه هاست و این که هنوز ارتباط مردم با روزنامه و کتاب اگرچه به شدت کم شده اما این علاقه و رابطه ادامه دارد و امیدواریم که با سیاست گذاری مناسب و موثر «مطالعه» آن گونه که زیبنده یک ملت بزرگ با این دیرینگی و ارزش های تمدنی و فرهنگی فاخر است جای خود را به شایستگی باز کند.

اما آینده «خراسان»

القصه بهانه این مقدمه و نوشتار قصه تلخی است  که بسی سنگینی می کند و داغی که دل را می سوزاند چرا که گویا براساس نوشته چند روز پیش مدیرمسئول محترم روزنامه خراسان (یک شنبه 99.10.21) قرار است اگر مسئولان همچنان به «داد» این «روزنامه مردمی» نرسند دوباره شاهد افزایش قیمت آن و در نتیجه به احتمال زیاد، کاهش مخاطبان و خریداران «خراسان» و کم فروغ شدن چراغ «خراسان» باشیم ، اما اشاره ای اجمالی به تبعات کاهش مخاطب «خراسان» و دیگر رسانه ها

*آیا مسئولانی که در مجموعه حاکمیت و خصوصا وزارتخانه های مرتبط و به ویژه وزارت ارشاد مسئولیت رصد و پیگیری و سرنوشت رسانه ها برعهده آنان است به این نکته مهم فکر کرده اند که اگر حتی یک رسانه داخلی از گردونه تهیه و توزیع اطلاع رسانی خارج شود چه تبعاتی به دنبال دارد آیا این محترمان عمیقا به این نکته اندیشیده اند که جای خالی هر رسانه هر چند کم نفوذ داخلی را چه چیزی پر می کند؟!

چه رسد به رسانه ای قدیمی، موثر، پرنفوذ و قابل اطمینان مردم مانند «خراسان» عزیز.

*روزنامه ای که به شهادت تاریخ از اول تیر 1328 تاکنون بیش از 70 سال سابقه انتشار ممتد و حدود 110 سال سابقه تاسیس اولیه و انتشار منقطع دارد.

*روزنامه ای که «مردم» آن را «وزین» و «مردمی» می دانند.

*روزنامه ای که به گواه آمار واقعی دارای «ضریب نفوذ» کم نظیر یا حتی بی نظیر در کشور است حتی در همین شرایط کنونی.

* روزنامه ای که به گفته مردم و اذعان رسمی مسئولان، حالا با زحماتی که مجموعه کارکنان و مدیران آن در دوران مختلف متقبل شده اند به یک «میراث فرهنگی» برای کشور تبدیل شده است.

* روزنامه ای که تعداد قابل توجهی از مردم خصوصا اهل خراسان عزیز روزشان را در کنار صرف صبحانه با آن آغاز می کنند و با «خراسان» به عنوان «یار قدیمی و صمیمی» انس دیرینه دارند.

*«خراسان»ی که یکی از مهم ترین دغدغه ها و اولویت هایش شناخت، تبیین و پیگیری مطالبات واقعی مردم و حل مشکلات مردم بوده و هست.

* خراسانی که به واسطه قدمت و صداقت و پشتوانه مردمی خود و البته تلاش کارکنان و مدیران اکنون و در همین شرایط نابسامان اقتصادی به بزرگ ترین بنگاه رسانه ای کشور بدل شده است.

* «خراسان»ی که در عرصه فضای مجازی نیز گوی سبقت را تقریبا از همه رسانه ها ربوده و به افتخاری در این زمینه برای کشور بدل شده است.

*«خراسان»ی که حتی در همین شرایط بد اقتصادی کشور همچنان به حفظ صدها نیروی جوان شاغل در این مجموعه فرهنگی همت گمارده.

* روزنامه ای که مانند همه رسانه ها به رغم اشکالات و ایرادهایی که در دوره های مختلف به آن وارد بوده و هست به اذعان بسیاری از مردم و مسئولان «مردمی» بودن ، برخورداری از «استقلال» ، «وزین» بودن،«منتقد» و «اهل انصاف» بودن از جمله ویژگی های اساسی آن است.

*روزنامه ای که در سال های عمر خود از هیچ رانت دولتی و غیردولتی برخوردار نبوده و حمایت مالی و معنوی هیچ حزب و جناح و گروهی را نیز نه خواسته و نه استفاده کرده است.

*روزنامه ای که با وجود نام «خراسان» که تا ابد به آن افتخار می کند وجهه مناسب کشوری، منطقه ای و حتی بین المللی دارد.

«خراسان» را نکُشید!!

*آقایان محترم مسئول توجه کنند به چه رسانه ای این چنین بی مهری و بی توجهی می کنند.

*روزنامه ای که به اذعان بسیاری از کارشناسان علوم ارتباطات و رسانه از مزیت و افتخار «حرفه ای» عمل کردن و «رعایت اخلاق حرفه ای» برخوردار است.

*روزنامه ای که علاوه بر قدمت و دیرینگی و پختگی، قلم بزرگانی چون محمد تقی بهار، دکتر علی شریعتی، فخرالدین حجازی و ده ها و صدها صاحب نام و صاحب قلم و خبرنگار و گزارشگر قابل و توانمند را در دل تاریخ و صفحات خود به یادگار دارد.

* روزنامه ای که به گفته اهل فن، «صاحب سبک» است و اهل ابتکار و نوآوری و ...

*روزنامه خراسانی که همچون چراغی پرفروغ در کشور و خصوصا خراسان عزیز نور می افشاند و اصلی ترین پشتوانه اش حمایت های مردم است.

روزنامه ای که به رغم برخی ملاحظات گاه بی‌جا و بعضا خودسانسوری های غیرضروری، در بسیاری از موارد پیکان نقد خود را به سوی عملکرد مسئولان کم توان، قاصر، مقصر یا ضعیف استان و کشوری و نه شخصیت افراد نشانه گرفته است و برای این «یقه گیری» ها، هزینه ها پرداخته است.

*و خراسانی که ... و حال این «خراسان» چند سالی است که از وضعیت بد اقتصادی کشور مانند بسیاری از سازمان ها و نهادها و بسیاری از مردم به شدت در رنج و سختی است و به قول معروف صورت خود را با سیلی سرخ نگاه داشته!!

 شرایطی که عمده و اساس آن ناشی از  رکود شدید و وضعیت بد اقتصادی کشور، گرانی چندباره و چند برابری مواد اولیه خصوصا کاغذ است که گریبان همه رسانه های مکتوب از جمله خراسان را به شدت می فشارد و عرصه را هر روز تنگ تر کرده، اما آن چه تحمل این همه تنگنای اقتصادی را سخت تر می کند بی مهری و بی توجهی دولت و مسئولان به مشکل امثال «خراسان» است که امیدواریم عزمی جزم در مسئولان برای رفع این مشکلات و طی یک دوره گذار به وجود آید و از قطع شدن و کم رنگ شدن ارتباط مردم و «خراسان» جلوگیری شود تا صدای رسای «خراسان» به مردم برسد و در گلو خفه نشود، تا صدا و حرف و درد دل مردم از طریق این پل ارتباطی مطمئن به گوش مسئولان برسد، تا خدای ناکرده رسانه های آن طرف آبی جانشین خراسان عزیز و مردمی متعهد و حرفه ای و انقلابی نشود.

تا «خراسان» از «مردم» و «مردم» از خراسان گرفته نشود و تا چراغ پرفروغ «خراسان» خاموش نشود و تا «خراسان» در سایه بی مهری و بی توجهی و غفلت برخی مسئولان به مسلخ نرود و کشته نشود.

«خراسان» اما همچنان به لطف الهی و عنایت امام رئوف همان صاحب اصلی ایران، خراسان و «خراسان» امیدوار است.

*********************************

روزنامه ایران **

صدای واحد برای رفع تحریم‌ها/حسن بهشتی پور/کارشناس سیاست خارجی

مـــــــوضــع واحــــــد و یکصــــدایی شــــاید مهـــــم‌تــرین نیــازی بــــود که تأمیـــن آن در جریان مذاکرات هســـته‌ای ضــــروری به‌نظر می‌رسید و البته در مقاطع مختلفی نه تنها این نیاز تأمین نشده، بلکه شاهد رفتارهایی عکس آن بود. به نوعی که در مقاطعی نه فقط صدا، بلکه رفتارهایی کاملاً متفاوت در خصوص بحث مذاکرات هسته‌ای ایران و 1+5 در درون کشور مشاهده می‌شد. در یک ارزیابی اجمالی اینگونه به‌نظر می‌رسید که هرچند نظام به یک جمع‌بندی درباره مسأله هسته‌ای کشور رسیده اما این جمع‌بندی در مواردی مورد تمکین قرار نمی‌گیرد و فاصله دیدگاه‌ها بین گرایش‌های مختلف نظام در این خصوص کم نیست. در فضای کنونی هر چند شاهد هستیم که هنوز زد وخوردها و متهم‌سازی‌ها بر سر برجام ادامه دارد اما گویا در آن سو نیز نشانه‌هایی مبنی بر ایجاد همسویی‌های بیشتر و جدی‌تر و رسیدن به موضع واحدی که دارای استحکام بیشتری می‌باشد، قابل ملاحظه‌تر از قبل است.

این نشانه خوبی است که می‌تواند مسأله هسته‌ای و مشکلات سیاست خارجی ما را وارد فاز جدیدی کند که دیگر به‌عنوان یک کارت بازی در رقابت‌های داخلی مورد استفاده قرار نگیرد. در واقع همین استفاده داخلی از سیاست خارجی در سال‌های گذشته خود بزرگترین آسیبی بود که به این حوزه وارد شد. اکنون اما می‌توان خوش‌بین بود که سیاست خارجی و در رأس آن مسأله هسته‌ای کشور در حال بازگشت به موقعیت اصلی خود در مقام یک «مسأله ملی» است که باید یک «اجماع ملی» را پشت سر خود داشته باشد.

از خط اصلی اظهارنظر چهره‌ها و مسئولان مختلف سیاسی و دیپلماتیک کشور اینگونه می‌توان برداشت کرد که هم انتظارات و توقعات آنها درباره مذاکرات احتمالی آتی، هم شروط آنها و هم تفسیر آنها از موقعیتی که جمهوری اسلامی ایران و طرف‌های مقابل در آن قرار گرفته‌اند بسیار نزدیک‌تر از قبل شده است. با این نگاه می‌توان امیدوار بود که مسأله سیاست خارجی ما خصوصاً در مورد پرونده هسته‌ای تبدیل به مسأله‌ای فراتر از دولت‌ها، مجالس و جناح‌ها شود. به این معنا که همه گروه‌ها و طرف‌های بازیگر در داخل کشور در رسیدن به اجماع نظر در خصوص آن به اندازه وزن و جایگاه خود، سهم داشته باشند و ایفای نقش کنند و مهمتر از آن اینکه پس از رسیدن به اجماع نسبی، کسی به‌ سمت رفتاری خارج از چارچوب این اجماع نرود. با چنین نگاهی آینده این مسأله الزاماً دیگر در گرو تحولاتی مانند انتخابات 1400 نخواهد بود و این مجالی بیشتر برای بازی‌سازی فعالانه جمهوری اسلامی در این عرصه، بر پایه یک حمایت ملی و فراگیر ایجاد می‌کند.

این اتفاق خصوصاً پس‌از صحبت‌های روز 19 دیماه رهبر معظم انقلاب جدی‌تر شده و امیدواری‌های بیشتری ناظر به اجماع ملی در این حوزه به وجود آمده است که می‌تواند مهم‌ترین پشتوانه ما در مذاکرات احتمالی آینده و هر تحولی در این عرصه باشد. اما پشتوانه مهم دیگر ما در این میدان چیزی نیست جز «محاسبه دقیق» برای انجام رفتارها. به عبارت دقیق‌تر موفقیت ما در گرو این است که یک رفتار دقیق و حساب شده را به متحدترین شکل ممکن انجام دهیم. در این خصوص هم شرط لازم «رفع تحریم» را  که توسط رهبر انقلاب مطرح و مورد استقبال و حمایت گروه‌های مختلف واقع شد باید ستون اصلی شروط جمهوری اسلامی ایران برای ورود به یک مذاکره مجدد دانست. شرطی که کاملاً هم واقع‌بینانه است.

اتفاقی که در دوره ترامپ و حتی قبل از آن برای برجام افتاده کاملاً واضح است؛ در مقابل انجام کامل تعهدات ایران، طرف امریکایی نه تنها به تعهدات خود پایبند نبوده بلکه در جهت عکس و نقض آن نیز شدیدترین نوع رفتارها را از خود بروز داده است. در چنین معادله‌ای هیچ منطقی نمی‌پذیرد که ایران به‌عنوان یک طرف ماجرا با وضعیت فعلی صحنه، وارد مذاکره‌ای تازه گردد. چنین مذاکره‌ای هیچ معنایی ندارد جز به‌رسمیت شناختن نقض عهدهای صورت گرفته توسط امریکا از سوی جمهوری اسلامی ایران. نهایت و نتیجه مذاکره‌ای هم که از چنین نقطه‌ای آغاز شود چندان خوشبینانه و امیدوارکننده نخواهد بود. چرا که خود پیامی مضاعف به طرف مقابل است که باز هم بتواند با تکرار نقض عهد خود، امیدوار به آمدن مجدد بر سر میز مذاکره باشد. بنابراین اینکه شرط رفع تحریم‌ها توسط ایران به‌عنوان شرط پیش‌نیاز آغاز مذاکرات مطرح می‌شود، منطقی‌ترین شرطی است که هیچ عقل سلیمی نمی‌تواند بر آن ایرادی وارد کند.

با این توصیف اصرار یکدست و متحد نیروهای داخل کشور بر این شرط جدی ایران، پیامی به طرف مقابل مخابره خواهد کرد که شاید حتی متفاوت از قبل نیز باشد و ما را در موقعیتی حتی بهتر و امیدوارکننده‌تر قرار دهد. قوت شروط ایران و تحکیم وحدت داخلی ما بر سر این موضوع، دو فاکتوری هستند که هم اکنون بارقه‌های جدی‌شدن آنها قابل ملاحظه است و با درس گرفتن از گذشته نباید اجازه دهیم رقابت‌ها و تنازعات سیاسی داخلی خدشه‌ای به آن وارد کند.

*********************************

روزنامه شرق **

‌ترامپ و سقوط یک جنایتکار/سید‌علی خرم . استاد‌ حقوق بین‌الملل

حمله به کنگره آمریکا یک کودتای نامؤثر بود که آخرین تلاش ترامپ به‌شمار می‌رفت تا مانع از تأیید‌‌شدن نتایج انتخابات از سوی کنگره شود؛ اما فقط شش ساعت آن را به تعلیق انداخت و در نهایت موفقیت‌آمیز نبود. جان بولتون می‌گوید این یک فاجعه و روز وحشتناک برای آمریکا بود؛ به‌خصوص زمانی که می‌بینید رئیس‌جمهور آمریکا این جمعیت را تحریک می‌کند و مستقیما مسئول توهمی است که آنها درباره لغو نتایج انتخابات از طریق «مایک پنس»، معاون رئیس‌جمهور یا کنگره آمریکا داشتند. ترامپ با خانواده و نزدیکانش در یک چادر در نزدیکی کنگره، از طرفداران خود خواست برای «حمایت از نمایندگان جمهوری‌خواه و دادن جرئت به آنها برای بازگرداندن دموکراسی به کشور، با هم به سمت کنگره حرکت کنند. در پی درگیری‌های رخ‌داده در کنگره آمریکا در روز حادثه که مظهر گسترش خشونت و نفرت بود، مارک زاکربرگ اعلام کرد مسدودبودن دسترسی دونالد ترامپ به حساب فیس‌بوک و اینستاگرام او دست‌کم تا دو هفته آینده و انتقال قدرت به جو بایدن ادامه خواهد یافت و توییتر نیز اعلام مشابهی کرد.درگیری‌های مقابل کنگره آمریکا و اشغال آن از سوی عده‌ای از طرفداران ترامپ، همه جهان را متعجب کرد، ولی پایان آخرین صحنه از نمایشی بود که پس از آن مردم آمریکا نفس راحتی کشیدند و فهمیدند در جنگ فرمانده کل قوا با قانون، این قانون است که پیروز می‌شود؛ بنابراین رفتند تا زندگی معمول خود را بر اساس آموزه‌های آمریکایی و قانون اساسی این کشور از سر گیرند. دونالد ترامپ شاید سومین رئیس‌جمهوری در آمریکا بود که یک‌نوبتی کنار رفت و این شکست شخصیتی برای وی باورکردنی نبود؛ بنابراین به گفته مشاورانش، دچار پریشان‌حالی شد تا حدی که چیزی کمتر از ماندن در کاخ سفید او را راضی نمی‌کرد. کشتی‌‌کج‌کاری که به ساخت‌وساز و سپس به تجارت روی آورد و با موفقیت در آنها توانست وارد انتخابات رهبری آمریکا شود، ولی عقبه طرفداران خود در کشتی‌کج را همراه آورد تا ارتش شخصی او باشند. آنها که با این کشتی آشنا هستند، فرهنگ آن را در شیوه حکومت‌داری ترامپ و در شیوه برخورد عده‌ای از طرفدارانش با چوب، چماق و اسلحه با نهادهای حکومتی، پلیس و مخالفان خود در میان مردم آمریکا به‌خوبی مشاهده کردند؛ یانکی‌هایی نژادپرست که اعتقاد به اعمال زور دارند و میلیشیای ترامپ را تشکیل داده بودند. البته اکثریت حامیان ترامپ از این قشر نیستند، بلکه به دلایل مذهبی یا سیاسی یا حتی اقتصادی از ترامپ حمایت می‌کردند و سهمی عمده در 70 میلیون رأی او دارند. صاحب‌نظران آمریکایی اعتقاد دارند بعد از نمایش زشتی که در مقابل کنگره داده شد، اکثریت طرفداران ترامپ ریزش کردند و ترامپیسم که می‌توانست بعد از ترامپ، نظیر تی‌پارتی بعد از جورج بوش پسر، مدعی جو بایدن شده و در حزب جمهوری‌خواه نظر غالب شود، کاملا در هم ریخته شد و ضربه‌ای اساسی به حزب جمهوری‌خواه وارد کرد. قبل از حمله به کنگره، دادگاه استیناف فدرال دادخواست گروهی از جمهوری‌خواهان برای گسترش اختیارات معاون ترامپ به‌منظور تغییر نتیجه انتخابات را رد کرد.

ترامپ اولین رئیس‌جمهوری بود که سابقه سیاست‌مداری یا دیپلماتیک یا کار پیچیده اجرائی در درون سیستم سیاسی آمریکا را نداشت و با همان روحیه یک کشتی‌کج‌کار، بدون تجربه کاری، فقط به برنده‌شدن نزد افکار عمومی می‌اندیشید، همه را زیر سؤال می‌برد و برای دستورات اشتباهش هیچ مسئولیتی نمی‌پذیرفت و به هیچ مشورت کارشناسی‌ای پایبند نبود. در این مسیر، مزیت‌هایی هم داشت، ولی در حکومت‌داری و تجلی در جایگاه فرمانده کل قوا بودن، این مزیت‌ها کمکی نمی‌کرد. تصور داشت در یک کشور نهادینه‌شده قانون، می‌تواند زیر‌دستان خود را مرعوب کرده تا علایق او را پیاده کنند. در دیوان عالی کشور، حداقل دو نفر را منصوب کرد به این امید که در صورت تنگنا، به ابقای او رأی دهند. در جورجیا که جمهوری‌خواهان دولت ایالتی و سازوکار انتخاباتی را در اختیار داشتند، ترامپ را به هوس انداختند که رانت‌خواری کرده و صندوق‌های رأی را به نفع او تعویض کنند. او از مقام ارشد ایالت جورجیا می‌خواهد که به بازشماری آرا پرداخته و ۱۱‌هزار‌و ۷۸۰ رأی به نفعش پیدا کند تا وی در این ایالت کلیدی پیروز شود؛ اما استحکام مراکز قانونی در آمریکا نشان داد قانون بالاتر از رئیس‌جمهور و استاندار است و قاضی و بقیه مقامات فقط به قانون می‌اندیشند و برای بالاترین مقام آمریکا به قیمت زیرپا‌گذاشتن قانون چاپلوسی نمی‌کنند. دخالت فیس‌بوک و توییتر بدون هیچ‌گونه ترسی در به‌تعلیق‌درآوردن حساب ترامپ نیز یادآور قدرت رسانه مستقل است در قبال رئیس‌جمهور. جالب اینجا بود که در این بسیج نیروها از سوی ترامپ و علیه کنگره، جهان بی‌طرف نماند و از اروپا و آسیا به محکومیت حمله به مرکز قانون‌گذاری آمریکا پرداختند و قویا نهاد دموکراسی و قانون را در جهان تقویت کردند و پشیزی آبرو برای ترامپیسم باقی نگذاشتند. این ضربه ترامپ به دموکراسی آمریکا و توهین به مراکز قانون‌گذاری این کشور آن‌قدر بی‌سابقه و سنگین تلقی شده که رئیس مجلس نمایندگان از معاون رئیس‌جمهور خواسته است طبق ماده 25 قانون اساسی عمل کند که اگر شرایط رئیس‌جمهور نامناسب بود، نسبت به برکناری وی اقدام کند، وگرنه استیضاح دونالد ترامپ در هفته جاری در دستور کار کنگره قرار می‌گیرد. مجلس نمایندگان مصمم است با برکناری ترامپ، لکه ننگ اقدامات بی‌سابقه او از جمله نافرمانی در مقابل قانون را از دامان تاریخ آمریکا پاک کند که برای مردم رنج‌دیده ایران نیز دستاورد محسوب می‌شود. به‌این‌ترتیب، داستان مردی عوام‌فریب با کیش شخصیت و اندوخته‌ای از جرم و جنایت در حق مردم آمریکا، ایران و بسیاری از مردم جهان و بی‌توجه به نابودی محیط زیست کره زمین و کسی که ساختار قانونی کشورش را به بازی گرفت، از احساسات عده‌ای نا‌آگاه به نفع خودش سوء‌استفاده کرد تا بلکه چند روزی بیشتر در کاخ سفید بماند، به پایان می‌رسد؛ اما یادمان نرود که برخی همچون اسرائیل بر دوش او سوار شدند و ظلم‌های تاریخی خود را جنبه مشروع و بین‌المللی دادند که پس از ترامپ ماندگار خواهد شد.

*********************************

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات