تاریخ انتشار : ۱۷ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۱:۰۲  ، 
کد خبر : ۳۰۱۷۲۷
حمله نظامي آمريكا به سوريه بر همكاري‌هاي تهران – مسكو افزود

عبور ترامپ از خط قرمز مشترك ايران و روسيه

پایگاه بصیرت / سارا معصومي

(روزنامه اعتماد ـ 1396/01/21 ـ شماره 3779 ـ صفحه 10)

تصميم دونالد ترامپ، رييس‌جمهور ايالات متحده براي دخالت نظامي در سوريه بر لايه‌هاي پرونده‌اي افزود كه شش سال از عمر آن مي‌گذرد و هنوز يك راه‌حل ثابت و مورد اجماع همه بازيگران براي پايان آن مشخص نشده است. هرچند كه تيم امنيتي و نظامي امريكا مي‌گويد كه حمله انجام شده تنها يك مورد بوده و دولت اين كشور در حال حاضر برنامه‌اي براي ورود نظامي وسيع‌تر به بحران در سوريه ندارد اما پرتاب حتي يك بمب امريكايي به دستور رييس‌جمهور اين كشور در خاك سوريه نيز كافي بود تا جهان از ورود نظامي جديد واشنگتن به منطقه خاورميانه سخن بگويد. اصلي‌ترين تفاوت پرونده سوريه با عراق و افغانستان در تطويل شش ساله بحران پيش از بمباران پايگاه الشعيرات توسط امريكا و همچنين تنوع بازيگران منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي در آن است. تفاوتي كه در اين سال‌ها با عنوان «سوريه، زمين جنگ‌هاي نيابتي»، نمود پيدا كرده است. از صبح روز جمعه كه موشك‌هاي تاماهاك از پايگاه‌هاي نظامي امريكا در درياي مديترانه به پرواز درآمدند و دقايقي بعد پايگاه الشعيرات در سوريه را هدف قرار دادند تا به امروز سوال‌هاي بي‌شماري درباره ابعاد متفاوت اين حمله مطرح شده است: آيا ترامپ تصميم صحيح را گرفت؟ آيا براي واكنش نشان دادن به حادثه خان شيخون زود نبود؟ آيا امريكا نبايد منتظر نتيجه تحقيق هيات‌هاي مستقل درخصوص چگونگي حمله شيميايي به خان شيخون مي‌ماند؟ تاثير اين حمله بر محبوبيت دونالد ترامپ در داخل امريكا چيست؟ تا چه اندازه اين حمله نظامي بر انسجام در حال از دست رفتن امريكا با متحدان اروپايي و عرب در منطقه افزود؟ آيا رييس‌جمهور امريكا تصميمي براي براندازي بشار اسد با توسل به زور دارد؟ تاثير اين موشك پراكني بر رابطه متشنج و در اغماي مسكو – واشنگتن چه خواهد بود؟ آيا كرملين از كاخ سفيد دورتر مي‌شود؟ نسخه بعدي كه مسكو براي دمشق مي‌پيچد چه خواهد بود؟ مذاكرات سياسي – نظامي كه در آستانه و ژنو شكل گرفته و در حال پيشروي بود چه سرانجامي خواهد داشت؟ مخالفان باز هم دور يك ميز با نمايندگان دولت سوريه مي‌نشينند؟ چه بر سر مثلث ايران، روسيه و تركيه براي حل و فصل بحران در سوريه آمد؟

يافتن پاسخي براي هركدام از اين پرسش‌ها به تحليل شرايط ديروز و بازتعريف منافع امروز بازيگران متفاوت منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي در سوريه بازمي‌گردد اما شايد اصلي‌ترين سوالي كه اين روزها ذهن ناظران داخلي يا منطقه‌اي را به خود مشغول كرده تاثير اين اتفاق بر رابطه تهران – مسكو است. از زمان روي كارآمدن دولت دونالد ترامپ در امريكا و با توجه به تمايلي كه رييس‌جمهور جديد امريكا براي كار با كرملين از خود نشان مي‌داد اين ابهام در داخل ايران وجود داشت كه آيا مسكو براي حل اختلاف‌هاي عديده خود با واشنگتن، از خير همكاري‌هاي استراتژيك با تهران و رابطه‌اي كه برخي آن را راهبردي مي‌خوانند، مي‌گذرد؟ حتي پيش از آنكه ترامپ نيز در كاخ سفيد مستقر شود پاي بازيگر سومي به نام تركيه به ميدان كشيده شده بود و رقص مسكو – آنكارا زنگ‌هاي خطر را در تهران به صدادرآورده بود. بحران در سوريه به برگ مهم و تاثيرگذاري در پرونده رابطه ايران و روسيه بدل شده بود و همزمان تنش در رابطه كرملين با پايتخت‌هاي كشورهاي اروپايي و همچنين واشنگتن در دوره باراك اوباما عملا دو كشور را به همكاري‌هاي اجتناب‌ناپذيري در سطح منطقه‌اي نزديك كرده بود.

دونالد ترامپ نيز در تمامي برنامه‌هاي انتخاباتي خود و همچنين پس از راهيابي به كاخ سفيد به صراحت اعلام كرده بود كه نخستين بند از نسخه وي براي منطقه خاورميانه، مبارزه با داعش و از ميان بردن اين جريان است. هرچند كه سياست رييس‌جمهور امريكا در قبال سوريه چندان واضح و مشخص نبود اما برآوردهاي اوليه همگي حاكي از اين بود كه ترامپ مي‌خواهد با كمترين هزينه بحران در سوريه را به مرحله‌اي برساند كه ديگر تهديد‌كننده امنيت ملي در امريكا نباشد. وقوع حمله شيميايي به خان شيخون اما بسياري از برگه‌هاي روي ميز را جابه‌جا كرد. هرچند كه امريكايي‌ها مي‌گويند روسيه را در جريان حمله به پايگاه الشعيرات قرار داده بودند تا مانع از تلفات انساني به اين كشور شوند اما اين براي روسيه‌اي كه سوريه را مهم‌ترين پرونده ورود تاريخي خود به بحران‌هاي متعدد در خاورميانه مي‌داند چيزي بيش از يك واكنش به حمله شيميايي در خان شيخون بود. تا پيش از اين حمله نظامي حتي به فرض محدود بودن آن، برگزاري نشست‌هاي سياسي و نظامي در آستانه به ابتكار ايران، روسيه و تركيه به معناي از گود بيرون ماندن امريكايي‌ها در پرونده سوريه بود. اكنون اما مي‌توان گفت كه واشنگتن پس از چندسال انفعال امريكاي تحت سيطره باراك اوباما در پرونده سوريه، درحال ورق زدن برگه‌هاي اين پرونده و تصميم‌گيري‌هاي جديد است. ترامپ مردي كه شيفته واكنش‌آفريني هرچند به شكل محدود براي بهره‌برداري‌هاي مقطعي است، با حمله محدود و مشخص به سوريه فعلا توانسته در بعد داخلي و نزد افكار عمومي اين كشور تا حدودي وضعيت خود را بهبود ببخشد.

پايان مثلث تركيه، روسيه و ايران؟

مسكو ساعاتي پس از حمله امريكا به پايگاه الشعيرات، هرگونه همكاري نظامي با واشنگتن در پرونده سوريه را پايان يافته اعلام كرد و خبرهايي از اعزام ناوچه روسي به بندر طرطوس در سوريه منتشر شد. روس‌ها حتي در عكس‌العمل هم تلاش مي‌كنند جلوتر از امريكايي‌ها بايستند و اين از تكاپوي نظامي و ديپلماتيك كرملين در 72 ساعت گذشته كاملا مشخص است. نخستين تاثير اين حمله را بايد در تشديد همكاري‌هاي ايران و روسيه در سوريه در سايه مدح و ستايش از سياست جديد نظامي ترامپ در سوريه توسط تركيه دانست. مقام‌هاي سياسي و امنيتي روسيه و ايران در چندروز گذشته موضع‌گيري‌هاي واحد و يكساني در برابر اين اقدام ترامپ داشتند و تماس‌هاي تلفني ميان دو پايتخت كه شايد پيش از اين چندان علني نمي‌شد با ذكر جزييات گفت‌وگوها و رايزني‌ها منتشر شد. همزمان مقام‌هاي ارشد ايران و روسيه تماس‌هاي مكرري با بشار اسد داشتند و به نظر مي‌رسد كه مثلث تهران، دمشق و مسكو باز هم پررنگ‌تر از ساير ائتلاف‌ها به كار خود ادامه مي‌دهد. آينده كاري مثلث ايران، روسيه و تركيه درچندهفته اخير با توجه به اميدواري آنكارا به تغيير سياست‌هاي امريكا در قبال پرونده سوريه در سياه دولت تازه نفس امريكا در چندهفته اخير نيز دستخوش تحولاتي شده بود و تركيه با كاهش سطح حضور خود در نشست‌هاي اخير آستانه نيز اين مساله را به نمايش گذاشته بود.

رجب طيب اردوغان، رييس‌جمهور تركيه در صف ستايش‌كنندگان حمله نظامي امريكا به پايگاه الشعيرات، رديف‌هاي نخست را به خود اختصاص داد و حتي تاكيد كرد كه اين حمله لازم اما ناكافي بوده است. روز گذشته نيز در مصاحبه‌اي كه خبرگزاري آناتولي از اردوغان منتشر كرد وي با اشاره به مذاكرات آستانه گفت: در اين مذاكرات روند خوبي در پيش گرفته است اما متاسفانه اين مذاكرات آنگونه كه ما مي‌خواستيم پيش نرفت.» در همين مصاحبه رييس‌جمهور تركيه تاكيد مي‌كند كه روسيه بايد دست از حمايت بشار اسد بردارد و امريكا نيز بايد برحجم برنامه‌هاي نظامي خود در سوريه بيفزايد. درحالي كه رابطه تركيه به عنوان عضوي از ناتو با ساير كشورهاي اين نهاد نظامي اروپايي در چندماه اخير دستخوش تحولات نه چندان مثبتي شده است، آنكارا پس از حمله موشك‌هاي امريكايي به پايگاه الشعيرات ابراز اميدواري كرد كه اين مساله بتواند منجر به نزديكي بيشتر اعضاي ناتو با وجود اختلاف‌هاي فاحش ميان كشورهاي عضو شود. مقام‌هاي ترك از رييس‌جمهور تا نخست‌وزير و وزير امورخارجه در سه روز گذشته از حمله نظامي امريكا به خاك تركيه بيشترين موضع‌گيري‌ها در اين خصوص را داشته‌اند و به نوعي تلاش كرده‌اند نسخه خود براي حل بحران در سوريه را به امريكا تحميل كنند.

اعلام منطقه امن در سوريه يكي از آرزوهاي دولت اردوغان در شش سال گذشته بود و پس از اين حمله نظامي امريكا نيز مقام‌هاي آنكارا به كرات تاكيد كرده‌اند كه با توجه به حمله شيميايي رخ داده در خان‌شيخون در حال حاضر تشكيل چنين منطقه‌اي به ادعاي آنها براي حفاظت از جان شهروندان غيرنظامي يك ضرورت است. آنكارا كه هم در عمليات‌هاي مبارزه با داعش دست دارد و هم با شبه‌نظاميان كرد در سوريه و تركيه درگير است هم خروج بشار اسد از قدرت را مي‌خواهد و هم تعيين منطقه امن در اين كشور را دنبال مي‌كند. حمله نظامي امريكا به سوريه در حالي صورت گرفت كه جامعه جهاني پس از چندسال اصرار شكاف در سياست‌هاي مقابل بشار اسد، اندك اندك در حال قانع شدن به راهكاري بينابين بود تا در سايه آن مبارزه با داعش در اولويت قرار گيرد و پس از آن هم در يك بازه زماني مشخص و در چارچوب يك برنامه‌ريزي سياسي، روند انتقال سياسي قدرت با خواست و اراده مردم سوريه شكل بگيرد. با اين‌همه موشك‌هاي امريكايي اين اجماع را نشانه گرفتند و درحالي كه ايران و روسيه به صراحت مخالفت خود را با اين اقدام نظامي امريكا اعلام كرده‌اند، ساير كشورهاي منطقه‌اي و اروپايي‌ها از اين اقدام رييس‌جمهور امريكا حمايت كرده‌اند. اردوغان در بخش‌هايي از سخنان خود در چندروز گذشته به صراحت اعلام كرده است كه در بحران سوريه دو قدرت اصلي ناتو چشم در چشم هم قرار مي‌گيرند. درحالي كه اردوغان اميدوار است اين حمله نظامي امريكا به سوريه بتواند منجر به نزديك شدن مواضع تركيه و امريكا شود اما بسياري از تحليلگران مسائل منطقه‌اي مي‌گويند كه پيشگويي چنين مساله‌اي آسان نيست چرا كه ترامپ، رييس‌جمهوري نيست كه بتوان از نگاه دقيق وي به مسائل بين‌المللي سخن گفت. هرچند كه حمله نظامي امريكا به سوريه، تحقق ديرهنگام آرزوي رجب طيب اردوغان بود اما همه‌چيز بستگي به گام‌هاي بعدي ترامپ در سوريه دارد.

حقيقت اين است كه رييس‌جمهور امريكا در زماني غيرقابل پيش‌بيني تصميمي غيرقابل پيش‌بيني‌تر براي دخالت نظامي در سوريه گرفت و اين مساله با استقبال تركيه‌اي روبه‌رو شده كه يكي از اصلي‌ترين انتقادهايش عدم دخالت نظامي باراك اوباما، رييس‌جمهور سابق امريكا در سوريه بود. در حال حاضر خواست تركيه با عملكرد اخير امريكا در سوريه تطبيق پيدا كرده اما بايد منتظر ماند و ديد كه آيا اقدام نظامي يا تشديد فشار بر دولت بشار اسد به پاشنه آشيل سياست‌هاي ترامپ در سوريه تبديل خواهد شد يا آنچه صورت گرفت تنها يك عمليات نظامي مشخص با هدفي محدود بود. درحالي كه دولت اردوغان از ژانويه 2017 تلاش مي‌كند تخم‌مرغ‌هاي بيشتري را در سبد قمار اميد بستن به ساكن جديد كاخ سفيد قرار دهد اما عملا در قريب به چهارماه گذشته جز برخي رفت و آمدهاي مشخص ميان مقام‌هاي دولت جديد آمريكا و تركيه، تحول جديد و جامع ديگري در رابطه دوجانبه صورت نگرفته است. درست چندساعت پيش از آنكه ترامپ فرمان حمله نظامي به پايگاه الشعيرات را صادر كند، مولود چاووش اوغلو، وزير امور خارجه تركيه در جريان يك مصاحبه تلويزيوني ادعا كرد كه احتمالا تحولات مثبتي در سايه دولت جديد امريكا در سطح رابطه ميان واشنگتن و آنكارا به وجود خواهد آمد. خبرگزاري شينوا در اين خصوص مي‌نويسد: وزير امور خارجه تركيه در بخش‌هايي از سخنان خود گفت: «دولت فعلي امريكا نگاه منفي نسبت به تركيه ندارد و اشتباهات دولت پيشين اين كشور را كاملا درك مي‌كند.» به نظر مي‌رسد كه منظور وي از اشتباهات دولت پيشين امريكا، امتناع واشنگتن از استرداد فتح‌الله گولن، روحاني كه آنكارا وي را مقصد كودتاي نيمه جولاي 2015 عليه اردوغان مي‌داند، باشد. يكي ديگر از اشتباهاتي كه اردوغان دولت اوباما را مقصر آن مي‌داند، اتحاد واشنگتن با شبه‌نظاميان كرد در سوريه است.

يك مقام دولتي تركيه در گفت‌وگو با شينهوا در اين خصوص مي‌گويد: ما تلاش كرديم دولت اوباما را در بسياري از حوزه‌هاي مورد اختلاف قانع از جمله ماجراي سوريه و استرداد گولن متقاعد كنيم اما توفيقي در اين خصوص حاصل نشد و درحال حاضر به نظر مي‌رسد كه مي‌توانيم با دولت فعلي امريكا به درك مشترك عميق‌تري برسيم. درست يك روز پس از حمله امريكا به سوريه بود كه روزنامه صباح كه از جريان‌هاي رسانه‌اي حامي دولت تركيه به حساب مي‌آيد، تيتر زد: نخستين حمله نظامي امريكا، رفتن اسد و منطقه ممنوع گام‌هاي بعدي در سوريه. با وجود اميدواري‌هاي جديد تركيه به بهبود رابطه با امريكا اما برخي از تحليلگران اعتقاد دارند كه آنكارا در حال ناديده گرفتن پيچيده‌تر شدن بحران در سوريه در سايه دخالت نظامي امريكا در اين كشور است. پيچيدگي‌هايي كه با توجه به همسايگي تركيه و سوريه بالطبع بر امنيت در آنكارا هم تاثير مي‌گذارد. درحالي كه تا پيش از رياست‌جمهوري دونالد ترامپ، اردوغان تمام توان خود را بر احياي رابطه با روسيه گذاشته بود، اكنون به نظر مي‌رسد كه دولت آنكارا در حال از دست دادن دستاوردهاي نسبي است كه در اين خصوص به نام خود سند زده بود.

با وجود اختلاف فاحش ميان موضع‌گيري تركيه و روسيه در مقابل حمله امريكا به سوريه، مولود چاووش اوغلو وزير امور خارجه تركيه نگراني‌ها در اين باره را بي‌مورد خوانده و تاكيد كرده بود كه تركيه به حفظ آتش‌بس در سوريه پاي‌بند است. اين ادعا در حالي مطرح شده كه تركيه از تامين‌كنندگان تجهيزات نظامي برخي از جريان‌هاي معارضه در سوريه است و مخالفان بشار نيز به صراحت از حمله نظامي امريكا به پايگاه الشعيرات استقبال كرده و خواهان تشديد آن شده‌اند. درحالي كه روسيه مي‌گويد عامل حمله شيميايي خان‌شيخون مشخص نيست و حسن روحاني رييس‌جمهور كشورمان نيز خواهان تشكيل كميته‌اي ويژه براي بررسي اين حادثه و مشخص شدن عاملان آن شده است اما تركيه اين پرونده را بسته شده مي‌داند و مي‌گويد كه در برابر استفاده دولت بشار اسد از سلاح شيميايي سكوت نمي‌كند. چاووش اغلو در تازه‌ترين سخنان خود خواهان همكاري مسكو با آنكارا براي تشكيل دولت انتقالي در سوريه شده است. وي درجمع خبرنگاران در آنتاليا گفت: ما مي‌خواهيم به همكاري با روسيه در آستانه براي اعتمادسازي ميان دو طرف و حفظ آتش‌بس در سوريه ادامه دهيم.

تشديد همكاري‌هاي ايران و روسيه

تماس‌ها ميان مقام‌هاي ايران و روسيه در سه روز گذشته از حمله نظامي امريكا به سوريه افزايش يافته است. جدا از تماس‌هاي تلفني ميان محمد جواد ظريف و سرگئي لاوروف وزراي امور خارجه دو كشور، روز شنبه نيز علي شمخاني، دبير شوراي عالي امنيت ملي كشورمان با نيكلاي پاتروشف، دبير شوراي امنيت ملي روسيه گفت‌وگو كرد. اما در ميان اين تماس‌هاي رفت و برگشتي ميان دو كشور آنچه كه در رسانه‌هاي بين‌المللي بازتاب بسيار يافت، تماس تلفني روساي ستاد كل نيروهاي مسلح ايران و روسيه بود. پس از انتشار خبر تماس تلفني سرلشكر محمد باقري و ژنرال والري گراسيموف، رسانه‌هاي بين‌المللي تيتر نسبتا واحدي را انتخاب كردند: ايران و روسيه بر ادامه مبارزه با تروريسم در سوريه تاكيد كردند. به گزارش رسانه‌هاي داخلي، در اين گفت‌وگو طرفين با محكوم كردن عمليات موشكي امريكا به يك پايگاه هوايي ارتش سوريه آن را تجاوز قطعي و آشكار به يك كشور مستقل دانستند كه با برنامه‌ريزي‌هاي قبلي و با هدف كند كردن روند پيروزي‌هاي ارتش سوريه و متحدان آن و تقويت روحيه تروريست‌ها و حاميان آنها صورت پذيرفته است. روساي ستاد كل نيروهاي مسلح دو كشور با تاكيد بر عزم و اراده ايران و روسيه در مقابله با تروريست‌هاي تكفيري تاكيد كردند: مبارزه با تروريسم ادامه يافته و عمليات‌ها عليه تروريست‌ها در سوريه تشديد خواهد شد. طرفين در اين گفت‌وگو حادثه شيميايي خان‌شيخون را يك حادثه مشكوك قلمداد و تصريح كردند: ايران و روسيه معتقد هستند

پيشنهاد سوريه مبني بر انجام يك بازرسي و تحقيق ميداني از سوي گروهي بي‌طرف مي‌تواند حقيقت حادثه هولناك خان‌شيخون را براي افكار عمومي و مردم جهان روشن سازد. خبري از دور شدن ايران و روسيه در پرونده سوريه حداقل در مقطع كوتاه‌مدت زماني نيست و اين مساله را مي‌توان يكي از قطعي‌ترين دستاوردهاي حمله نظامي امريكا به سوريه در صبح روز جمعه دانست. رسانه امريكايي وال استريت ژورنال روز گذشته با انتشار مطلبي در اين خصوص پيش‌بيني كرد كه حجم همكاري‌هاي ايران و روسيه در سوريه افزايش پيدا كند. در بخش‌هايي از اين گزارش آمده است: ايران و روسيه سرمايه‌گذاري سياسي و اقتصادي فاحشي در سوريه داشته‌اند. بخشي از اين سرمايه‌گذاري‌ها براي حفظ بشار اسد در قدرت بوده و بخشي از آن هم در مسير مبارزه با داعش. درحال حاضر با توجه به توسل دونالد ترامپ به گزينه نظامي در امريكا به نظر مي‌رسد كه مسكو و تهران بيش از پيش نسبت به حفظ اين دستاورد حساس شده‌اند. حتي مي‌توان پيش‌بيني كرد كه بر حجم حضور نظامي ايران و روسيه در سوريه هم افزوده شود و درحالي كه برخي از زمزمه‌ها تا پيش از حمله نظامي امريكا به سوريه حاكي از اين بود كه تهران و مسكو در حال بررسي گزينه‌هاي جايگزين براي بشار اسد در پروسه انتقال قدرت هستند اما پس از اين حمله هر دو طرف بر حفظ بشار متمركز خواهند شد. درحالي كه پيش‌بيني برخوردهاي روسيه با اين اقدام اخير ترامپ كار آسان‌تري براي تحليلگران است، يكي از سوال‌هاي غامض پيش روي همه اين است كه ايران چه واكنشي نشان خواهد داد؟ برآيند پاسخ‌هاي داده شده به اين سوال اين است كه ايران عقب نمي‌نشيند.

رابطه ميان ايران و رييس‌جمهور سوريه حتي پيش از آغاز بحران در اين كشور هم به دليل قرار داشتن سوريه در محور مقاومت، رابطه‌اي عميق و استراتژيك بوده است و از سوي ديگر تهران در قريب به چهار دهه گذشته همواره حضور نظامي امريكا در منطقه را شماتت كرده و به هيچ‌وجه به توسعه اين حضور نظامي در سوريه چراغ سبز نشان نخواهد داد. وال استريت‌ژورنال در بخش‌هايي از گزارش خود مي‌نويسد: حمله نظامي امريكا به سوريه، دو راه پيش‌روي ايران و روسيه گذاشته است: «تجهيز بيشتر سيستم دفاعي ارتش سوريه و بالا بردن قواي نظامي دولت يا در مسير يافتن راهكاري ديپلماتيك قرار گرفتن.» ركس تيلرسون، وزير امور خارجه امريكا هفته آينده به مسكو سفر مي‌كند و در كشور ميزبان با رييس‌جمهور ديدار خواهد كرد. ديداري كه اكنون اصلي‌ترين پرونده روي ميز آن را مي‌توان سوريه خواند. درحالي كه بوريس جانسون، وزير امور خارجه بريتانيا دنبال حمله امريكا به سوريه، سفر از پيش تعيين شده خود به روسيه به عنوان مدافع بشار اسد را لغو كرد اما همتاي امريكايي وي ترجيح مي‌دهد بر آتش تنش بيش از اين ندمد و در نخستين رويارويي حضوري با رييس‌جمهور روسيه به صراحت از چرايي سياست نظامي جديد ترامپ بگويد و سخنان كرملين‌نشين‌ها را هم بشنود. به همان اندازه كه ائتلاف ميان ايران و روسيه در سوريه هر روز قوي‌تر از ديروز شده است، امريكاي ترامپ در بهترين حالت براي تداوم حملات نظامي خود به سوريه از حمايت تركيه و عربستان سعودي برخوردار است چرا كه اروپايي‌ها نيز به اين ماجراجويي نظامي ترامپ به شرط آنكه يك بار براي هميشه باشد، روي خوش نشان داده‌اند. بسياري از تحليلگران در مقطع فعلي نسبت به وقوع جنگ جهاني سوم اين‌بار در خاورميانه و از سرزمين شام هشدار مي‌دهند.

وابستگي واكنش‌هاي ايران و روسيه به يكديگر

شيرين هانتر از تحليلگران مسائل ايران در نوشتاري تحليلي براي لوبلگ در خصوص واكنش احتمالي ايران نوشت: ايران، اصلي‌ترين حامي دولت بشار اسد است و بايد گفت كه تا پيش از عمليات نظامي روسيه در سوريه در سپتامبر 2015 مي‌توانستيم ايران را اصلي‌ترين و تنهاترين كشوري بدانيم كه به معناي تمام كلمه از دولت مركزي در سوريه حمايت مي‌كرد. همزمان با پيوستن داوطلبان از كشورهاي سني به شورشيان در سوريه، داوطلبان شيعه نيز از عراق، ايران، افغانستان و پاكستان راهي سوريه شدند تا در كنار بشار اسد قرار بگيرند. حمله موشكي امريكا به سوريه را بايد در متن وسيع‌تري تحليل كرد و آن را به تغيير سياست‌هاي امريكا در خاورميانه به خصوص در عراق مربوط دانست. دولت ترامپ دنبال كاستن از نفوذ ايران در عراق و همچنين كمرنگ‌تر كردن نفش ايران در يمن است. رايزني‌هاي دونالد ترامپ با حيدرالعبادي، نخست وزير عراق در كاخ سفيد و همچنين سفر داماد ترامپ به بغداد را بايد در راستاي همين تلاش‌هاي دولت تازه‌نفس امريكا تحليل كرد. برخي منابع مي‌گويند كه جرد كوشنر، داماد ترامپ در جريان سفر خود به عراق ليست 54 نفره‌اي را به دولت العبادي داده و به وي تاكيد كرده كه واشنگتن خواهان حذف اين افراد از ساختار دولتي در عراق است. برخي منابع مي‌گويند كه اين 54 نفر؛ افرادي بوده‌اند كه ارتباط‌هاي نزديكي با تهران دارند. از سوي ديگر به نظر مي‌رسد كه يكي از مخاطبان حمله نظامي امريكا به سوريه، ايران بوده است. در دولت جديد امريكا چهره‌هايي حضور دارند كه چندان بي‌ميل به توسل به گزينه نظامي عليه ايران نيستند و به همين دليل عده‌اي مي‌گويند اين حمله نظامي پيامي براي كره شمالي و ايران بوده كه هر دو از مخالفان امريكا در عرصه بين‌المللي هستند.

از سوي ديگر، پاكستان نيز اخيرا موافقت خود را با انتصاب ژنرال راحيل شريف به عنوان فرمانده ائتلاف اسلامي مبارزه با داعش به رهبري عربستان اعلام كرده است و هنوز مشخص نيست كه اين مساله چه تاثير منفي و مخربي مي‌تواند بر رابطه تهران و اسلام‌آباد بگذارد. همزمان رجب طيب اردوغان، رييس‌جمهور تركيه نيز هر روز به بهانه‌اي بر ايران مي‌تازد. در چنين شرايطي به نظر مي‌رسد كه جريان كاستن از نفوذ ايران در منطقه در كاخ سفيد به شكل كامل در حال پيگيري است. لوبلاگ در ادامه مي‌نويسد: تداوم سياست‌هاي ايران در سوريه تا حد زيادي به رفتار روسيه وابسته است. اگر روسيه در چند روز آتي حملات نظامي را عليه شورشيان و مخالفان سوري هدايت نكند، به نظر نمي‌رسد كه ايران دست به اقدام نظامي در سوريه بزند كه اين كشور را به سيبل حمله ديگري از سوي امريكا بدل كند. اگر هم روسيه پس از سرمايه‌گذاري‌هاي وسيعي كه در سوريه كرده به سمت تندتر كردن عمليات‌هاي نظامي خود در سوريه برود، تهران نيز با مسكو همراه خواهد شد و شايد بار ديگر مجوز استفاده از پايگاه‌هاي نظامي خود را به روسيه بدهد.

با حمله به سوريه، برجام را به خطر نيندازيد

حمله نظامي امريكا به سوريه خبر خوبي براي سياست امريكا در برابر ايران نيست. اين تيتر مطلب ديگري است كه لوبلاگ درباره تاثيرگذاري تصميم تازه ترامپ بر معادله‌هاي منطقه‌اي در خاورميانه انتخاب كرده است. در بخش‌هايي از اين نوشتار آمده است: رييس‌جمهور امريكا بارها و بارها اعلام كرده كه به دنبال شكست دادن داعش و القاعده در منطقه است با اينهمه وي بايد بداند كه چنين مساله‌اي بدون نوعي از همكاري‌هاي ايران و امريكا ممكن نيست. ايران يكي از كشورهاي منطقه است كه همواره تعهد و عزم خود براي مبارزه با اين گروه‌ها را به تصوير كشيده است. درحال حاضر امريكا بايد به تجربيات خود در عراق و افغانستان رجوع كند. هرچقدر كه سياست‌هاي امريكا در منطقه و در قبال منافع ايران خشن‌تر شده است، ايران نيز با بي‌ميلي بيشتري براي همكاري پاسخ اين رفتارها را داده است. ترامپ در منطقه به ايران نياز دارد اما رفتار وي تاكنون گوياي چنين مساله‌اي نبوده و البته مي‌توان گفت كه از جانب تهران نيز وضع به همين منوال بوده است. مساله ديگري كه دولت امريكا بايد به آن توجه كند اين است كه تنش‌آفريني‌هاي امريكا در سوريه مي‌تواند احتمال رويارويي نظامي ميان ايران و امريكا را افزايش دهد. برخي تندروها در چند روز اخير در رسانه‌هاي امريكايي ادعا كرده‌اند كه استفاده بشار اسد از تسليحات شيميايي (طبق ادعاي رسانه‌هاي غربي) عملا فضا را براي برخورد با برنامه و فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران هموار كرده است.

براي بسياري از تندروهاي امريكايي هر اتفاقي كه در خاورميانه رخ بدهد مي‌تواند بهانه‌اي براي رويارويي نظامي با تهران باشد. اما اگر دولت دونالد ترامپ دنبال تنش مستقيم نظامي با ايران نيست بايد بداند كه هدف قرار دادن دولت سوريه و خاك اين كشور مي‌تواند به صحنه‌اي براي اين نبرد ميان تهران و واشنگتن بدل شود. مساله ديگري كه دولت جديد امريكا بايد مورد توجه قرار دهد اين است كه تطويل بحران در سوريه مي‌تواند خطراتي را براي توافق هسته‌اي ايران با 1+5 هم ايجاد كند. اگر تنش نظامي ميان ايران و امريكا صورت بگيرد عملا حفظ برجام بسيار سخت خواهد بود. خاورميانه‌اي كه در آن از توافق هسته‌اي ايران و 1+5 خبري نباشد مي‌تواند وضعيت را به سال 2013 بازگرداند كه در آن امريكا در چندقدمي جدال نظامي با ايران قرار داشت. شايد حق با ترامپ باشد زماني كه مي‌گويد بمباران سوريه فقط همين يك بار بود و قرار نيست كه واشنگتن در جنگي تمام عيارتر وارد شود اما ليبي در زمان باراك اوباما، افغانستان و عراق در زمان جورج بوش، عراق در دوره بيل كلينتون، عراق در دوره بوش پدر، لبنان در دوره ريگان همگي نمونه‌هايي از تنش در خاورميانه هستند كه نشان مي‌دهند جنگ‌ها در اين منطقه هميشه طبق برنامه پيش نمي‌روند.

http://etemadnewspaper.ir/?News_Id=71891

ش.د9600393

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات