فرهنگی >>  فرهنگی >> اخبار ویژه
تاریخ انتشار : ۱۲ مهر ۱۳۹۶ - ۱۳:۴۶  ، 
کد خبر : ۳۰۴۹۳۴
بررسی آسیب های اجتماعی در بین دانش آموزان در گفتگوی بصیرت با گالیا توانگر:

تربیت یک شهروند نمونه در سیستم آموزشی ما مغفول مانده است/ بیشتر دانش آموزان با تاریخ کشور بیگانه اند/شناخت تاریخ سبب دوری دانش آموز از ارزش های کاذب می شود

الان بیشتر دانش آموزان با تاریخ خودشان بیگانه هستند و یا نسبت به آن بی تفاوتند، اما اگر بیاییم و این تاریخ را در قالب داستان و در قالب ادبیات و کتاب های زیبای کمک آموزشی ارائه دهیم و برهه های مختلف تاریخی را برای دانش آموز بیان کنیم، که در هر یک از این برهه ها بر اثر هجوم بیگانگان و گرایش به غیرخودی ها چه اتفاقاتی افتاده است و چه بر سر ملت آمده است، خود دانش آموز می تواند راه را برای خودش مشخص کند.
پایگاه بصیرت / گروه فرهنگی
تربیت یک شهروند نمونه در سیستم آموزشی ما مغفول مانده است/ بیشتر دانش آموزان با تاریخ کشور بیگانه اند/شناخت تاریخ سبب دوری دانش آموز از ارزش های کاذب می شود
رشد فزاینده آسیب های اجتماعی در چند سال اخیر سبب شده علاوه بر جوانان، نوجوانان و حتی کودکان ما که در سنین تحصیل و علم آموزی و به عبارتی در حساس ترین برهه جامعه پذیری خود قرار دارند، در معرض آسیب های گوناگونی قرار گیرند. آسیب هایی چون پرخاشگری و خشونت، فرار از مدرسه، ترک تحصیل، و حتی آسیب های خطرناک تری چون اعتیاد، سرقت، خودکشی و روابط جنسی که هر یک می تواند هشدار جدی برای امروز و فردای سرمایه های اجتماعی ایران اسلامی باشند. 
با توجه به اهمیت این موضوع و آغاز سال تحصیلی جدید، گفتگویی با خانم گالیا توانگر، کارشناس مسائل اجتماعی صورت گرفته است که در ادامه می آید:

بصیرت: درباره آسیب های اجتماعی رایج در بین دانش آموزان لطفا توضیح دهید.
در رابطه با آسیب های رایج در بین دانش آموزان باید عرض کنم که یکی از مهم ترین آسیب ها این است که نظام تعلیم و تربیت ما، هدف اصلی اش متوجه تعلیم و تربیت شهروند خوب برای جامعه اسلامی نیست. در واقع نظام آموزشی ما بیشتر همان آموزش محور است که این آموزش محوری هم معمولاً با روش هایی انجام می شود که به روز نیستند. بُعد تربیتی هم معطوف به این نیست که بخواهد یک دانش آموز توانمند را که بتواند فردا زندگی خودش را به نحو احسن اداره کند و همین طور بتواند نقشی در جامعه خودش داشته باشد، تربیت کند. برای مثال یک دانش آموز خوب و مستعد در آینده با توجه به استعدادهایی که در طی تحصیل خودش کسب کرده باید بتواند کارآفرین باشد و همیشه چشمش دنبال این نباشد که دولت بتواند برای او شغلی را ایجاد کند، اما به این موضوع توجه نشده است. از این رو معمولاً همین افراد وقتی فارغ التحصیل می شوند با معضل بیکاری روبرو هستند. 

تربیت یک شهروند نمونه در سیستم آموزشی ما مغفول مانده است/ تاریخ شناسی یک معرفتی را می دهد که باعث می شود که دانش آموز به خودی خود راه را به نحو احسن انتخاب کند و از ارزش های کاذب دوری کند.

از دیگر ابعاد تربیتی و منش اجتماعی این است که شهروند توانمند باید بتواند مسئولیت پذیر باشد، که ما می بینیم در خیلی از مسائل این مسئولیت پذیری کمرنگ است. مثلاً در رانندگی ها می بینیم که هیچ وقت مراعات حال دیگری نمی شود. در مسئله محیط زیست معمولاً منفعل هستند و در مسائل مهم روز مثل مصرف بهینه، از جمله مصرف بهینه انرژی موضع گیری های هماهنگ جمعی به سمت بهبود الگوی مصرف کمتر وجود دارد. اینها همه چیزهایی هستند که باید در یک آموزش و پرورش نمونه، که منجر به خروجی تربیت یک شهروند نمونه می شود، نمود یابد که متأسفانه در سیستم آموزشی ما مغفول مانده است. در واقع این مسئله یکی از مهم ترین آسیب هایی است که در سیستم آموزش و پرورش ما وجود دارد و دانش آموز را آن چنان که باید و شاید برای زندگی آینده اش و برای اهداف جامعه اش تربیت نمی کند.
معضل بعدی این است که دانش آموز با چندگانگی روبرو است، یعنی یک سبک آموزشی و یک الگوی تربیتی در خانه اجرا می شود، یک الگوی تربیتی در جامعه اجرا می شود و یک الگوی تربیتی در مدرسه و اینها گاهی کاملاً با یکدیگر متضاد هستند و دانش آموز سر سه راهی می ماند که کدام راه را انتخاب کند و همیشه با این تضادها گربانگیر است و هیچ کس هم نیست که بگوید کدام درست است.

بصیرت: فضای مجازی امروز در جامعه و به ویژه بین دانش آموزان بیش از آنکه فرصت باشد به آسیب تبدیل شده است. به نظر شما علت چیست و چگونه می توان آن را مدیریت کرد؟
در رابطه با فضای مجازی و مشکلات آن برای دانش آموزان دو نظریه وجود دارد. یک نظریه این است که باید جلوی استفاده دانش آموز از فضای مجازی و اینترنت گرفته شود، اما نظریه جدیدتر این است که ما به هر جهت نمی توانیم جلوی پیشرفت تکنولوژی و نفوذ آن در جامعه را بگیریم و رسالت ما می تواند این باشد که استفاده صحیح از تکنولوژی را آموزش دهیم. همه ما به این مسئله واقف هستیم که مبدأ و نقطه اصلی آموزش همان کلاس درس و مدرسه است. البته خانواده هم نقش خیلی مهمی دارد و باید در یک زمان معین و با نظارت خوب این امکان را برای دانش آموز فراهم کنند تا بتواند برای پژوهش های درسی از فضای مجازی بهره ببرد، اما مدرسه نقش خیلی موثر و عمده ای را دارد، حتی شاید لازم باشد برای اینکه تشخیص رسانه ای و تشخیص دانش آموز برای استفاده بهینه از امکانات فضای مجازی بالا رود، یک واحد درسی را تدارک دید که به آنها آموزش داده شود و این لازمه و ضرورت زندگی امروز است. 
درباره اینکه چرا امکانات خوب فضای مجازی بیشتر به آسیب ها و تهدیدها تبدیل شده است، یکی از علل آن به این مسئله بر می گردد که پیوند بین والدین و بچه ها در خانه کمرنگ شده است. در واقع خانواده ها گرفتار روزمرگی شدند و فرصتی برای گفتگو با یکدیگر ایجاد نکردند. والدین معمولاً خیال می کنند که باید از لحاظ مادی فرزندشان را تأمین کنند و مدرسه هم خیال می کند که باید تنها در چارچوب آموزشی، که به آن توسط قوانین و بخش نامه ها دیکته شده است مطالبی را ارائه دهد و نهایتاً یک کارنامه پر از نمرات خوب بیست می شود ملاک موفقیت! در حالیکه در دنیای امروز تعریف سواد چیز دیگری است. 

تربیت یک شهروند نمونه در سیستم آموزشی ما مغفول مانده است/ تاریخ شناسی یک معرفتی را می دهد که باعث می شود که دانش آموز به خودی خود راه را به نحو احسن انتخاب کند و از ارزش های کاذب دوری کند.

اکنون سواد به تشخیص و تمیز دادن خوب از بد، به استفاده از تکنولوژی های جدید، به سواد اینترنتی معنا می شود. در واقع سواد به معنای این است که فرد بتواند آن قدر تشخیص و تمیز خود را بالا ببرد که بتواند سنجشی به خرج بدهد که کدام رسانه درست می گوید و کدام خبر به حقیقت نزدیک تر است. بنابراین الان تعریف سواد خیلی گسترده تر از تعریفی است که مثلا ما حدود یک دهه قبل از این مفهوم داشتیم و شاید آن چیزی که حدود یک دهه قبل ارائه می شد، مقدمه ای باشد بر سوادآموزی، و سوادآموز در سطح بالاتر این هست که دانش آموز بتواند با قدرت تشخیص خودش بهترین استفاده را از تکنولوژی و فضای مجازی و فضای رسانه ای ببرد و این مستلزم این است که اولاً والدین به این محیط ها و این تشخیص ها و تمیزها ناآشنا نباشند و در ثانی باید مدرسه بتواند این آموزش ها را ارائه دهد و دانش آموزان را به این حد از توانمندی برساند، بنابراین در دنیای امروز و در تعریف سواد، امروز به هیچ وجه کارنامه پر از بیست تنها ملاک موفقیت نیست.
خیلی از والدین را سراغ دارم که برای آنها سوال است که در مقابل فرزندانشان که حالا ابتدایی و یا متوسطه اول هستند و دائماً اصرار می کنند که برای آنها موبایلی خریداری شود و شبکه های مجازی روی موبایل مثل تلگرام و ... نصب شود، چه باید بکنند. از یک جهت بعضی خانواده ها موضع گیری های خیلی سفت و سختی دارند، ولی بیشتر کارشناسان این طور مسئله را حلاجی می کنند که والدین اگر واقعاً نگران آسیب های فضای مجازی برای فرزندانشان هستند و همین طور اولیای مدرسه، باید برای این مقوله وقت گذاشته شود، یعنی در کنار دانش آموز باید حرکت کرد. به این صورت که در یک ساعت معینی باید استفاده از اینترنت و فضای مجازی را برای او مهیا نمود و قبل از آن باید خیلی از حقایق و مسائل را برای او بازگو کرد. باید نظارت دورادور را هم داشت و معمولاً توصیه می شود که خود والدین هم در خانه تمام وقت درگیر فضای مجازی نباشند، چون به هر جهت اولین الگوی دانش آموزان والدینشان هستند. پدر و مادری که با تلگرام سرگرم هستند نمی تواند انتظار داشته باشد که بچه بهانه گیری نکند و نخواهد که از این فضا استفاده کند. ما باید در خانه قانونی را برای فضای مجازی وضع کنیم که در ساعت معینی و با نظارت مشخصی استفاده شود، و در مدرسه هم همانطور که عرض شد باید واحد درسی برای بالا بردن تشخیص و تمیز دانش آموزان در برابر آسیب های فضای مجازی ارائه شود. 

بصیرت: شکل گرفتن ارزش های کاذب در جامعه چه تاثیری بر افزایش آسیب های اجتماعی دانش آموزان دارد؟
دامن زدن به ارزش های کاذب معمولاً از رفتار و کردار الگوها آغاز می شود. شما ببینید معلمی که  خودش درگیر معیشت است و وارد کلاس می شود، هم خستگی خودش را می آورد و هم ناامیدی ها و ناکامی های خودش را و بعضاً می گوید که کاش من هم در بازار مشغول به کار بودم و یا اینکه اینقدر درس خواندیم و آخر چه نتیجه ای داشت؟! خوب همین یک جمله کافی است تا مسیر تفکری دانش آموز درباره آینده اش را به بیراهه بکشاند. یا مثلاً دانش آموز می بیند افرادی در فامیلش هستند که درس خواندند و بیکار هستند، اما بعضاً پسر عمو یا پسر خاله ای که در بازار مشغول است خیلی موفق تر است. البته این را نمی توانیم انکار کنیم که کارآمدی و کارآفرینی و در واقع موفقیت در کار هم می تواند یک بعد از زندگی باشد و یک هدف خیلی خوب باشد، اما آموزش را نباید زیر سوال برد و باید مراقب حرف ها و رفتار خودمان در جایگاه بزرگ تر دانش آموز باشیم. 
از لحاظ مسائل دینی و اعتقادی هم ما با امواج رسانه ای فاسد مواجه هستیم که هر روز همه افراد جامعه از جمله دانش آموزان با آن روبرو هستند. برای مقابله با این امواج همه کارشناسان معتقدند که کار فرهنگی باید دچار یک تحول عظیم در سیستم آموزشی شود و با رویکرد بسیار هوشمندانه تر ارائه شود. شاید یک برنامه صبحگاهی در گذشته می توانست تأثیر دوچندانی داشته باشد، اما الان باید ابزار جدیدتری به کار گرفت. یکی از این ابزارها می تواند بیان کردن حقایق تاریخی یک ملت باشد. الان بیشتر دانش آموزان با تاریخ خودشان بیگانه هستند و یا به آن بی تفاوت هستند، اما اگر بیاییم و این تاریخ را در قالب داستان و در قالب ادبیات و کتاب های زیبای کمک آموزشی ارائه دهیم و برهه های مختلف تاریخی را برای دانش آموز بیان کنیم، که در هر یک از این برهه ها بر اثر هجوم  بیگانگان و گرایش به غیرخودی ها چه اتفاقاتی افتاده است و چه بر سر ملت آمده است، خود دانش آموز می تواند راه را برای خودش مشخص کند. دیگر آموزش های مستقیم و شعارگونه به هیچ وجه پاسخ گو نیست و نمی تواند ارزش های عالی را منتقل کند و من واقعاً یکی از راه کارهای اصلی را این می دانم که سعی کنیم دانش آموزان را با تاریخ کشور خودشان عجین کنیم و یک مودتی بین آنها ایجاد کنیم، چون این تاریخ شناسی یک معرفتی را می دهد که باعث می شود که دانش آموز به خودی خود راه را به نحو احسن انتخاب کند و از ارزش های کاذب دوری کند. 

تربیت یک شهروند نمونه در سیستم آموزشی ما مغفول مانده است/ تاریخ شناسی یک معرفتی را می دهد که باعث می شود که دانش آموز به خودی خود راه را به نحو احسن انتخاب کند و از ارزش های کاذب دوری کند.

بصیرت: در جهت مقابله با آسیب های اجتماعی دانش آموزان دو نهاد موثر قطعاً خانواده و سیستم آموزشی خواهد بود، شما چه راه کارهایی را برای بهبود عملکرد این دو نهاد پیشنهاد می کنید؟
یکی از رسالت های انجمن اولیا و مربیان که الان فقط معطوف به جمع آوری پول و رسیدگی به کمبودهای مادی و امکاناتی مدرسه است، می تواند این باشد که یک گفتمانی بین اولیا و مربیان ایجاد شود که چگونه و با چه زبانی بتوانیم آسیب های اجتماعی را برای دانش آموزمان بازگو کنیم که هم آگاه شود و هم به بیراهه نرود. ما باید امروز بتوانیم به صورت مستقیم با دانش آموز در رابطه با آسیب هایی که متوجه او است، صحبت کنیم. حالا این آسیب می تواند اعتیاد باشد، می تواند مسائل جنسی باشد، می تواند سوء استفاده های فکری از دانش آموز باشد، همه اینها باید در قالب یک گفتمان سالم با دانش آموز به شور و مشورت گذاشته شود و از این موضوع نباید ترسید، چراکه اگر ما خیلی از مسائل را به دانش آموز نگوییم، او به بیراهه خواهد رفت.

با تشکر از خانم گالیا توانگر که وقت خود را در اختیار پایگاه بصیرت قرار دادند. 
مصاحبه از: فهیمه عشرتی خلیل آباد

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات