زنجان >>  عمومی >> یادداشت سیاسی
تاریخ انتشار : ۱۲ خرداد ۱۳۹۷ - ۰۸:۰۳  ، 
کد خبر : ۳۱۱۰۴۲

از استعمار کلاسیک تا استعمار نو

استعمار نو در صدد متلاشی کردن فرهنگ کشورهاست و برای در اختیار گرفتن فکرها و ذهنیت های یک جامعه قدم برمی دارد در حالی که هدف استعمار کلاسیک تنها به در اختیار گرفتن مدیریت سیاسی و اقتصادی کشورها خلاصه می شد.
پایگاه بصیرت / حسین اسم خانی
امروزه بسیاری از معانی و  قلمرو کلمات سیاسی با گذشت زمان و تغییر اوضاع سیاسی جهانی دچار تغییر و تحول شده است. مفهوم استعمار از آن جمله است. در این یادداشت مرور کوتاهی بر مفهوم استعمار و سیر تحول معنایی آن در گذر زمان خواهیم داشت.
در یک تعریف کلی می توان استعمار را در بهره کشی از انواع منابع یک کشور در راستای منافع کشور استعمار گر معنی کرد. در سالیان گذشته استعمار کشورها از پیچیدگی خاصی برخوردار نبود و این امر کاملاً مشهود بوده و ابزارهای پیچیده ای را شامل نمی شد. به عنوان مثال اگر سلطه انگلیس بر ایران را در زمان قاجار در نظر بگیریم این موضوع کاملاً آشکار بود که آنها نفت ایران را علنی استخراج کرده و به فروش می رساندند و سهم دلخواه و ناچیزی به ایران می رسید و علاوه بر آن در کشورهای مستعمره، به عینه ملاحظه می شد که اراده انگلیس در همه زمینه های آن کشورها حاکم است.
مفهوم استعمار امروزه یک سری معانی دیگری را در خود جای داده است و استعمار معاصر کشورها که از آن به استعمار نو نیز یاد می شود، صرفاً در مکیدن جبری ثروت کشورهای دیگر خلاصه نمی شود، بلکه بدلیل شکل گرفتن جایگاه رسمی کشورها در دنیای امروز و موضوعات و مسائلی از قبیل دموکراسی، حق تعیی سرنوشت، حقوق بشر و ... استعمار امروزی شکل پنهانی یافته است و چه بسا بتوان گفت در بسیاری موارد راحت تر از گذشته نیز شده است. از جمله کشورهایی که امروزه می توان گفت با تعریف جدید از استعمار، مستعمره محسوب می شوند، کشور عربستان است. امروزه این کشور کانالیزه، شرطی شده و وابسته به قدرت های بزرگ از جمله آمریکا است.
با وجود اینکه عربستان در ظاهر نفت خود را استخراج و به فروش می رساند، ولی در خرج پول های بدست آورده تقریباً اختیاری ندارد و این کشور امریکاست که تحمیل می کند که چگونه و در چه مسیری پول ها را صرف کند و در این میان سهم کشور امریکا از پول های نفتی این کشور به طرق مختلف شامل خرید سلاح از امریکا، کمک به پیشبرد منافع و سیاست های خاورمیانه ای امریکا و سرمایه گذاری در داخل امریکا یا نگهداری دلارهای نفتی در بانک های امریکایی پرداخت می شود. در اثبات مستعمره شدن عربستان مثال های فراوانی می توان زد که چند نمونه آن را در ادامه متذکر می شویم:
- وابستگی مطلق عربستان به سلاح های آمریکایی و عقد قرارداد های تحمیلی ده ها میلیارد دلاری در این زمینه
- حمایت مالی هنگفت از گروه های تروریستی که مادر حیات آنها آمریکا می باشد. از جمله داعش و گروه های تروریستی به وجود آمده در سوریه که به اذعان سردمداران آمریکایی، شکل گیری و تغذیه نظامی آن ها بدست خود امریکا بوده است.
- ایجاد جنگ های نیابتی در کشورهای دیگر که صرفاً در راستای منافع آمریکا می باشد.
- دخالت امریکا در امور کشورهای دیگر توسط مترسکی به نام عربستان. مانند آنچه که عربستان در مورد ایران و ترویج ایران هراسی در منطقه دنبال می کند.
- موافقت با هر آنچه که آمریکا موافق است و مخالفت با هر آنچه که آمریکا مخالف است.
- و....
کاملاً مشهود است که کشورهای استعماری امروزی در بسیاری جهات به نسبت گذشته سود و بهره بیشتری از مستعمرات خود می برند. در زیر به نکاتی در این زمینه اشاره می کنیم:
1. استعمار امروزی وجهه زشت استعمار کلاسیک و قدیمی را ندارد و حتی برای برخی مقبولیت هایی هم به همراه دارد.
2. در استعمار نوین منافع بیشتری بدون صرف زحمت و هزینه اقتصادی و سیاسی برای استعمارگر رقم می خورد.
3. در ظاهر امر روابط حسنه ای بین دو کشور استعماری و مستعمره وجود دارد و این روابط با قوانین ظاهری بین المللی نیز تناقضی ندارد و سایر دولت ها نیز نمی توانند در خصوص این روابط اظهار نظری کنند و یا آن را محکوم کنند؛ چرا که بر اساس همین قوانین فراگیر بین الملل محکوم به دخالت در امور کشور دیگر می شوند.
4. استعمار نو در صدد متلاشی کردن فرهنگ کشورهاست و برای در اختیار گرفتن فکرها و ذهنیت های یک جامعه قدم برمی دارد در حالی که هدف استعمار کلاسیک تنها به در اختیار گرفتن مدیریت سیاسی و اقتصادی کشورها خلاصه می شد.
نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات