تاریخ انتشار : ۰۸ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۷:۰۴  ، 
کد خبر : ۳۱۱۶۸۱
کارشناس مسائل فلسطین در گفتگو با بصیرت:

«معامله قرن» به سد «مقاومت» می خورد

مهمترین مانع مقابل این طرح مقاومت است. امروز راهپیمایی های بازگشت به شدت عرصه را بر جناح غربی صهیونیستی تنگ کرده است. مانع دوم مردم منطقه هستند مردم کشورهای اسلامی و عربی نسبت به طرح های استکباری حساس اند و این نگاه مردمی مانعی بزرگ در راه تحقق اهداف آنها است. ضمن اینکه نقض قوانین بین المللی در عرصه بین الملل نیز برای آنها مشکلات فراوانی را به وجود خواهد آورد.
پایگاه بصیرت / گفتگو با سیدجعفر رضوی

«معامله قرن» به سد «مقاومت» می خوردنزدیک به سه دهه از مذاکرات سازش در خصوص سرنوشت فلسطین می گذرد. با روی کارآمدن دونالد ترامپ درآمریکا اکنون طرحی دیگر البته با بندهای کاملا محرمانه با عنوان معامله قرن در حال اجرایی شدن است. موانع پیش روی این مساله بیشتر از آن چیزی است که ترامپ و رژیم صهیونیستی پیش بینی کرده بودند. درباره مفاد، اهداف، اقدامات انجام شده، نقش بازیگران و موانع پیش روی این طرح صهیونیستی-آمریکایی، خبرنگار گروه بین الملل بصیرت گفتگویی را با سیدجعفر رضوی کارشناس مسائل فلسطین انجام داده است.


بصیرت: اصلی ترین مفاد معامله قرن چیست؟

معامله قرن طرح دولت آمریکا برای فلسطین اشغالی است. این طرح در مقابل طرح دولت بوش پدر که با عنوان «روند صلح خاورمیانه» شناخته می شد ارائه شده است. مهمترین بند معامله قرن که نقطه افتراق آن با طرح بوش پدر نیز هست، دست برداشتن از طرح دو دولت (Two State) و ایجاد یک دولت یهودی در کل فلسطین تاریخی است. این تمام معامله قرن است. لذا در راستای همین بند است که قدس را پایتخت رژیم صهیونیستی معرفی می کنند و انتقال سفارت آمریکا به همین جهت صورت گرفته است. از سوی دیگر قانون دولت یهود را به همین دلیل به تصویب می رسانند.

در این طرح حل قضیه فلسطین که در طرح قبلی در اولویت قرار داشت و ارتباط کشورهای عربی منوط به حل مسئله فلسطین بود به کنار می رود و مسئله کاملا برعکس می شود یعنی باید کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی در عرصه های مختلف روابط ایجاد کنند و پس از ایجاد این ارتباط، به مسئله فلسطین پرداخته خواهد شد.

عادی سازی روابط به طور رسمی با کشورهای منطقه به ویژه کشورهای عربی یکی از بندهای معامله قرن است. این بخش از معامله قرن شاید از بقیه بندها بیشتر اجرایی شده باشد.

بصیرت: اهداف راهبردی آمریکا و رژیم اسرائیل از معامله قرن چیست؟

جناح غربی-صهیونیستی با معامله قرن قصد دارند طرح های نیمه تمام و شکست خورده خود در منطقه را با هم تجمیع کنند. طرح های چون خاورمیانه جدید و تشکیل دولت های کوچک قومیتی. این طرح ها که همگی با هدف تجزیه منطقه و ایجاد یک ژاندارم غربی به نام رژیم صهیونیستی در غرب آسیا طراحی شده بودند طی یک دهه گذشته و تقریبا از زمان جنگ 33 روزه شکست خورده اند. حال آمریکایی ها و صهیونیست ها به دلایل مختلف تلاش کرده اند همه این طرح ها را تجمیع کنند و به آنها جامه عمل بپوشانند. با این طرح در حقیقت جناح غربی-صهیونیستی می خواهد به رویای نیل تا فرات برسد.

بصیرت: چه شرایطی باعث شده است تا این تصور ایجاد شود که زمان برای اجرای معامله قرن مناسب است؟

از زمانی که آمریکایی ها در عراق و افغانستان با شکست روبرو شدند عرصه منطقه برای آنها تنگ شد. پیروزی های مقاومت در جنگ های 33 روزه و 22 روزه آنها را به عقب راند و بیداری اسلامی نیز این عرصه را بر آنها تنگ تر کرد. به همین دلیل آنها تلاش کردند با سوار شدن بر موج بیداری اسلامی به مقاومت ضربه بزنند و در همین راستا بحران سوریه را ایجاد کردند. هنگامی که بحران سوریه را ایجاد کردند بهترین فرصت را پیدا کردند تا در زمانی که مقاومت درگیر است طرح های خود را پیش ببرند. مشغول بودن مقاومت در سوریه این تصور را ایجاد کرد که زمان برای اجرای این طرح مناسب است زیرا تنها مانع در مقابل طرح های آنها یعنی جبهه مقاومت به شدت در سوریه درگیر شده بود. اما مقاومت در سوریه از تهدید به وجود آمده یک فرصت ساخت و با پیروزی هایی که به دست آورد توانست عرصه را بر آنها تنگ تر کند. علاوه بر این یمن نیز در جریان بیداری اسلامی و بحران سازی های جناح غربی صهیونیستی به جرگه مقاومت پیوست. پیروزی های مقاومت در عرصه میدانی منطقه در کشورهای عراق، سوریه و یمن موجب شد آمریکایی ها و صهیونیست ها مجبور شوند دست به اقداماتی چون معامله قرن شوند آنها نمی خواستند این طرح را اکنون اجرا کنند بلکه با پیروزی های مقاومت مجبور شدند و این مسئله بر آنها تحمیل شد.

بصیرت: به نظر شما واکنش کشورهای اسلامی در سطوح دولتی و مردمی به این توافق چیست؟   

در کشورهای اسلامی همواره دو گونه واکنش وجود داشته است. واکنش مردمی همواره یک واکنش انقلابی و ضد استکباری بوده است

این طرح نه تنها محتوم به شکست است بلکه در عرصه بین الملل نیز تبعات بدی برای آمریکایی ها و صهیونیست ها به همراه خواهد داشت. شکست این طرح می تواند پایانی بر رژیم صهیونیستی باشد چرا که شرایط این رژیم را در داخل و خارج سرزمین های اشغالی در یک زمان به بدترین و وخیم ترین وضعیت خواهد رساند.
چرا که روح اسلام با استکبار و ظلم سر سازش ندارد لذا مردم کشورهای اسلامی با این توافق نیز همچون دیگر طرح های اسلامی به شدت برخورد و مخالفت خواهند کرد. اما متأسفانه در سطح دولت ها این واکنش معمولا عکس این جریان است. یعنی یا واکنشی نشان نداده اند و یا اینکه در حد زبان و گفتار بوده و بیش از آن کاری نکرده اند. برخی از کشورها نیز به رغم ظاهر که از مخالفت دم زده اند، به طور پنهانی با غربی ها همکاری کرده اند. علت عمده هم این است که دولت های اسلامی یا دست نشانده غرب بوده اند و یا اینکه به دلیل ضعف در عرصه های مختلف و وابستگی به کشورهای غربی توان مقاومت و ایستادگی مقابل آنها را نداشته اند. هرچه فشار مردمی بیشتر شود امکان همکاری های پنهان کمتر خواهد شد و چه بسا به دولت ها این جرأت را دهد که با پشتوانه مردمی خود بتوانند با استکبار مقابله کنند.

بصیرت: موضع بازیگران به خصوص نقش عربستان سعودی در این طرح چیست؟

در معامله قرن بازیگر اصلی خود رژیم صهیونیستی است و آمریکایی ها با عنوان سرمایه گذار و حامی اهداف آنها را پیش خواهند برد. اما در این میان عربستان نقش ویژه ای بازی می کند. از یک سو آمریکایی ها می خواهند عربستان را جایگزین اردن و مصر در عرصه فلسطین کنند. ظاهرا هدف اولیه این است که تولیت مکان های مقدس ظاهرا به عربستان واگذار شود و سعودی ها آن را به صهیونیست ها واگذار کنند. سعودی ها در تمام نقاطی که معامله قرن به مشکل برخورد کند نقش کاتالیزور دارند. از سوی دیگر نقش عربستان به عنوان سرمایه گذار در این طرح کاملا برجسته است. یعنی همان گاو شیردهی که ترامپ سال 2017 به آن اشاره کرد. عربستان با سرمایه گذاری در بخش های مختلف در دریای سرخ در حال آماده کردن مقدمات ترانسفر جمعیت فلسطینی ها به بیرون فلسطین است.

بصیرت: معامله قرن با قوانین و قطعنامه های بین المللی درباره فلسطین چگونه برخورد خواهد کرد؟ 

معامله قرن تقریبا تمام قطعنامه های بین المللی درباره فلسطین را نقض خواهد کرد. آنچه تا کنون عملا از این طرح اجرایی شد در 3 نقطه است. اول در دو جزیره تیران و صنافیر مصر که به عربستان واگذار شد. این دو جزیره به نوعی بدون در نظر گرفتن حق حاکمیت ملی مصر از سوی السیسی به عربستان واگذار شد تا در فرآیند ترانسفر جمعیت فلسطینی کارآمد باشد و از سوی دیگر تنگه خلیج عقبه را در اختیار صهیونیست ها قرار دهد.

در وجه دیگر انتقال سفارت آمریکا به قدس مخالفت کامل با قطعنامه های بین المللی است. براساس قطعنامه سازمان ملل قدس شرقی به تنهایی پایتخت فلسطین خواهد بود و به عنوان یک شهر اشغال شده شناخته می شود اما با انتقال سفارت آمریکا، این شهر به عنوان پایتخت دولت یهودی معرفی شد.

دروجه سوم قانون یهودیت دولت که در کنست رژیم صهیونیستی تصویب شد مخالف منشور ملل متحد و اساسنامه سازمان ملل است.

بصیرت: اصلی ترین موانع تحقق این سیاست چیست و دورنمای آن را چگونه می بینید؟

مهمترین مانع مقابل این طرح مقاومت است. امروز راهپیمایی های بازگشت به شدت عرصه را بر جناح غربی صهیونیستی تنگ کرده است. مانع دوم مردم منطقه هستند مردم کشورهای اسلامی و عربی همان گونه که در بالا ذکر شد نسبت به طرح های استکباری حساس اند و این نگاه مردمی مانعی بزرگ در راه تحقق اهداف آنها است. ضمن اینکه نقض قوانین بین المللی در عرصه بین الملل نیز برای آنها مشکلات فراوانی را به وجود خواهد آورد.

برآورد بر این است که این طرح نه تنها محتوم به شکست است بلکه در عرصه بین الملل نیز تبعات بدی برای آمریکایی ها و صهیونیست ها به همراه خواهد داشت. شکست این طرح می تواند پایانی بر رژیم صهیونیستی باشد چرا که شرایط این رژیم را در داخل و خارج سرزمین های اشغالی در یک زمان به بدترین و وخیم ترین وضعیت خواهد رساند. 

مصاحبه از وحید قاسمی


نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات