صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۶ آذر ۱۳۸۷ - ۱۱:۰۷  ، 
کد خبر : ۶۳۳۲۹
نقد استاد بهاء الدین خرمشاهی بر عقاید دکتر سروش

پاسخ‌هایی به قرآن‌ستیزان

اشاره: انتشار متن مصاحبه ای از دکتر عبدالکریم سروش به نقل از سایت رسمی وی درمورد» خطاپذیر بودن قرآن» انتقادات فراوان اندیشمندان و محققان را برانگیخته است. دکتر سروش درمصاحبه خود به زبان ساده و به دور از پیچیدگی های کلامی، غایت نظریات خود در مورد قرآن کریم را که پیش از این درکتاب بسط تجربه نبوی بدان پرداخته بود را تشریح کرده است.وی در این مصاحبه گفته است: 1- «بنا به روایات سنتی، پیامبر تنها وسیله بود؛ او پیامی را که از طریق جبرئیل به او نازل شده بود، منتقل می کرد. به نظر من، پیامبر نقشی محوری در تولید قرآن داشته است. پیامبر به نحوی دیگر نیز آفریننده وحی است. آن چه او از خدا دریافت می کند، مضمون وحی است. پیامبر، مانند یک شاعر، این الهام را به زبانی که خود می داند و به سبکی که خود به آن اشراف دارد و با تصاویر و دانشی که خود در اختیار دارد، منتقل می کند. شخصیت او نیز نقش مهم در شکل دادن به این متن ایفا می‌کند. 2- از دیدگاه سنتی، در وحی خطا راه ندارد. اما برخی مفسران فکر می کنند وحی در مسایل صرفاً دینی مانند صفات خداوند، حیات پس از مرگ و قواعد عبادت خطاپذیر نیست. آن‌ها می‌پذیرند که وحی می‌تواند در مسایلی که به این جهان و جامعه انسانی مربوط می شوند، اشتباه کند. این مفسران اغلب استدلال می کنند که این نوع خطاها در قرآن خدشه ای به نبوت پیامبر وارد نمی کند؛ چون پیامبر به سطح دانش مردم زمان خویش «فرود آمده است» و «به زبان زمان خویش» با آن ها سخن گفته است. من دیدگاه دیگری دارم. من فکر نمی کنم که پیامبر «به زبان زمان خویش» سخن گفته باشد؛ در حالی که خود دانش و معرفت دیگری داشته است. او حقیقاً به آن چه می گفته، باور داشته است. این زبان خود او و دانش خود او بود و فکر نمی کنم دانش او از دانش مردم هم عصرش درباره زمین، کیهان و ژنتیک انسان ها بیش تر بوده است».

یکم) مراد از قرآن ستیزان، تجدد گرایان غرب گرای تأویل کننده قرآن در عصر جدید است. اینان چون از حد تأویل مجاز فراتر رفته و حقانیت و وحیانیت قرآن کریم و به همراه آن صحت نبوت پیامبر اسلام (ص) را زیر سوال برده، بلکه تا حد انکار این دو عقیده ضروری اسلامی پیش رفته اند، ناگزیر تعبیر و نامی مناسب تر از «قرآن ستیزان» برای آنان در فرصت کوتاه و مجال اندک حاضر نداریم.
دوم) این تجددگرایان که خود یا دیگران آنان را اصلاح گر دینی می شمارند به جای دفع شبهات یا رفع خرافات که در پیرامون و حوزه هر دینی خواه و ناخواه پدید می آید، اساس و اصول اعتقادی اسلامی را تحت عنوان نقد ادبی/ زبانشناسانه و روانشناسانه و جامعه شناسانه به کلی خدشه دار ساخته اند. در اینجا طبعاً پاسخ های کوتاه مطرح می گردد، پاسخ های مفصل تر را به مقالاتی که تحت عنوان «تحلیل ناپذیری وحی» و «اجتهاد در مقابل نص» هر دو در کتاب «فرصت سبز حیات» (چاپ نشر قطره، 1379) نیز کتابی که با عنوان همین مقاله در دست تحریر و تکمیل است، احاله می دهیم.
سوم) تأویل به تصریح خداوند در قرآن کریم (صریح تر از همه در آیه هفتم سوره آل عمران)، نه فقط روا بلکه در مواردی از آیات متشابهات واجب است. تعداد این گونه آیات به برآورد شادروان آیت الله محمدهادی معرفت در کتاب «التمهید» او در حدود 200 مورد است. اما تأویل تجدید گرایان نه این آیات بلکه حقیقت و حقانیت و وحیانیت کل قرآن را به نحوی غیرمجاز و خارق اجماع و اعتقاد بیش از 2 میلیارد مسلمان (در حدود یک میلیارد از مسلمانان در طی 14 قرن تاریخ اسلام و بیش از یک میلیارد در جهان معاصر) انکار می کند، که خواهیم دید.
چهارم) سرسلسله این تجدد گرایان بی محابا سرسید احمدخان هندی (1817 - 1898م) است که تفسیر ناتمامی هم بر قرآن کریم نوشته است. او معتقد بود: «نبوت یک ملکه طبیعی خاص، نظیر سایر قوای بشری است که به هنگام اقتضای وقت و محیط شکوفا می شود، چنانکه میوه و گل درختان به موقع خویش می شکفند و می رسند... به نظر او پیامبر(ص) وحی را مستقیماً از خداوند دریافت می‌کند. جبرئیل فی الواقع جلوه مجازی و کنایی قوه یا ملکه پیامبری است. به نظر او وحی چیزی نیست که از بیرون به پیامبر برسد، بلکه همانا فعالیت عقل الوهی در نفس و عقل قدسی بشری اوست... سید احمد خان برای تأیید این نظریه، به این واقعیت که قرآن نه یکباره بلکه به تدریج و تنجیم و اقتضای موقعیت بر پیامبر (ص) نازل شده استناد می کرد. وی معتقد بود که قوه نبوت بدون استثنا و تبعیض در همه انسانها هست، اگرچه ممکن است درجاتش فرق داشته باشد...» (تفسیر و تفاسیر جدید، نوشته بهاءالدین خرمشاهی، 1364، ص 60). «سرسید احمد خان مدافع این نظر بود که باب اجتهاد باید به روی کسانی که صاحب صلاحیت اند باز باشد، چرا که از این طریق می توان مسایل مستحدث عرفی و شرعی را با رعایت شرایط زمانه بازاندیشی کرد و تفسیر و برداشت تازه ای از آنها به عمل آورد.» (پیشین، ص 62). ولی همین سید احمدخان در مقدمه تفسیرش می گوید: »و اما اینکه بعضی ها گفته اند که بر پیغمبر صرف معانی و مضامین قرآن القاء شده لیکن الفاظ و عبارات آن از خود آن حضرت است که در زبان عربی - که زبان خودش بوده - بیان فرموده است، من جداً با آن مخالف می‌باشم... شاه ولی الله) دهلوی) در زیر عوان تدلی می گوید که قرآن فقط مضامین و معانی آن به قلب پیغمبر نازل شده و بعد خودش آنها را در مقام تعلیم و تفهیم بیان کردند، چون زبانش عربی بود، بدین عبارت و الفاظ بیان فرموده است. ولی این قول فاضل مشار الیه مخالف با نقل و عقل هر دو هست، چه اولاً در خود قرآن درج است که: «و انه لتنزیل من رب العالمین. نزل به الروح الامین. علی قلبک لتکون من المنذرین. بلسان عربی مبین» (سوره شعراء، 192- 194) و در مورد دیگر فرموده است که: «انا انزلنا قرآناً عربیاً لعلکم تعقلون» (سوره یوسف، ایه 3) و از این ظاهر و هویداست که نزول قرآن بر قلب آن حضرت در زبان عربی بوده است، نه اینکه صرف معانی بر وی القا شده و قوالب و الفاظ از خود آن حضرت باشد.» (پیشین، ص 68.(
سید جمال الدین اسد آبادی نیز ردیه ای بر تفسیر و آراء سید احمد خان نوشته و می گوید«... [او] همت خود را بر این گماشته است که هر آیه ای که در آن ذکری از ملک و یا جن و یا روح الامین و یا وحی و یا جنت و یا نار [دوزخ] و یا معجزه ای از معجزات انبیا - علیهم السلام- می رود آن آیه را از ظاهر خود برآورده به تاویلات با رده زندیقهای قرون سابقه مسلمانان تاویل نماید...» (مقالات جمالیه، ص 97 و بعد، منقول در «تفسیر و تفاسیر جدید»، پیشگفته، ص 73) همان می نویسد که فرق سید احمدخان با زنادقه پیشین در این است که آنها دانشمند بودند و او عامی است و عجب تر این است که رتبه مقدسه الاهیه نبوت را به حد اصلاحگر فرود آورده است و می نویسد: «اینک[ای] نهیلیست تأمل نما! اگر بی‌اعتقادی موجب ترقی امم می شد، می بایست که عرب های زمان جاهلیت در مدنیت گوی سبقت را ربوده باشند. چونکه ایشان غالبا رهسپار طریقه دهریه بودند...» (پیشین، ص 73(
پنجم) سپس امین الخولی (1904_ 1969 م ) استاد دانشگاه قاهره و قرآن پژوه مصری با همکاری چند تن از همفکرانش مکتب تفسیری زبانشناسانه قرآن را پی ریزی کردو اگرچه آثار و آراء او، در عین نوظهوری، از ارتدکسی (مذهب اعتقادات رسمی) مسلمانی، چندان دور نشد، ولی با نقد ادبی بی پروا شاگردانی چون نصر حامد ابوزید پرورش داد.
ششم) نصر حامد ابوزید (متولد 1943 م ) متفکر نواندیش و قرآن پژوه مصری، از نقد ادبی فراتر رفت و پا به عرصه نقد فلسفی، جامعه شناسانه، روانشناسانه و تاویل گرانه بی محابا نهاد و پاره ای از آرای قرآن پژوهی کم سابقه و بی پروایش در سال های 1993 تا 1996 سبب جنجال بسیار در مصر و سرانجام صدور حکم ارتداد وی از سوی جامعه الازهر گردید. او قرآن را متنی تاریخی و فرهنگ مند و متأثر از زمانه و زمینه نزول تدریجی (23 ساله) آن شمرد و آن را متنی دانست که در همکنشی دوسویه هم از زمانه اثر می برد و هم بر آن اثر می گذارد و ذهن و ضمیر پیامبر (ص) را در چنین تعاملی دخیل در شکل گیری قرآن کریم شمرد. (برای ملاحظه زندگینامه و پاره ای از آراء و آثار او یا درباره او نگاه کنید به مقاله ای ذیل نام او در «دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی»، به کوشش بهاءالدین خرمشاهی(
هفتم) او همتایان و همفکران تندرو تری در جهان اسلام، نیز در میان تجدید گرایان اصلاح گرای ایران پیدا کرد نظیر محمد ارغون و حسن حنفی و دیگران، که ملغمه ای ناگوار و به شدت مخالف اعتقادات و ضروریات اسلامی درباره قرآن گفتند و نوشتند و می گویند و می نویسند. آراء اینان که کپی برداری از اقوال خارق اجماع سرسید احمد خان هندی و ابوزید است، تأویلات جسورانه و بی محابا و بی در و پیکر و بی منطق و استدلال درباره وحی و نبوت است.
الف) اینها وحی را نه آسمانی، و قرآن را نه وحیانی (طبق اعتقاد رسمی اسلامی)، بلکه الهامی می دانند. آن را چیزی شبیه شعر.
ب) اینها حضرت پیامبر (ص) را نه برگزیده خداوند، بلکه همانند شاعر و عارف می شمارند و می گویند او از شدت تقرب و اتصال با خداوند به مقامی رسیده بود که تقدس و قدسیت یافته بود. و لذا «صورت» وحی از سوی خداوند به او الهام می شد و او در عین ارتباط با زمینه فرهنگی زمانه، به آن «محتوا» می‌داد.
ج) اینان خود را نواعتزالی می شمارند و در اوج بی پروایی می گویند پیامبر(ص) و وحی قرآن (به تعریف خودشان) درجاتی از خطاپذیری دارند، لذا پیامبری را امری انسانی و خودخواسته و خودساخته و قرآن را فرآورد ذهن و زبان و ضمیر و زندگی او می شمارند.
هشتم) اینها می گویند این حرفها در تاریخ اسلام سابقه دارد و برای دست و پا کردن پشتیبان و پشتوانه، به نحوی مبهم و سطحی ادعا می کنند که بعضی از عرفا، مانند مولوی و معتزلیان هم همین حرف‌ها را زده اند. می گویند معتزله، همانند شیعه قائل به حادث بودن یا مخلوق بودن قرآن بوده اند و شیعه هنوز هم بر این اعتقاد است. البته ظاهر حرف اخیر در اینکه معتزله و شیعه قرآن را حادث/ مخلوق می دانند درست است. اما باطن آن درست نیست .
نهم) اما عارف عظیم الشأن و متفکر بزرگ، مولانا جلال الدین بیش از هر شاعر و عارف و متفکر ایرانی و مسلمان، اعتقاد راست و درست درباره قرآن دارد. کتاب قرآن و مثنوی: فرهنگ واره تأثیر آیات قرآن در ادبیات مثنوی (تدوین سیامک مختاری - حافظ کل قرآن مجید- و بهاءالدین خرمشاهی ،چاپ و تجدید چاپ شده از سوی نشر قطره) در حدود 3 هزار آیه و عبارت قرآنی را که مولوی در مثنوی آنها را تضمین یا تلمیح و تلویح کرده است، نشان می دهد. در اینجا بدون مراجعه به منابع چند بیت از او را در تکریم و پاسداشت حریم حرمت قرآن، نقل می کنم، بقیه را در آن کتاب می توان ملاحظه کرد:
گرچه قرآن از لب پیغمبر است
هرکه گوید حق نگفت آن کافرست
معنی قرآن ز قرآن پرس و بس
وز کسی کاتش زده ست اندر هوس
اینهمه آوازها از شه بود
گرچه از حلقوم عبدالله بود
گفتنی است که مراد از شه/شاه در سراسر آثار عرفان/تصوف اسلامی فارسی حضرت حق است[
کرده‌ای تأویل حرف بکر را
خویش را تأویل کن نه ذکر را
و بیش از یکصد بیت با مضامین و راهبرد مشابه با این ابیات در مثنوی و همین تعداد در غزلیات او می توان یافت. در تعظیم و تکریم حضرت ختمی مرتبت(ص) هم چه بسیار حرف و بیش از یکهزار نقل و اشاره به حدیث دارد. این چه بهتانی است که به این بزرگمرد عرصه عرفان اسلامی می زنند؟
دهم) «کلام» الهی از مهم ترین و دشوارترین مسائل در تاریخ ادیان الهی و اسلام است. اصلاً نظر به اهمیت این بحث بوده است که نام علم کلام را «کلام» گذاشته اند. اشعریان که بدنه اصلی تسنن را تشکیل می دهند معتقد بودند که کلام الله قدیم/ ازلی است و قائل به کلام نفسی یا تسامحاً درون ذاتی برای خداوند شدند. معتزله و شیعه اعتقاد دارند که کلام، مثل خلاقیت و رزاقیت صفت فعل خداوند است. (شرح و بسط و استدلال ها و نظرهای گوناگون در این مسئله دامن گستر را به کتابی که در همین زمینه - پاسخ به قرآن ستیزان- در دست تحریر است، احاله می دهیم.) مشکل از ناتوانی در درک آیه هایی از آیات متشابهه قرآن آغاز می شود: «بل هو قرآن مجید. فی لوح محفوظ» (حق این است که آن قرآن مجید است؛ در لوحی محفوظ- سوره بروج/85، آیات 21-22) همچنین «انه لقرآن کریم. فی کتاب مکنون. لایمسه الاالمطهرون. تنزیل من رب العالمین. افبهذا الحدیث انتم تدهنون و تجعلون رزقکم انکم تکذبون...» (آن قرآنی کریم است. در کتابی نهفته جز پاکان به]طهارت توحیدی، به درک و دریافت] آن دسترسی ندارند. فرو فرستاده ای از سوی پروردگار جهانیان است. آیا شما در کار این سخن سستی می ورزید؟ و سپس روزیتان را چنان کرده اید که آن را انکار می کنید- سوره حدید/57 آیات 77 تا 82) آنچه باید به یاد داشته باشیم که برای ادامه بحث ضروری است و از این آیات برمی آید این است که قرآن در لوحی محفوظ یا کتابی نهفته است سپس از سوی خداوند همان متن به صورت یکباره (انا انزلناه فی لیله القدر) و سپس تدریجاً نزول و تنزیل می‌یابد.
گفتنی است که آیه دیگری اصل قرآن را در «ام الکتاب» اعلام داشته است: «و انه فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم» (و آن ]قرآن[ حکمت آمیز و بلندمرتبه است و در ام الکتاب در نزد ماست- سوره زخرف/43 آیه 3) علاوه بر اینها «کتاب مبین» هم که چندبار (انعام،59؛هود، 6؛ نمل، ا، 75، سبا،3) در قرآن کریم به آن اشاره شد به همین معنی است.
بسیاری از مفسران و متکلمان شیعه «ام الکتاب» / «لوح محفوظ» / «کتاب مبین» را علم الهی دانسته‌اند. حال این معضل پیش می آید که قرآن در این صورت هم قدیم است و هم حادث، ولی پاسخ به این معضل همانا قبول این متناقض نماست. این بنده با تلفیق آرا، معتزله، شیعه و اشاعره به این راه حل رسیده ام که قرآن را می توان از دو منظر یا وجه شناخت. جنبه یلی الحقی (خدا-سویی) آن که علم الهی یا در علم الهی است مثل سایر صفات ذاتی خداوند در نزد خداوند است و سپس که در زمان و مکان توسط فرشته امین وحی= روح الامین / جبرئیل به قلب (ذهن/قوای دراکه مهبط وحی حضرت محمدمصطفی (ص)) اجمالاً (انا انزلناه فی لیله مبارکه - دخان،2 در لیله القدر) و تفصیلاً در طی 23 سال نزول یافت یا فرود آمد و درک و حفظ و شنیده و خوانده و نوشته شد، جنبه یلی الخلقی (پیامبر-سو) پیدا کرد.
اگر بگویند بسیاری سوال ها یا رویدادها در همین زمان 23 ساله پیش آمد که سپس با فاصله کم یا زیاد پاسخ یا حکم و حیانی آن نازل شد و این چگونه ممکن است؟ در پاسخ می گوییم همان سوال ها و آگاهی از رویدادها همه و همه در علم الهی (ام الکتاب/ لوح محفوظ) وجود داشته و علم الهی چنانکه همه مسلمانان اذعان دارند، سابق بر »معلوم» است و زمان در نزد خداوند گذشته و حال و آینده ندارد. یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات