تاریخ انتشار : ۱۷ مهر ۱۳۹۶ - ۱۰:۳۹  ، 
کد خبر : ۳۰۵۱۲۷

بحران سياسي با سعودي‌؛ آزمون سیاست خارجی قطر

(روزنامه جمهوري اسلامي – 1396/06/12 – شماره 10961 – صفحه 6)

روند تحولات در حمله سیاسی و تبلیغاتی سعودی و امارات علیه قطر نشان می‌داد که برخی موسسات رسانه‌ای آمریکا در اقدامی هماهنگ و با در نظر گرفتن فضای تحولات سیاسی در بین اعضای شورای همکاری خلیج فارس و سفر دونالد ترامپ به ریاض، هماهنگ با سیاست‌های در پیش سعودی علیه قطر، مقدمات آغاز بحران را فراهم کرده‌اند.

جنگ روانی علیه قطر در آمریکا

به گزارش خبرنگار "ایسنا" هم زمان با تلاش سعودی برای تقلیل جایگاه قطر در منطقه، بسیاری از رسانه‌های آمریکایی در این کشور مطالعات و گزارشاتی منتشر کردند که قطر را یکی از حامیان اصلی تروریسم در منطقه خاورمیانه معرفی کردند. بعد از انتشار این گزارشات در رسانه‌های آمریکایی، قطر امارات را متهم کرد که با حمایت مالی عامل انتشار این گزارشات در داخل آمریکا بوده تا جو روانی جدیدی هم زمان با دیدار ترامپ از ریاض علیه قطر ایجاد کنند. کارشناسان قطری و به خصوص تحلیل گران شبکه الجزیره تاکید داشتند که بنگاه‌های رسانه‌ای اسرائیل نیز پشت انتشار وسیع این گزارشات ضدقطری در آمریکا قرار داشته‌اند تا قطر را در تنگنای سیاسی در روابطش با آمریکا و کشورهای غربی قرار دهند. نشانه مهمی که بعدها به عنوان مستند این ادعا طرح شد بستن نمایندگی شبکه الجزیره در سرزمین‌های اشغالی فلسطین بود که از سوی اسرائیل صورت گرفت.

در کنار این فشارهای رسانه‌ای و روانی، سعودی قطر را متهم کرد که به رغم خروج سفرای عضو کشورهای شورای همکاری خلیج فارس از ایران پس از حمله به سفارت سعودی در تهران، در حال توسعه روابط سیاسی و اقتصادی با ایران است و این را به عنوان اتهامی بزرگ علیه قطر در رسانه‌های سعودی و دیگر رسانه‌های وابسته در منطقه منتشر کردند.

عقب‌نشینی ترامپ از مواضع تبلیغات انتخاباتی

در همین حال هم زمان با انتشار گزارشاتی در رسانه‌های آمریکا مبنی بر حمایت قطر از تروریسم، رسانه‌های سعودی و اماراتی نیز در سطح وسیعی قطر را به عنوان حامی مالی تروریسم در منطقه خاورمیانه معرفی کردند. با پایان سفر ترامپ به سعودی و امضای قراردادهای نظامی و تجاری تا مرز حدود پانصد میلیارد دلار به ناگاه مسئولان عالی رتبه سعودی موج حملات خویش بر قطر را افزودند و این در حالی بود که حتی شخص ترامپ نیز اتهاماتی را متوجه قطر می‌کرد. ترامپ در زمانی از این امر سخن می‌گفت که پیشتر شخص وی سعودی را یکی از منابع مهم رشد تروریسم در خاورمیانه معرفی کرده بود و حتی وعده داده بود تا قانون درخواست غرامت از سعودی "قانون جاستا" به دلیل حملات القاعده علیه برج‌های دوقلو در سال 1380 را عملی کند اما با قراردادهای سنگین نظامی و تجاری بین آمریکا و سعودی در جریان سفر ترامپ به ریاض، به شکل ناگهانی همه این مواضع به فراموشی سپرده شد.

در میان حملات به قطر، روابط سعودی و امارات در بخش‌های نظامی و اقتصادی و حجم سرمایه گذاری‌های این دو کشور در مصر بسیار افزوده شده و از نگاه کارشناسان قطری این اقدام از آن رو می‌باشد تا جلوی مطالبات مردمی علیه دولت عبدالفتاح سیسی گرفته شود چه آن که هرگونه تحول سیاسی در مصر می‌تواند موجی در بین همه کشورهای عربی و نیز حوزه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس ایجاد کند. همه شواهد نشان می‌دهد که موج قطر هراسی‌ای که سعودی در منطقه به راه انداخته است در ابتدای بحران با هماهنگی کامل با آمریکا بوده است اما در ادامه مسیر بحران بین قطر و سعودی، تیلرسون، وزیر خارجه آمریکا در سفری به منطقه و از جمله قطر اعلام داشت که دولت آمریکا در مسافتی یکسان در برابر این بحران و بین قطر از یک سو و بین سعودی، امارات، مصر و بحرین ایستاده است و همه آنها را به گفتگو و حل سیاسی بحران دعوت می‌کند. این نشان می‌دهد که همچون دیگر تحولات منطقه این آمریکا است که موج بحران‌های سیاسی را در منطقه بین دولت و کشورها ایجاد می‌کند.

پس از این تحولات در اقدامی عجیب و غیر منتظره، چهار کشور سعودی، امارات، بحرین و مصر جنبش حماس و اخوان المسلمین را به عنوان گروه‌های تروریستی معرفی کرده و از دولت قطر خواستند تا تمامی عناصر اخوان‌المسلمین و جنبش حماس را از خاک خود اخراج کرده و هرگونه حمایت مالی از آنها را متوقف کند. هم زمان آنها در ابتدا اصرار زیادی کردند تا شبکه الجزیره را در دوحه از کار متوقف کنند و این موارد را به عنوان دو بند از شروط سیزده گانه خویش در راستای حل و فصل سیاسی بحران بین قطر و این چهار کشور قرار دهند.

آزمون سیاست خارجی جدید قطر

حالا قطر شرایطی را تجربه می‌کند که تاکنون هرگز با آن دست و پنجه نرم نکرده بود. درست است که قطر با کمک بسیاری از کارشناسان عربی و بین‌المللی و به کار گیری مراکز مطالعاتی تلاش کرده است تا در بحران خاورمیانه و تحولات موسوم به بهار عربی بهترین راه کارها برای قدرت بخشیدن به سیاست خارجی‌اش را در پیش گیرد اما این همه تجربه و توانایی‌های فکری و مطالعاتی پس از هجوم سعودی به قطر در این راستا به کار گرفته شده است که چگونه از این بحران خارج شود.

از روز نخست بحران، شبکه الجزیره به کمک دول قطر آمد و توانست از ناحیه رسانه‌ای پوششی وسیع در این رابطه به نفع قطر ارائه کند، از همین رو قطر در مقابل هجوم رسانه‌ای بی‌سابقه سعودی، امارات و مصر هرگز کم نیاورد و توانست جنگ رسانه‌ای را به خوبی اداره کند. در کنار این توانایی، قطر همه ارتباطات منطقه‌ای و بین‌المللی خویش را به کار انداخت و ابتدا از درون آمریکا آغاز نمود تا وحدت و انسجام موجود بین سعودی و ترامپ را از بین ببرد که روند تحولات نشان داده است به چنین منظوری نیز رسیده است زیرا فعلا آمریکا چنانچه پیشتر متذکر شدیم تلاش می‌کند که در مقابل طرف‌های این بحران، مسافت یکسانی را اتخاذ کند.

محاصره به اهدافش نمی‌رسد

در کنار این روند، به رغم محاصره دریایی،زمینی و هوایی قطر از سوی سعودی و هم پیمانانش اما این حربه نیز چندان موثر واقع نشد زیرا قطر به اندازه کافی منابع مالی دارد تا بتواند نیازهای داخلی خود را از مبادی دیگر تامین کند و این برنامه نیز شکل عملی به خود گرفت. علاوه بر این، کشورهای تحریم‌کننده بجز استفاده از ابزارهای اختصاصی خود (مثل بستن مرز زمینی بین سعودی و قطر یا قطع ارتباطات دریایی امارات با قطر) نتوانسته‌اند بار بین‌المللی جدیدی بر دوش قطر بیاندازند. از نگاه منطقه‌ای افکار عمومی کشورهای منطقه با تبلیغات سعودی نیز همراهی نکرده‌اند به خصوص آن که قطر ارتباطات ویژه‌ای با احزاب و سازمان‌هایی دارد که در کشورهای عربی از نفوذ فکری و معنوی بالایی برخوردار هستند مثل جنبش اخوان المسلمین و جریان‌های حامی مقاومت اسلامی فلسطین که هرگز در مدار تبلیغات سعودی علیه قطر قرار نگرفتند.

قطر برای خروج از بحران اقتصادی به سرعت سیاست‌های جایگزین را در پیش گرفت و تلاش کرد با ایجاد ذخائر غذایی، هرگونه تهدید روانی علیه شهروندانش را از بین ببرد. در این میان در یک عملیات سیاسی مقابله به مثل، قطر با تکیه بر شبکه الجزیره بسیاری از پرونده‌های مربوط به حمایت از جریانات تروریستی را باز نموده و تلاش کرد تا از نقش سعودی در آنها پرده بردارد. موضوع یمن و حمله سراسری سعودی به این کشور نیز از جمله پرونده‌هایی بود که به عنوان مقابله به مثل قطر علیه سعودی در بخش رسانه‌ای مورد استفاده فراگیر قرار گرفت.

بحران به کجا می‌انجامد؟

هیچ تردیدی نیست که قطر توانایی ایستادگی و مقاومت مالی و اقتصادی در برابر هرگونه فشار و تعمیق محاصره تحمیلی از سوی سعودی و امارات را دارد. جمعیت این کشور حدود هشتصد هزار نفر است که یک میلیون دویست هزار نفر هم به عنوان نیروی کار در این کشور از خارجی‌ها حضور دارند. درآمد ناشی از تولید نفت و گاز قطر بالغ بر شصت میلیارد دلار در سال است و براساس آمارهای سال 1394 تولید ناخالص داخلی این کشور صد و شصت میلیارد دلار می‌باشد. حجم ذخایر مالی این کشور بالغ بر سیصدو پنجاه میلیارد دلار است و بخش مهمی از منابع مالی قطر در بزرگترین پروژه‌های صنعتی و تجاری در آسیا، اروپا و آمریکا سرمایه‌گذاری شده است.

با این همه پشتوانه‌های مالی سعودی و امارات نمی‌توانند هیچگونه فشار یا تهدید اقتصادی علیه این کشور اعمال کنند مگر آن که همان تحریم‌هایی که در طول بیش از 10 سال به بهانه برنامه اتمی ایران علیه کشورمان اعمال کردند علیه قطر هم اعمال شود که در این صورت حداقل آمریکا باید جانب سعودی و امارات را بگیرد و از سیاست بی‌طرفی خارج شود و در کنار آمریکا اتحادیه اروپا نیز تحریم‌های خفه کننده‌ای علیه قطر اعمال کند که چنین چیزی نیز بسیار بعید است:

1- در شرایط کنونی هیچ توجیهی وجود ندارد تا آمریکا اقدامی تحت عنوان تروریسم یا حمایت از تروریسم علیه قطر انجام دهد. اگر آمریکا اقدامی علیه قطر بنماید آنگاه باید اقدامی ده‌ها برابر شدیدتر علیه سعودی اعمال کند. این در حالی است که پرونده سعودی در موضوعاتی همچون القاعده و شکل گیری داعش براساس اندیشه‌های افراطی مذهبی بسیار سنگین است. علاوه بر این شمشیر بران و تیز "قانون جاستا" همچنان به عنوان تهدیدی بزرگ از سوی آمریکا علیه سعودی بلند است و هر آن ممکن است بر سر آنها فرود آید. این قانون توسط مجلس سنا و مجلس نمایندگان آمریکا در دوران اوباما به تصویب رسیده و سعودی را موظف می‌کند که به دلیل حادثه 11 سپتامبر و حمله به برج‌های دوقلو توسط القاعده خسارات قربانیان این حادثه تروریستی را بپردازد. اگر قرار باشد که آمریکا اقداماتی علیه قطر انجامد دهد آنگاه سعودی نیز باید منتظر مجازات‌های مشابه علیه خودش از سوی آمریکا در آینده باشد.

2- آمریکا پس از پایگاه هوایی پنسیلوانیا، بزرگترین پایگاه هوایی‌اش در خارج از آمریکا را در پایگاه هوایی العدید در قطر ایجاد کرده است، با این وجود هم دلیلی ندارد تا مشکلات اساسی برای قطر ایجاد کند. علاوه بر این که جدای از اظهارات اولیه تند دونالد ترامپ، آمریکا سیاست میانه را برای حل و فصل بحران در پیش گرفته است که مواضع وزیر امور خارجه آمریکا و سفرش به حوزه کشورهای عربی خلیج فارس و دیدار از قطر موید همین نظریه است. دست آخر آن است که آمریکا تقریبا تنها طرف خارجی خواهد بود که می‌تواند وساطت جدی حل و فصل بحران را به شکل مرضی الطرفین اجراء کند ضمن آن که تشدید این بحران اصلا به مصلحت سیاست خارجی آمریکا نیست و لذا سعی می‌کند ضمن جلوگیری از توسعه دایره آن به نوعی آن را مهار و حل و فصل کند.

3- اتحادیه اروپا و طرف‌هایی همچون آلمان و فرانسه بارها و بارها اعلام کرده‌اند که به شدت مخالف گسترش این بحران بین سعودی و امارات با قطر هستند. وزیر خارجه فرانسه نیز در سفری به قطر، سعودی و سپس امارات تلاش کرد تا به بحران خاتمه دهد. با آن که فرانسه به این توفیق هنوز دست نیافته است اما اراده جدی اتحادیه اروپا برای حل بحران را نشان می‌دهد بنابراین قطر می‌تواند از ناحیه اتحادیه اروپا مطمئن باشد که هرگز از طرفی جانبداری نخواهد کرد بلکه تلاش مضاعفی خواهد داشت تا بحران حل شود.

4- دیپلماسی خارجی قطر پس از این بحران نشان داده است که به رغم هجوم چند لایه سعودی و امارات و اعمال تحریم‌های متعدد و چند جانبه، تلاش می‌کند تا بحران را اداره کرده و از توسعه آن به دایره‌های دیگر جلوگیری کند. با آن که اقدامات متقابل قطر به سیاستهای سعودی و امارات بسیار چشمگیر بوده و نشان داده از هجوم سیاسی و تبلیغاتی علیه این کشورها ترسی به خود راه نمی‌دهد (مثل استقرار بیش از سه هزار نفر از نیروهای نظامی ترکیه در این کشور یا افشای ارتباطات سعودی با برخی مجموعه‌های تروریستی و یا طرح تحولات یمن از سوی شبکه الجزیره) اما سیاست اصلی قطر تلاش برای حل و فصل بحران و عدم توسعه آن است. لذا از آن جهت که اراده سیاسی در قطر برای حل بحران و نه توسعه آن است انتظار می‌رود با نقش میانه آمریکا در بین دو طرف، این موضوع به شکلی دیپلماتیک حل شود. گرچه با شرایط کنونی اگر بحران هم به همین شکل موجود ادامه یابد اما در سایه عدم اجماع آمریکا و اتحادیه اروپا علیه قطر، این کشور تا سالهای سال می‌تواند بحران را اداره کند.

5- یکی از طرف‌هایی که می‌تواند نقش‌های غیر مستقیم در بحران اعمال کند روسیه است. روسیه نیز سیاست دعوت به آرامش و حل و فصل بحران از طریق گفتگو را پیشنهاد کرده است اما روشن است که در سایه فاصله زیاد سیاست خارجی روسیه از سعودی و امارات در منطقه خاورمیانه و به خصوص سوریه، روسیه تلاش خواهد کرد از بحران کنونی به نفع حل و فصل بحران سوریه استفاده کند. دولت قطر نیز برای حفظ موازنه در سیاست خارجی‌اش بعد از این بحران، روسیه را وارد جریان کرده است تا بتواند از توانایی‌های روسیه در حل و فصل بحران استفاده کند از همین رو وزیر خارجه قطر چند روز پس از آغاز تشنج در روابط قطر با سعودی و امارات به مسکو سفر کرد. بدون شک مسکو در این بحران هرگز جانب سعودی و امارات را نمی‌گیرد و تلاش می‌کند تا با ایفای نقش بی‌طرف، جلوی گسترش بحران را گرفته و آن را حل کند لذا فرض ایجاد نوعی حمایت از سعودی و امارات در این بحران از سوی مسکو محال است و قطر از این بایت خیالش راحت است.

6- ایران و ترکیه دو عامل منطقه‌ای و البته بسیار مهم در کنار این بحران قلمداد می‌شوند. جمهوری اسلامی ایران سیاستی منطقی را در پیش گرفته است و تحت هیچ شرایطی از مواضع سعودی و امارات حمایت نمی‌کند اما در عین حال در سایه بحران نظامی و امنیتی در خاورمیانه به شدت مخالف گسترش این پرونده است لذا از همه طرف‌ها خواسته است به میز گفتگو و مذاکرات روی آورند. در کنار این امر، سیاست حمایت از قطر در چهارچوب بازکردن مرزهای دریایی و هوایی برای رساندن محصولات غذایی به قطر را اتخاذ کرده زیرا ایران با استفاده از اهرم محاصره اقتصادی تحت هر عنوانی مخالف است و معتقد است این کار به ملت‌ها آسیب می‌رساند. اما ترکیه مواضع بسیار سخت‌تری در حمایت از قطر اتخاذ کرده و نیروهای نظامی هم به قطر اعزام تا احتمال هرگونه دخالت نظامی از سوی سعودی و امارات را در قطر سد کند. این اقدام ترکیه حتما با مشورت و موافقت آمریکا هم بوده است. همین امر نشان می‌دهد آمریکا هرگز وارد بازی سعودی و امارات علیه قطر نمی‌شود.

بنابراین دو کشور مهم منطقه‌ای یعنی ایران و ترکیه نیز از سیاست‌های مشترک سعودی امارات علیه قطر هرگز حمایت نمی‌کنند و از این بابت هم خیال قطر راحت است.

7- سعودی به خوبی آگاه است که تشدید بحران علیه قطر می‌تواند مواضعش در قبال پرونده‌های باز در خارومیانه همچون بحران سوریه و یمن را به شدت تضعیف کند. از این امر، آمریکا و دیگر طرف‌های بین‌المللی نیز به خوبی آگاه هستند لذا بعید است بحران را به پرونده‌ای لاینحل تبدیل کند و ناچار است در سایه مواضع طرف‌های بین‌المللی و منطقه‌ای دایره تشدید بحران را محدود کند و همین امر دست سیاست خارجی قطر را در اداره موضوع باز می‌گذارد.

8- ادامه بحران در روابط سعودی و امارات با قطر می‌تواند موجب تزلزل در پایه‌های شورای همکاری خلیج فارس گردد. این در حالی است که کویت نقش میانجیگری در بحران را در پیش گرفته و عمان نیز موضعی بی‌طرفانه در بحران را در پیش گرفته و ناوگان هوایی و بنادر خود را همچنان به سوی قطر باز گذاشته است. همین امر حتما باید سعودی را ترغیب کند که به شکلی مناسب به بحران خاتمه دهد. قطر نیز با علم به همین امر و با تکیه بر حفظ یکپارچگی شورای همکاری، در سیاست خارجی خود به عنوان یک نقطه قوت برای اداره بحران استفاده می‌کند.

http://jomhourieslami.net/?newsid=147043

ش.د9602392

نظرات بینندگان
آخرین مطلب
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات