فرهنگی >>  فرهنگی >> اخبار ویژه
تاریخ انتشار : ۰۴ شهريور ۱۳۹۶ - ۰۷:۱۱  ، 
کد خبر : ۳۰۴۰۹۳
نگاهی به وضعیت این روزهای هنرهای نمایشی در ایران

تئاتر به کدام سو می رود؟

طی سال های اخیر، وضعیت هنرهای نمایشی ما کاملا تغییر کرده است. آنچه امروز به عنوان تئاتر شناخته می شود، جریانی منفک از مردم و آئین های سنتی و مذهبی این سرزمین است. نمایش های جدید که اغلب در مجموعه هایی چون تئاتر شهر یا تئاتر ایرانشهر روی صحنه می روند، بسته هایی به ظاهر روشنفکرانه هستند که در آنها به جای هنر و اندیشه، بد زباني و فحاشي، پرده دري اخلاقي ، پوشش نامناسب بازیگران و نمايش روابط ناسالم موج می زند.
پایگاه بصیرت / گروه فرهنگی/سعید رضایی
تئاتر، همواره به عنوان هنری فاخر و تفکر برانگیز شناخته شده است. هنرهای نمایشی و حتی تئاتر مدرن ریشه در آئین های مذهبی دارند، به طوری که درام یونانی، که پایه و اساس تئاتر مدرن است، از مراسم پرستش رب النوع دیونیسوس بوجود آمده است. در کشور ما نیز هنرهای نمایشی پیوندی همیشگی و ناگسستنی با باورها و آئین های مذهبی داشته اند؛ نمایش هایی چون تعزیه، شبیه خوانی، نقالی، شاهنامه خوانی و ... بخشی از آداب و رسوم ما بوده اند که در قالب هنر، به انتقال اندیشه و ارزش های اخلاقی و دینی از نسلی به نسل دیگر عمل می کردند.
طی سال های اخیر اما وضعیت هنرهای نمایشی ما کاملا تغییر کرده است. آنچه امروز به عنوان تئاتر شناخته می شود، جریانی منفک از مردم و آئین های سنتی و مذهبی این سرزمین است. نمایش های جدید که اغلب در مجموعه هایی چون تئاتر شهر یا تئاتر ایرانشهر روی صحنه می روند، بسته هایی به ظاهر روشنفکرانه هستند که در آنها به جای هنر و اندیشه، بد زباني و فحاشي، پرده دري اخلاقي ، پوشش نامناسب بازیگران و نمايش روابط ناسالم موج می زند. دیگر از قهرمانان و اسطوره ها در نمایش های ایرانی خبری نیست –مگر برخی استثناها- اما شخصیت های وارفته، فاسد، دگرباش ها و افیونی ها، زنان خیابانی و مواردی از این دست، روی صحنه نمایش های ما خودنمایی می کنند. 
ریشه اصلی مشکلات تئاتر در این است که عده اي از اهالي اين عرصه كه راهي براي خودنمايي و جذب مخاطب از راه درست و هنرمندانه نمي يابند تن به استفاده از تمهيداتي خارج از دايره عرف و اخلاق اجتماعي مي دهند، بلکه از این طریق جلب توجه کنند. به ویژه با خصوصی شدن تالارهای نمایشی و الزام به بازگشت سرمایه، دستاویز قرار دادن ابزارهایی چون بازیگران مشهور، بدحجابی، الفاظ رکیک و حتی حرکات موزون در نمایش ها پررنگ تر شده است. 

تئاتر به کدام سو می رود؟

همین مسائل هم سبب شده که تئاتر ايران در مقايسه با ساير گونه هاي هنري منزوی تر باشد. به جز برخي از آثار كه گاهي و به طور تصادفي سر و صدايي به پا مي كنند و بعضي از جشنواره ها كه در چند روز برپايي، چشم هايي را جذب خود مي كنند، در ساير زمان ها گويي تئاتري در اين كشور وجود ندارد. نه جامعه ما را با تئاتر كاري هست و نه تئاتر را با جامعه. به راستي مضامين و داستان هايي كه در آثار نمايشي تجلّي مي یابند تا چه حد ملهم از فرهنگ و جامعه ما هستند؟ بدون شك خيلي كم. اگر هم چيزي به نام فرهنگ ايراني در معدود آثاري به منصه ظهور مي رسد، موضوعات و داستان هايي تكراري از ادبيات كهن هستند. داستان هايي همچون «ليلي و مجنون»، «خسرو و شيرين» و ... كه گرچه در جاي خود مهم و ارزشمند هستند، اما مسئله اين است كه رويكرد به اين داستان ها در آثار نمايشي بيشتر ناظر بر جنبه هاي عشقي آنهاست.

تئاتر به کدام سو می رود؟

برآیند کلی آنچه در تئاتر حرفه ای ما می گذرد، دور بودن این جریان از مسائل روز فرهنگی و اجتماعی است. موضوعاتی چون انقلاب اسلامي، دفاع مقدس، مسائل منطقه و جهان، مقاومت، سرمایه داری و اشرافیت افسار گسیخته، عدالت اجتماعی، قهرمانان ملی و مذهبی و ... به ندرت موضوع یک نمایش قرار می گیرند. به همین دلیل هم حضور در مراکز تئاتر و تماشای نمایش ها، هیچ گاه دغدغه مردم نیست. 
به ندرت پیش می آید که یک خانواده برای تفریح یا پرکردن اوقات فراغت خود، تئاتر را انتخاب کنند. هیچ گاه صحبت و بحث درباره نمایش ها بین مردم رایج نیست. هيچ وقت در بين مردم صحبتي از تئاتر، بازيگران آن، آثاري كه اجرا مي شود و فراز و نشيب هاي آن نمي شود. بلكه مخاطب تئاتر، قشري محدود و ثابت است. اگر بررسي شود مي توان به اين نتيجه رسيد كه عمده تماشاگران آثار نمايشي افراد خاصي هستند كه مي توان آن ها را در اكثر اجراها ديد. از این رو، هنرمندان و مدیران تئاتر کشور باید در نحوه برگزاری این جشنواره تجدیدنظر کنند. تنها راه چاره براي تغيير وضع موجود تئاتر ايران، تحول در نگاه مديران و سياستگذاران تئاتر است. آنها بايد ايمان بياورند كه تئاتر مي تواند در خدمت ارزش هاي جامعه باشد و لزومي ندارد كه آن را تبديل به پناهگاه و حيات خلوت افکار و فرهنگ نامطلوب كنيم. همچنین در حالي كه تئاتر ما در انحصار روشنفكران و تازه به دوران رسيده هاي فكري است، هنرمندان متعهد در اين عرصه حضور كمرنگي دارند و به ندرت روي صحنه مي آيند.

تئاتر به کدام سو می رود؟

تئاتر مدرن هم می تواند در خدمت معنویت، اخلاق و انديشه انقلابي باشد. به این شرط كه از پوسته محدود و بسته خود خارج شود و افق های متفاوت تری را پیش روی خود بگشاید. توجه به مسائل روز جامعه و دنیا، پرهیز از اصل قرار دادن تئوری های منسوخ غربی در زمینه تئاتر و بازگشت به متون و فرهنگ بومی و دینی، زمینه را برای پالایش و احیای تئاتر فراهم می کند. همچنان که پُر تماشاگرترین نمایش های سال های اخیر در کشورمان، آثاری با رویکرد دینی و انقلابی بوده اند. نمایش هایی چون «فصل شیدایی»، «شب آفتابی»، «نسیان»، «کاروان خورشید» و ...

تئاتر به کدام سو می رود؟

شهید سیدمرتضی آوینی 25 سال قبل، وضعیت امروز تئاتر مار ا پیش بینی کرده و در یادداشتی نوشته بود: «تئاتر امروز ايران مصداق شجره اي است كه ريشه در عمق خاك ندارد و به طوفاني نه چندان شديد فرو خواهد افتاد... دوران جلوه فروشي طاووس پير غرب گذشته و آن شيفتگي جنون آميز كه ما را از تأمل و تفكر در خودمان باز مي داشت فرو نشسته است. عهد بشر با خدا تجديد گشته است و اگر تئاتر از مقتضيات اين تجديد عهد تاريخي غفلت كند، سر از بستر اين بيماري برنخواهد داشت و خواهد مرد» وی در همین مقاله، راه حل خروج تئاتر از این وضعیت را هم این گونه ارائه داده بود: «تئاتر شرق مي تواند با رجعت به سوابق تاريخي و ملي خويش زنده بماند و در اين طريق، پيش از هر چيز بايد عنان تقليد را از گردن باز كند و زنجيرهاي رعب و شيفتگي به غرب را از دست و پاي خويش بر دارد. معرفت نسبت به تئاتر غرب و سير تحولي كه پيموده است مقدمه خود آگاهي ماست، اما اين معرفت بايد از منظر تفكر مستقل ما حاصل آيد نه از آن طريق كه غربيان خود خويش را معرفي كرده اند... هنر نمايش اگر ريشه در خاك فرهنگ و ادب اين مرز و بوم بدواند، عرصه هاي ديگري نيز براي ادامه حيات خواهد يافت، چنان كه در سال هاي آغازين پيروزي انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي چنين شد و گروه هاي نمايشي خودپرورده اي از ميان مردمان پايين دست سر برآورد؛ اما اين نهال هاي نازك مورد بي مهري باغبان واقع شدند و از تشنگي خشكيدند.»/
نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات